<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>   داستانهای عبرت انگیز درباره شیطان</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/</link>
<description>نکاتی درباره دام های شیطان برای آلوده کردن فرزندان آدم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 15 Oct 2010 13:38:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>با تشکر</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-494.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;با سلام خدمت شما دوستان &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;من نویسنده این وبلاگ هستم و اسمم کاظم احمدی شمار موبایل ۰۹۳۵۳۸۷۷۷۱۲ ساکن قلعه حسن خان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;من این وبلاگ را برای شما دوستان عزیز چه در ایران و چه در خارج از ایران ساخته ام و امیدوارم که تا الان مطالب این وبلاگ مورد رضایت شما باشد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;این وبلاگ تشکیل شده از چند موضوع :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱- داستانهای از شیطان از کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۲- موضوعاتی از نماز&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۳- مستحبات&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۴- موضوعاتی درباره قرآن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۵-داستانهایی از زندگینامه های پیامبران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۶- و ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ببخشید اگر فهرست موضوعات مطالب این وبلاگ کمی نا مرتب است واقعا ببخشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;امیدوارم که دقایق خوبی در این وبلاگ سپری کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;منتظر نظرات شما هستم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;شاید تا چند وقت نتوان مطالب جدید در این وبلاگ بریزم چون من درس دارم و میرم پیش دانشگاهی و نمی توانم زیاد سر بزنم ببخشید از این بابت شرمنده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;و بازم منتظر نظرات شما هستم میتواند شما بگید من در مورد چی مطلبی برای وبلاگ نگارش کنم با خودتونه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Oct 2010 13:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=494</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-494.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوره انعام</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-496.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; (&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;آيه 74)- از آنجا كه اين سوره جنبه مبارزه با شرك و بت‏پرستى دارد، در اينجا به گوشه‏اى از سرگذشت ابراهيم، قهرمان بت‏شكن اشاره كرده، مى‏گويد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ابراهيم پدر (عموى) خود را مورد سرزنش قرار داد و به او چنين «گفت: آيا اين بتهاى بى‏ارزش و موجودات بى‏جان را خدايان خود انتخاب كرده‏اى»؟! (وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; «بدون شك من، تو و جمعيت پيروان و هم مسلكان تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينم» (إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;چه گمراهى از اين آشكارتر كه انسان مخلوق خود را معبود خود قرار دهد، و موجود بى‏جان و بى‏شعورى را پناهگاه خود بپندارد و حل مشكلات خود را از      برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، ص: 614&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; آنها بخواهد.جمعى از مفسران سنّى، آزر را پدر واقعى ابراهيم مى‏دانند، در حالى كه تمام مفسران و دانشمندان شيعه معتقدند آزر پدر ابراهيم نبود، بعضى او را پدر مادر و بسيارى او را عموى ابراهيم دانسته‏اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; (آيه 75)- دلايل توحيد در آسمانها! در تعقيب نكوهشى كه ابراهيم از بتها داشت، قرآن به مبارزات منطقى ابراهيم با گروههاى مختلف بت‏پرستان اشاره مى‏كند نخست مى‏گويد: «همانطور كه ابراهيم را از زيانهاى بت‏پرستى آگاه ساختيم همچنين مالكيت مطلقه و تسلط پروردگار را بر تمام آسمان و زمين به او نشان داديم» (وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;و در پايان آيه مى‏فرمايد: «و هدف ما اين بود كه ابراهيم اهل يقين گردد» (وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;شك نيست كه ابراهيم يقين استدلالى و فطرى به يگانگى خدا داشت، اما با مطالعه در اسرار آفرينش اين يقين به سر حد كمال رسيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; (آيه 76)- از اين به بعد موضوع فوق را بطور مشروح بيان كرده و استدلال ابراهيم را از افول و غروب ستاره و خورشيد بر عدم الوهيت آنها روشن مى‏سازد.