داستانهای عبرت انگیز درباره شیطان
نکاتی درباره دام های شیطان برای آلوده کردن فرزندان آدم
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387
:. طبل زدن شيطان .:
در حديثى وارد شده : كه پيغمبرى از پيغمبران الهى در مسجد با خداى خود مناجات مى كرد و مى گفت : خداوندا! از تو مى خواهم كه شيطان را با سيمايش به من نشان دهى تا او را ببينم و برنامه و كار او را بشناسم . از خداوند فرمان رسيد كه : اى پيامبر! از مسجد بيرون رو او را خواهى ديد. وقتى آن پيغمبر از مسجد بيرون آمد، ابليس را ديد كه بر در مسجد ايستاده در حالى كه پرچمى در دست ، و طبلى به گردن دارد و تيرى به كمر بسته است . آن پيغمبر فرمود:اى ملعون ! آنها چيست ؟
گفت : اى پيامبر خدا! من هر روز با اين وضع به در مسجد مى آيم و يكى از ياران خود را به داخل مسجد مى فرستم تا وقتى مردم سلام نماز را مى دهند، در دل ايشان وسوسه كند. در اين هنگام من دوال را بر طبل مى زنم و سه مرتبه به آواز بلند ندا مى دهم .
نداى اول اين است كه : ((الطمع الطمع )) چون اين ندا به گوش جمعى از مردم طمع كار رسد، در همان ساعت روى از نماز بگردانند و در دل خود گويند: اگر ديگر اين جا توقف كنيم از فلان كار و فلان معامله باز مى مانيم ! پس زود بيرون آمده و به زير پرچم من جمع مى شوند. چون هنگام مرگ ايشان رسد از اين تير زهرآلود به شكم ايشان مى زنم تا در شك و شبهه افتند و بدون ايمان و بدون توبه از دنيا بروند.
نداى دوم من اين است كه : مى گويم : ((الحرص الحرص )) پس هر كه در دل او حرص دنيا باشد با خود مى گويد: اگر بيش از اين توقف كنم ، ديگران خريد و فروش كنند و سود زيادى برند، ولى من از آن محروم مى شوم ! پس زود از مسجد بيرون مى آيند و زير پرچم من جمع مى شوند.
آواز سوم من اين است كه : ((المنع المنع )) چون اين صدا به گوش مردم رسد بخيلان در دل خود گويند: اگر بيش از اين در مسجد درنگ نماييم ، ممكن است فقيرى داخل شود و از ما چيزى بخواهد. با اين وسوسه زودتر خود را به بيرون از مسجد رسانده و به زير پرچم من مى آيند . در اين هنگام من به ايشان مى گويم : خوش آمديد، شما از ياران و لشكريان ماييد. ولى آنان كه در جاى خود نشينند و تعقيب نماز بخوانند، از بندگان خالص خدا خواهند بود كه حق تعالى درباره آنها فرمود:
الا عبادك منهم المخلصين
((شيطان به خدا گفت : تمام بندگان را گمراه مى كنم - مگر بندگان مخلص را)).(325)
پس اى مؤمنان بعد از نماز اندكى در جاى خود به تعقيبات بپردازيد و زود از مسجد فرار ننماييد و فريب شيطان را نخوريد و مخالفت با خدا را نكنيد كه دنيا به كسى وفا نكرده و بى اعتبارى آن بر همه معلوم است .(326)
| تو را دنيا همى گويد شب و روز |
| كه هان از صحبتم پرهيز، پرهيز |
| مده بر خود فريب رنگ و بويم |
| كه هست اين خنده من گرم آميز |
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی
در 12:54 | لینک ثابت
•

