جمعه چهاردهم فروردین 1388
چند پرسش و پاسخ درباره نماز
پاسخ اول: میدانیم یکی از صفات خداوند متعال، حکیم است؛ یعنی هیچ کاری را بدون حکمت انجام نمیدهد. اینکه خداوند نماز را واجب کرده است ـ با اینکه میتوانست به صرف راز و نیاز اکتفا کند ـ حتماً دلیلی و حکمتی داشته که او با علم و تدبیر بینهایتش از آن اطلاع دارد؛ چون اگر این گونه نباشد باید ـ نعوذ باللّه ـ بگوییم خداوند در واجب کردن نماز، کار عبث و بیهودهای انجام داده است. پس، از حکیم بودن خداوند میفهمیم که در وجوب و اقامه نماز فایدهها و آثار بسیار زیادی وجود دارد که چیزی جای آن را نمیگیرد.
پاسخ دوم: یکی از علتهای تشریع احکام از طرف خداوند بر بندگانش، امتحان کردن آنهاست. خداوند از بین بندگان، آنان را که روحیه اطاعت کامل دارند بر میگزیند و آنان که بیچون و چرا به فرمانهای خدایشان عمل میکنند در امتحان اطاعت از خدا نمره قبولی میگیرند. پس یکی از علل واجب شدن نماز این است که خداوند قصد داشته است که با این دستور بندگانش را بیازماید تا معلوم شود چه کسی راز و نیاز خود با خدا را به همان صورت که خداوند فرموده انجام میدهد و چه کسی سرپیچی میکند؛ تا هر دو به پاداش و جزای عملشان برسند.
پاسخ سوم: میپرسیم: پاکی دل یعنی چه؟ اگر بگویید: به معنای این است که انسان در دل خود نسبت به همه کس و همه چیز حسن ظن داشته باشد و دلش آلوده به نیتهای پلید و زشت نباشد؛ میگوییم: پاکی دل به این معنا ـ یا به هر معنای دیگری ـ وقتی میتواند جای نماز را بگیرد و ما را از خواندن نماز بینیاز کند که تمام فایدهها و آثار و حکمتهایی را که در نماز وجود دارد دارا باشد؛ آیا پاکی دل چنین جامعیتی دارد؟ اینک با ذکر فایدهها و آثار و فلسفه وجوب نماز پاسخ این پرسش را به خود شما وامیگذاریم.
ادامه مطلب
جمعه چهاردهم فروردین 1388
نماز دریچهای به سوی روشنایی
«و أوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت حیّا»(1)
«خداوند مرا به نماز و زکات سفارش کرده است، تا آنگاه که زندهام.»
در تاریخ، نخستین عبادتی که خداوند متعال، آن را بر پیامبران به منظور گسترش پیام توحید امر نمود و پیامبر اسلام نیز پیش از هر چیز به برپایی آن فرمان داد، نماز بود. احکام اسلامی در سایه نماز تشریع شده است و تبلیغ آنها بدون سلاح نماز نتیجه قابل قبولی نخواهد داشت.
نماز یکی از عناصر بنیادی و اساسی جامعه اسلامی، به منظور ریشه کن کردن کفر و فرهنگ بیگانه و از تعلیمات مهم زیر بنایی اسلام و یکی از ارزشهای اخلاقی، معنوی و اجتماعی این مکتب آسمانی به شمار میرود.
نماز، چون کعبهای است که سایر اعمال عبادی بر گرد آن میگردد و با آن ارتباط ناگسستنی و محکمی دارد. در قرآن، نماز همپای زکات ذکر شده و اعمال سیاسی ـ عبادی حج با همه ارزش فراگیرش، بدون نماز طواف، ناقص و باطل است. جهاد نیز روح، معنا و انگیزه خود را از نماز میگیرد. در اصل، همه اعمال عبادی اسلام، اعم از فردی و اجتماعی، به نحوی با نماز پیوند، و تحت تأثیر مستقیم آن قرار دارند. به علاوه، نماز عبادتی است که در هیچ حال کنار گذاشتنی و شایان بیاعتنایی و سستی نیست: «الصلاة لا تسقط بحالٍ».