مى‏گويد: «هنگامى كه پرده تاريك شب جهان را در زير پوشش خود قرار داد ستاره‏اى در برابر ديدگان او خودنمايى كرد، ابراهيم صدا زد اين خداى من است! اما به هنگامى كه غروب كرد با قاطعيت تمام گفت: من هيچ گاه غروب كنندگان را دوست نمى‏دارم» و آنها را شايسته عبوديت و ربوبيت نمى‏دانم (فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى‏ كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;(آيه 77)- بار ديگر چشم بر صفحه آسمان دوخت، اين بار قرص سيم‏گون ماه با فروغ و درخشش دلپذير خود بر صفحه آسمان ظاهر شده بود «هنگامى كه ابراهيم ماه را ديد، صدا زد اين است پروردگار من! اما سر انجام ماه به سرنوشت همان ستاره گرفتار شد و چهره خود را در پرده افق فرو كشيد، ابراهيم جستجوگر گفت: اگر پروردگار من، مرا به سوى خود رهنمون نشود در صف گمراهان قرار   برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، ص: 615&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; خواهم گرفت» (فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; (آيه 78)- در اين هنگام شب به پايان رسيده بود و پرده‏هاى تاريك خود را جمع كرده و از صحنه آسمان مى‏گريخت، خورشيد از افق مشرق سربرآورده و نور زيبا و لطيف خود را همچون يك پارچه زر بافت بر كوه و دشت و بيابان مى‏گسترد، «همين كه چشم حقيقت‏بين ابراهيم بر نور خيره‏كننده آن افتاد صدا زد خداى من اين است؟! اين كه از همه بزرگتر و پرفروغتر است!، اما با غروب آفتاب و فرو رفتن قرص خورشيد (در دهان هيولاى شب، ابراهيم آخرين سخن خويش را ادا كرد و) گفت: اى جمعيت، من از همه اين معبودهاى ساختگى كه شريك خدا قرار داده‏ايد بيزارم» (فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; (آيه 79)- اكنون كه فهميدم در ماوراى اين مخلوقات متغير و محدود و اسير چنگال قوانين طبيعت، خدايى است قادر و حاكم بر نظام كائنات «من روى خود را به سوى كسى مى‏كنم كه آسمانها و زمين را آفريد و در اين عقيده خود كمترين شرك راه نمى‏دهم، من موحد خالصم و از مشركان نيستم» (إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;در اين كه چگونه ابراهيم موحد و يكتاپرست، به ستاره آسمان اشاره كرده و مى‏گويد: «هذا ربّى» (اين خداى من است) بايد بگوييم ابراهيم (ع) اين را به عنوان يك خبر قطعى نگفت، بلكه به عنوان يك فرض و احتمال براى تفكر و انديشيدن، اين سخن را بر زبان جارى كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;و يا مفهوم آن اين است كه «به اعتقاد شما اين خداى من است».&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; (آيه 80)- قرآن در باره ادامه گفتگوى ابراهيم با قوم و جمعيت بت‏پرست مى‏گويد: «قوم ابراهيم با او به گفتگو و محاجّه پرداختند» (وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ابراهيم در پاسخ آنها گفت: «چرا در باره خداوند يگانه با من گفتگو و مخالفت مى‏كنيد، در حالى كه خداوند مرا در پرتو دلايل منطقى و روشن به راه       برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، ص: 616&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; توحيد هدايت كرده است»؟ (قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ) از اين آيه به خوبى استفاده مى‏شود كه جمعيت بت‏پرست قوم ابراهيم تلاش و كوشش داشتند كه به هر قيمتى كه ممكن است او را از عقيده خود بازدارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;لذا او را تهديد به كيفر و خشم خدايان و بتها كردند، و او را از مخالفت آنان بيم دادند، زيرا در دنباله آيه از زبان ابراهيم چنين مى‏خوانيم: «من هرگز از بتهاى شما نمى‏ترسم زيرا آنها قدرتى ندارند كه به كسى زيان برسانند مگر اين كه خدا چيزى را بخواهد» (وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گويا ابراهيم با اين جمله مى‏خواهد يك پيشگيرى احتمالى كند و بگويد اگر در گيرودار اين مبارزه‏ها فرضا حادثه‏اى هم براى من پيش بيايد هيچ گونه ارتباطى به بتها ندارد، بلكه مربوط به خواست پروردگار است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;سپس مى‏گويد: «علم و دانش پروردگار من آن چنان گسترده و وسيع است كه همه چيز را دربرمى‏گيرد» (وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;و سر انجام براى تحريك فكر و انديشه، آنان را مخاطب ساخته مى‏گويد: «آيا با اين همه باز متذكر و بيدار نمى‏شويد»؟ (أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 17:02:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=496</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-496.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آثار گناه در دنيا و آخرت از نظر قرآن </title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-495.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;موضوع تحقيق آثار گناه در دنيا و آخرت از منظر قرآن و روايات مي‌باشد كه اجتماع ما مبتلا به آن مي‌باشد و اهميت بسزائي دارد. مردم اگر آثار گناهان را بدانند مرتكب خيلي از ناهنجاري‌ها نمي‌شوند كه در متن مفصل خواهد آمد بيشتر گرفتاري‌هاي مردم و اجتماع از گناهاني است كه مرتكب مي‌شوند مثلاً در روايات دارد كه اگر در اجتماعي زكات داده نشود به آسمان امر مي‌شود كه باران نيايد و مردم و اجتماع بايد اين روايات را بخوانند و يا بشنوند تا اينكه تارك زكات نشوند و يا اينكه در اجتماع كنوني مردم اصلاً دروغ را گناه نمي‌دانند چرا چون آثار بد و شوم غيبت و دروغ را نمي‌دانند كه پيامبر اكرم (ص) در مورد غيبت فرمودند كه اجتناب كنيد از غيبت كه غيبت خورشت سگهاي جهنم است و يا اينكه در مورد دروغ فرمودند كه اگر تمام شرها و گناهها را در يك اتاقي جمع شده و كليد آن دروغ است يعني كليد تمام اين گناهان دروغ مي‌باشد به خاطر اهميتي كه اين موضوع هم در فرد و هم در اجتماع  دارد، اين تحقيق با عنوان آثار گناه در دنيا و آخرت انتخاب شده است كه زير نظر استاد تقوائي دام عزه  تدوين شده و داراي يك مقدمه و سه فصل مي‌باشد كه در مقدمه اين تحقيق درباره گناه و معناي گناه و اقسام گناه بحث مي‌شود و در فصل اول گناه و آثارش از ديدگاه قرآن مي‌باشد كه بخش‌هاي مختلفي دارد از جمله آثار گناهان در اجتماع و فرد مي‌باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;فصل دوم آثار گناه در قيامت از منظر قرآن مي‌باشد كه اشاره به آثار گناهان و عواقب بد آنها در قيامت خواهد داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;و فصل سوم آثار گناه از ديدگاه روايات مي‌باشد كه به آثار مختلف گناهان مانند اينكه برخي گناهان موجب آبروريزي و عدم استجابت دعاست كه اميرالمؤمنين در دعاي كميل به اين مطلب اشاره كرده‌اند و در پايان نتيجه بحث و منابع و مآخذ عنوان شده است از خداي تبارك و تعالي مسئلت مي‌كنم كه همه ما را از گناهان مصون و محفوظ بدارد. انشاء اللّه .