چهارشنبه هفتم اسفند 1387
سوره قريش
|
چكيده: ايلاف [الفت دادن[ نام ديگر سوره «قريش» است. در رابطه با سوره قبلى، كه دشمنان حبشى مهاجم به كعبه نابود شدند، اين كار، بخاطر تجمع خاطر و انس و الفت و ايمنى «قريش» در كوچهاى تابستانى و زمستانى انجام گرفت و در مقابل، از آنان انتظار است كه خدا را پرستش كنند. 5 آيه دارد و در سال 3 بعثت، بعد از سوره «تين» نازل شده است. |
ادامه مطلب
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
ســوره بـقــره .
اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و 286 آيه است )) .
محتوا و فضيلت سوره بقره :.
جـامـعـيـت اين سوره از نظر اصول اعتقادى اسلام و بسيارى از مسائل عملى (عبادى , اجتماعى , سـيـاسـى و اقـتـصـادى ) قـابـل انكار نيست چه اينكه در اين سوره :1ـ بحثهائى پيرامون توحيد و شـنـاسـائى خدا مخصوصا از طريق مطالعه اسرارآفرينش آمده است 2ـ بحثهائى در زمينه معاد و زنـدگـى پـس از مـرگ , مـخصوصامثالهاى حسى آن مانند داستان ابراهيم و زنده شدن مرغها و داسـتـان عـزيـر 3ـبحثهائى در زمينه اعجاز قرآن و اهميت اين كتاب آسمانى 4ـ بحثهائى بسيار مـفـصـل در بـاره يـهـود و مـنـافـقـان و مـوضـع گـيـريهاى خاص آنها در برابر اسلام و قرآن , و انواع كارشكنيهاى آنان در اين رابطه 5ـ بحثهائى در زمينه تاريخ پيامبران بزرگ مخصوصاابراهيم و مـوسـى (ع ) 6ـ بحثهائى در زمينه احكام مختلف اسلامى از جمله نماز,روزه , جهاد, حج و تغيير قـبـله , ازدواج و طلاق , احكام تجارت , و قسمت مهمى ازاحكام ربا و مخصوصا بحثهائى در زمينه انـفاق در راه خدا, و همچنين مساله قصاص و تحريم قسمتى از گوشتهاى حرام و قمار و شراب و بخشى از احكام وصيت ومانند آن .
ادامه مطلب
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
سوره اخلاص
«اين سوره در ((مكه )) نازل شده و داراى 4 آيه است »
ايـن سوره از توحيد پروردگار, و يگانگى او سخن مى گويد, و در چهارآيه كوتاه چنان توصيفى از يگانگى خداوند كرده كه نياز به اضافه ندارد.
در شان نزول اين سوره از امام صادق (ع ) چنين نقل شده : ((يهود از رسول اللّه تقاضا كردند خداوند را بـراى آنها توصيف كند, پيغمبر(ص ) سه روز سكوت كرد وپاسخى نگفت , تا اين سوره نازل شد و پاسخ آنها را بيان كرد)).
در فضيلت تلاوت اين سوره روايات زيادى در منابع معروف اسلامى آمده است كه حاكى از عظمت فوق العاده آن مى باشد از جمله :.
در حـديـثـى از پيغمبراكرم (ص ) مى خوانيم كه فرمود: ((آيا كسى از شما عاجزاست از اين كه يك سوم قرآن را در يك شب بخواند))؟!.
يكى از حاضران عرض كرد: اى رسول خدا! چه كسى توانائى بر اين كار دارد؟.
پيغمبر(ص ) فرمود: ((سوره قل هواللّه را بخوانيد)).
و در حـديـث ديـگـرى از امـام صـادق (ع ) مـى خـوانـيـم : هـنـگامى كه رسول خدا(ص ) بر جنازه ((سعدبن معاذ)) نماز گزارد فرمود: هفتاد هزار ملك كه درميان آنها ((جبرئيل )) نيز بود بر جنازه او نماز گزاردند! من از جبرئيل پرسيدم او به خاطر كدام عمل مستحق نماز گزاردن شما شد؟.
گـفـت : به خاطر تلاوت ((قل هواللّه احد)) در حال نشستن , و ايستادن , و سوارشدن , وپياده روى ورفت وآمد)).