نماز، یاد خدا و سخنی دلانگیز با او و دریچهای به سوی نور و روشنایی باطنی است. نماز اظهار عبودیت در برابر معبودی یکتا و بی همتا و پرواز ملکوتی همه بندگان به سوی اوست: «الصلاةُ معراج المؤمن»، تا آنجا که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «جعلت قرة عینی فی الصلاة»(2) این پرواز معنوی مایه قرب به درگاه رب العالمین میشود: «الصلاةُ قربانُ کلّ تقیّ».(3)
نقش اثر بخش و تحول آفرین نماز تا بدان پایه است که میتواند مایه رستگاری، تقوا و طهارت دلها و بهبود روابط اجتماعی شود و جریان نیرومند و سنگر استواری در جلوگیری و ممانعت از پلیدیها و انحرافات اخلاقی و اجتماعی باشد؛ زیرا «إنَّ الصلوة تَنْهی عَنِ الفحشاءِ و المنکرِ و لَذکرُ اللّه اکبر ... »(4). چون فواید فردی و اجتماعی این عبادت اصیل بی شمار است، این چنین در فرهنگ اسلام از جایگاهی والا برخوردار شده و قبولی همه اعمال در درگاه حضرت الوهیّت وابسته و مشروط به قبولی آن گردیده است: «اِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ماسَواها»(5)
نخستین کسی که پس از پیامبر گرامی اسلام به ادای نماز افتخار یافت و مدال معنوی این عبادت استوار اسلامی را به گردن آویخت، علی ـ علیه السلام ـ بود. او نخستین مردی بود که اسلام آورد و پشت سر رسول خدا ایستاد و به نماز او اقتدا کرد.
علی ـ علیه السلام ـ مرد نماز بود و حرکت، و آخرین وصیت آن امام همام نیز توصیه به نماز بود. او همان علی بود که در حال نماز، در محراب عبادت، فرقش شکافته شد و روح بزرگش به ملکوت اعلی پرواز کرد و از دریچه نماز به دیدار حق تعالی شتافت و به فلاح و فوز حقیقی و ابدی دست یافت. خود نیز در نهج البلاغه فرمود:
«اللهم إنّی اَوّلُ مَنْ أنابَ و سَمِع و اَجابَ، لَم یَسْبِقْنی اِلاّ رسولُ الله بالصَّلاةِ.»(6)
«بار پروردگارا! من نخستین کسی هستم که به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است، هیچ کس بر من به نماز پیشی نگرفت، مگر رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ .»
در روایتی دیگر از آن حضرت منقول است که فرمود:
«وَ لَقَد صَلَّیْتُ مع رسول اللّه ـ صلی الله علیه و آله ـ قَبْل النّاسِ بِسَبع سنین و أنا اوّل مَنْ صَلّی مَعَهُ.»(7)
| خداوندا من آن اوّل کس استم | که حق بشنیده و در کار بستم |
| زجان و دل شدم سوی انابت | نداهای تورا کردم اجابت |
| کسی بر من به شهراه حقیقت | به جز پیغمبرت نگرفته سبقت |
| چو او بهر نماز افراخت قامت | ببستم قامت و کردم قیامت |
ادامه مطلب
جمعه چهاردهم فروردین 1388
خداوند با پيامبر (ص) مصافحه مى كنه
مشبهه از پبامبر گرامي (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل مى كنند كه فرمود: با خداوند ملاقات كردم و او با من مصافحه كرد و به بوسه داد و دستش را ميان شانه هاى من نهاد و من سردى انگشتان خدا را احساس كردم.
وروى المشبهة عن النبي عليه الصلاة والسلام أنّه قال: لقيني ربي فصافحني وكافحني ووضع يده بين كتفي حتى وجدت برد أنامله.
الملل والنحل شهرستاني ، ج 1، ص 100.
به خدا پناه مي بريم از اين اسرائيلياتي كه در كتاب هاي اهل سنت است خدا با پيغمبر دست مي ده روبوسي مي كنه و....
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388
6 رمضان - نزول كتاب آسماني تورات بر حضرت موسي(ع)
كتاب مقدس `تورات` در ششم ماه مبارك رمضان بر حضرت موسي(ع)، پيامبر رهايي بخش بني اسرائيل از جور و ستم فرعونيان، نازل گرديد.