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 14:41:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=495</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-495.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شماره 61</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-493.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;STRONG&gt;امام صادق(ع) فرمودند:&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اِحمَل نَفسَک لِنَفسِک فَإن لَم تَفعَل لَم یحمِلک غَیرُک. &lt;BR&gt;نفست را به خاطر خودت به زحمت ومشقت بیانداز زیرا اگر چنین نکنی دیگری خودش را به برای تو به زحمت نمی افکند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;امام رضا(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ما حد التَّوکل؟ فقال لی : اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً  &lt;BR&gt;حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; امام صادق(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;لایتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجیله و تقلیل کثیره و ترک الامتنان به.&lt;BR&gt;احسان و نیکى کامل نباشد،مگر با سه خصلت:شتاب در آن،کم شمردن بسیار آن و منت ننهادن بر آن.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; امام صادق(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اِعمَل بِفرائِض اللهِ تشکن أتقَی النّاس&lt;BR&gt;به واجبات الهی عمل کن تا پرهیزکارترین مردمان باشی &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; پیامبر اکرم (ص) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین .&lt;BR&gt;دو چیز را خداوند در این جهان کیفر میدهد : تعدی&lt;/FONT&gt; ، و ناسپاسی از پدر و مادر .&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 15:46:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=493</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-493.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شماره62 </title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-492.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia&gt;امام صادق(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;علیک بالصمت، تعد حلیما، جاهلا کنت او عالما، فان الصمت زین لک عندالعلمإ و سترلک عندالجهال.&lt;BR&gt;عالم باشى یا جاهل ، خاموشى را برگزین تا بردبار به شمار آیى ; زیرا خاموشى نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt; امام علی(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;مَن لَم یعطِ نَفسَهُ شَهوَتَها أَصابَ رُشدُهُ&lt;BR&gt;کسی که به نفس خود، خواسته نفس را عطا نکند به رشد خود رسیده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt; امام صادق(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;اِذا رأَیتمُ العَبدَ مُتفُقَّداً لِذُنوبِ النّاس ناسیا لِذنوبه فَاعلُمو اَنَّهُ مُکرَ بهِ&lt;BR&gt;هرگاه دیدید که بنده ای گناهان مردمان را جستجو می کند و گناهان خویش را فراموش کرده است بدانید که او فریب شیطان را خورده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt; امام موسی کاظم(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;مَن اَراد ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله&lt;BR&gt;هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید . &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt; امام علی(ع) فرمودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;خَیرُ الخَلائق الرِّفقُ&lt;BR&gt;بهترین خوبی ها رفق است(مهربانی و لطف با مردم&lt;/FONT&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 15:43:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=492</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-492.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>(علت اشاره خداوند به عظمت خود ) </title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-491.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;يکي از علل اينکه، خداوند، بندگان خود را با عظمت و کبريائي خود آشنا مي‌فرمايد اين‌است که: آنان را از بزرگ‌نمائي خودشان و غرور و تکبر، که سد راه تکامل است نجات دهد زيرا، تا وقتي بزرگي خداوند را نديده‌اند، در خود احساس بزرگي مي‌کنند و تا وقتي کبريائي پروردگار خود را در نيافته‌اند احساس تکبر مي‌نمايند.