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.
ادامه مطلب
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
سوره قارعه
سوره ی قارعة به معنی کوبنده ـ یکی از نام های قیامت است ، ماخذ نامگذاری آیه ی اول سوره است . این سوره به طور کلی از معاد و مقدمات آن سخن می گوید و به پاداش درستکاران اشاره می کند .
ادامه مطلب
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
زندگی نامه حضرت معصومه ( ع )
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.
به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.
پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.
یکشنبه چهارم اسفند 1387
رحمت و مهرباني پيامبر(ص)
یکشنبه چهارم اسفند 1387
ديدگاه اسلام درباره پوشش
مقدمه
پوشش از مسائل مهم در زندگي انسانها است. ميتوان اين موضوع را از زوايا و رويكردهاي گوناگون تاريخي، جامعهشناختي، روانشناختي، هنري و ديني مورد مطالعه قرار داد، ولي مقصود ما در اينجا تنها بررسي اندازه و كم و كيف و رنگ و پوشش بر اساس مباني اسلام است. مسئله پوشش، گاه چنان اهميتي مييابد كه صبغه فرهنگي و ملي به خود ميگيرد و ميتوان با عنايت به آن، نگرش فكري و اعتقادي افراد و گروهها را تعيين نمود.
در حديثي امام صادق(ع) فرمود: "خداوند عزوجل، به پيامبري از پيامبرانش وحي نمود: به مؤمنان بگو! پوشش دشمنان من را نپوشند، از خوردنيهاي ايشان نخورند و راههاي آنان را نپيمايند، كه در اين صورت، بسان دشمنان من خواهند بود."
اسلام، دين فطرت و عقلانيت و منطبق بر نيازهاي حقيقي و واقعي بشر است و اگر احكام آن، به صورت ناب و به دور از پيرايه و خرافات و فارغ از سليقهها تبيين شود، اقبال و رويكرد به آن بيشتر و تمايل به آن، محسوستر خواهد شد.
اين سخن از امام علي(ع) معروف است كه: "خداوند تكاليفي را بر شما واجب نمود، آنها را ضايع نكنيد و حدودي برايتان مقرر داشت، پس از آنها تجاوز ننمائيد و از اموري برحذرتان داشت، آنها را مرتكب نشويد و اموري را مسكوت گذاشت نه از روي فراموشي، لذا آنها را بر خود تكليف ننماييد."
همواره در طول تاريخ اسلام، با اين واقعيت مواجه بودهايم كه بعضي، واجبات را سبك شمرده، آنها را ضايع كردهاند، برخي نيز از حدود و احكام الهي، پا فراتر نهادند، رخصتها و مباحها را ممنوع كردهاند و به اصطلاح "كاتوليكتر از پاپ" شدهاند و اين در حالي است كه قرآن، به صراحت ميگويد: "يا ايها الذين آمنوا لاتقدموا بين يدي الله و رسوله؛4 اي كساني كه ايمان آوردهايد، از خدا و پيامبرش جلو نيفتيد."
بايد در مباحث مربوط به پوشش، با سعهصدر و به دور از تمايلات و سليقههاي فردي نگريست، امر مهمي كه از آموزههاي پيشوايان دين(ع )است.
با بيان اين مقدمه، مباحث مربوط به پوشش را در ابعاد گوناگون آن پي ميگيريم. با افزودن اين نكته كه چون در عصر ما، اصالت ديني پوشش و اصل وجوب و كم و كيف آن، توسط برخي ناآشنا به مباني ديني، مورد شبهه و تشكيك واقع شده، ناچاريم مباحث مربوط به پوشش را تخصصيتر و با استدلال بيشتر طرح نماييم.