گفتني است كه از تورات و انجيل، به عهدين ]يعني عهد عتيق و عهد جديد[ ياد مي گردد و به شهادت تاريخ و منابع موثق، هيچ يك از كتاب هاي آسماني پيامبران، جز قرآن كريم، چيزي بر جاي نمانده است و تمامي آن ها به دست طاغوت ها و ستمگران عصر نابود شده اند و آن چه كه هم اكنون به نام انجيل و تورات، در ميان پيروان مسيح و يهود وجود دارد، كتاب هاي اصلي آنان نيست. بلكه برداشت هايي از آن كتاب ها شريف است، كه از سوي پيشوايان مذهبي و مقدس اين دو كيش، تدوين و منتشر گرديده است و بي ترديد، دچار تحريف و زيادتي و كاستي هاي فراواني مي باشند.
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388
چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری آييني ايراني است که همه ما علاقمند به برگزاري آن هستيم، مانند نوروز و مانند روز 13 فروردين. چهارشنبه سوری امسال هم گذشت ولی آيا در سال های اخير از خود پرسيده ايم که برگزاري اين مراسم با اين شکل، تا چه حد به سنت اصلی خود شبيه مي باشد؟ گمان نمي کنم که در هيچ کجای اين سنت در ایران باستان، از ترقه و سيگارت و نارنجک نامی آورده شده باشد!!! ريشه قلب برگزاري اين مراسم اما در کجاست؟
مقايسه اين مساله، با موارد مشابه نشان می دهد که در هر کجا، حکومت ايران سعی در ايجاد محدوديت در مورد مساله اي را داشته است، به عکس آن مورد، بيشتر در نزد مردم مقبوليت يافته است. مساله حجاب، مساله نوروز و موارد مشابه... آيين چهارشنبه سوری هم از مواردی بوده است که از سال های بعد از انقلاب، با برخورد منفی حکومت مواجه شده است، از عنوان هاي آتش پرستي تا خرافات بودن و ضداسلام پنداشته شدن! حتی حکومت ايران در اطلاعيه های خود، از بکار بردن نام چهارشنبه سوری ابا دارد و معمولاً از آن به عنوان آخرين چهارشنبه سال نام مي برد!!
اما به ياد دارم که سالها پيش از این، اين مراسم حداکثر در حد روشن کردن آتش و جمع شدن مردم يک کوچه و محله به گرد آن بود. در سال های اخير با واردات و توليد انواع ترقه و مواد منفجره، اين جشن سنتی شکل ديگری بخود گرفته است. سال گذشته در روز پس از مراسم، بلوار چمران شيراز شبيه ميدان جنگ، پس از کارزاری طولانی بود! از گوشه و کنار نیز اخبار متفاوتی از زخمی شدن مردم يا به آتش کشيده شدن ساختمان های دولتی و شکسته شدن شيشه بانک ها به گوش مي رسيد! ظاهراً مردم يک روز از سال، از انقلاب 57 يادی مي کنند و آن هم آخرين چهارشنبيه سال مي باشد! همين مساله، بهترين بهانه را به دست نيروهای حکومتی مي دهد تا از برگزاري مراسم حتی به شکل عادي هم جلوگيري نمایند! يعنی خشک و تر بايد با هم بسوزد!
امروز هم از دوستان مختلف در ايران خبردار شدم که ترجيح داده اند که در خانه بمانند تا از وحشيگری اوباش در امان باشند! آيا به دست خودمان و با قلب نوع برگزاري اين مراسم، باعث حذف يکي از قديمي ترين آيين ملّی از تقويم ایرانی نشده ايم؟! آيا همه گاه بايد تنها حکومت را در اين ماجرا مقصر دانست؟
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388
اسلام و عيد نوروز
نوروز واژهاي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مييابد گذارده ميشود. و اصل پهلوي اين واژه نوك روچ يا نوك روز بوده است.
بيروني در تعريف نوروز نقل ميكند "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشنهاست."
مورخين و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر ميرسد آريائيها از مهاجرت به
فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميانرودان سال را به دو قسمت تقسيم ميكردند كه هر يك با انقلابي شروع ميشد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند. يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته ميشد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته ميشد. برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده است كه در ايران قبل از ورود آريائيها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائيها كه در فلات ايران ساكن بودهاند به آن عمل ميكردهاند.
"نوروز" را ايرانيان گرامي ميدارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگون يافته، اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كردهاند، مهر تأييد خورده است. بدين سان امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران با همه تكثرهاي قومي، مذهبي، فرهنگي و زباني است.
آيينها و رسمهاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوههاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دورهاي مختلفاند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقولههايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ ميدهند.
ادامه مطلب