&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; البته اين خود بزرگ بيني يکي از نيازهاي روحي و رواني انسان است و چيز بدي هم نيست زيرا اگر چيز بدي مي‌بود، خداوند آن را در وجود انسان نمي‌آفريد و قرار نمي‌داد، چرا که انسان اگر خود را حقير و پست و ناچيز پندارد، به هر پستي و حقارت و استعمار و استثمار و بهره‌کشي تن مي‌دهد و از اين طريق به وادي هلاکت مي‌افتد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 15:38:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=491</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-491.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا و امام زمان</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-490.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P style=&quot;COLOR: rgb(51,51,255)&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;زمانی پرسیدم : خدا کو؟&lt;BR&gt;گفتند: خدا که دیدنی نیست.&lt;BR&gt;گفتم چگونه بدانم که هست؟&lt;BR&gt;گفتند : تو را آفریده ، آسمان را آفریده و زمین را و هر چه ما بین آنهاست! &lt;BR&gt;به درون و فطرت خودم رجوع کردم باورم شد که خدای نادیدنی وجود دارد.&lt;BR&gt; .....&lt;BR&gt;زمانی شنیدم: امام زمانی هم هست.&lt;BR&gt;گفتم: پس کو؟&lt;BR&gt;گفتند: امام زمان که دیدنی نیست&lt;BR&gt;گفتم: چگونه بدانم که هست؟&lt;BR&gt;گفتند : هیس.....کفر نگو! او حتما وجود دارد!&lt;BR&gt;گفتم : پس امام زمان هم مثل خداست چون دیده نمی شود و وجود دارد!&lt;BR&gt;گفتند: نه! او مخلوق خداست. انسان است. اگر بخواهی میتوانی او را ببینی.&lt;BR&gt;گفتم: چگونه &lt;BR&gt;گفتند: باید ایمانت خیلی قوی باشد.&lt;BR&gt;گفتم : پس بالاخره می توان او را دید.&lt;BR&gt;گفتند‌: آری می شود اما اگر دیدی نباید به کسی بگویی&lt;BR&gt;گفتم :چرا؟!&lt;BR&gt;گفتند: چون کسی که او را ببیند حق ندارد بگوید او را دیده ام.&lt;BR&gt;گفتم : اگر ببینم و بگویم که دیده ام چه؟&lt;BR&gt;گفتند: آنزمان تو دروغگوی بزرگی محسوب میشوی.&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;خدایا !&lt;BR&gt; باور تو چه حقیقت شیرین و ساده ای است و باور امام زمان (با اینکه مخلوق توست) چه دروغ تلخ و پیچیده ای! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 17:07:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=490</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-490.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حكایت بسیار جذاب گروه 99</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-489.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛اما خود نیز علت را نمی دانست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’ آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم. ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’ پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’ نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید این  کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.. آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!! آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند. تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند , او فقط تا حد توان کار می کرد!!! پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=postbody style=&quot;COLOR: rgb(0,102,51); TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 17:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=489</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-489.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک داستان واقعی</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-488.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.&lt;BR&gt;شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.&lt;BR&gt;دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!&lt;BR&gt;چه اتفاقی افتاده؟&lt;BR&gt;در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!&lt;BR&gt;چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.&lt;BR&gt;متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.&lt;BR&gt;در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟&lt;BR&gt;همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!&lt;BR&gt;مرد شدیدا منقلب شد.&lt;BR&gt;ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!&lt;BR&gt;اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی&lt;/FONT&gt;.</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 17:04:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=488</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-488.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک</title>
<link>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-487.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فرا رسیدن عید سعید فطر را بر شما هموطنان عزیز و همچنین بازدیدکنندگان عزیز تبریک عرض میکنم و آرزوی سلامتی برای شما دارم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 06:12:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kazemahmadi&amp;postid=487</comments>
<dc:creator>kazemahmadi</dc:creator>
<guid>http://kazemahmadi.blogfa.com/post-487.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