ادامه مطلب
یکشنبه چهارم اسفند 1387
جايگاه علم در اسلام
« هل يستوي الاعمي و البصير افلا تتفكرون »
آيا كور و نابينا برابرند ؟ آيا فكر و انديشه نمي كنيد كه عالم و جاهليكسان نيستند ؟ ( انعام ، آيه 50 )
مقدمه
در اسلام يكي از برترين ارزشها كسب علم و دانش است و راجع به علم و دانش بسيار سفارش و تأكيد شده است . قرآن هم اولين مرتبه كه نازل گرديد سخن خود را با « خواندن » ، « علم » و « كتابت » آغاز كرد و پيوسته مسلمانان را به تفكر و تدبر درهر چه آفريده شده است ، فرا مي خواند . افلا تتفكرون ؟
فلا تعقلون ؟ آنچه ما مسلمانان در قرون اوليه اسلام در سايه علم و دانش و انديشه و فرهنگ و اخلاق به جامعه بشريت داده ايم هسته اوليه و اصلي همه چيزهايي است كه امروزه بشريت واجد آنها گشته است . غرب و مسيحيت مديون اسلام است . اين مسلمانان بودند كه خدمات بي مانندي به جامعه بشري و به علم و آگاهي و حيات تمدن انساني كردند . لذا اين سري مطالب گوشه هايي چند از اين واقعيت و همچنين اهميت علم در اسلام را مطرح خواهد ساخت .
ادامه مطلب
شنبه سوم اسفند 1387
روابط زناشویی شوئی از نظر اسلام
همه انسان هاي از نسل آدم و حوا، در دسته بندي زن و مرد جاي مي گيرند و اين انسان ها، ناگزيرند كه با يكديگر ارتباطاتي داشته باشند.
رابطه زن و شوهري:
اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازين شرعي و عقد رسمي تحقق پيدا مي کند مورد تأکيد قرار داده و ده ها آيه و صدها روايت از معصوم در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويي شاهد بر مدعاست و مهمترين کانون و نهاد اجتماعي خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل مي گيرد بنابراين از نظر اسلام اين نوع رابطه اجتماعي مشروع و مورد تأکيد است و زن و مرد هر دو در شکل گيري آن سهيم اند.
از نظر اسلام، زناشويي، يک نظم اجتماعي است که مانع روابط نامنظم و بي قاعده اجتماعي (روابط بي قاعده و آزاد دو جنس) و پيامدهاي ناپسند آن، مانند فرزندان حرام زاده و شيوع پيامدهاي جنسي و مشکلات ديگر اجتماعي مي شود.
در اسلام، زناشويي عمل عبادت آميز و مقدس به شمار آمده است که بنا بر حديث پيامبر اکرم: «من تزوج احرز نصف دينه» مي تواند نصف ايمان جوان را از دستبرد شيطان حفظ کند و هدف از آن، حفظ نسل، انتقال تجربه، پرورش روحي و فکري فرزندان، انتقال فرهنگ و زبان، ايجاد آرامش رواني و هدايت غريزه و نياز جنسي است.
ادامه مطلب
شنبه سوم اسفند 1387
اجمالى از زندگى فاطمه معصومه عليها السلام
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و القاب ايشان ((معصومه)), ((ستى)), و ((فاطمه كبرى)) است. پدرش حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا عليه السلام است.
از ولادت تا هجرت
آن حضرت اول ذى القعده سال 173هـ.ق در مدينه منوره به دنيا آمدند. و در سن 28 سالگى در روز دهم(وسيله المعصوميه,ص 65, به نقل از نزهه الابرار) يا دوازدهم (مستدرك سفينه البحار, ج 8, ص 258) ربيع الثانى سال 201هـ.ق در شهر قم از دنيا رفتند.
ادامه مطلب
جمعه دوم اسفند 1387
اهل سنت
سنت در زبان عربی به معنای سیره و راه و روش است و در اصطلاح شرعی به گفتار و رفتار و افعال پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفته میشود.
اهل سنت نیز به گروهی از مسلمانان میگویند که بنا به تبلیغ بعضی از صحابه پیامبر، خلافت و جانشینی پس از پیامبر را به اجماع اهل حل و عقد دانسته و از این رو به خلافت ابی بکر، عمر، عثمان و امیرالمؤمنین علی علیه السلام معتقد شدهاند.
آنان معتقدند پس از قرآن باید از راه و روش و گفتار پیامبر و چهار خلیفه فوق پیروی کرد؛ در فقه و احکام دینی نیز سنت پیامبر و اعمال و افعال چهار خلیفه و سایر صحابه پیامبر را ملاک و حجت میدانند.
بر خلاف اهل سنت، شیعیان خلافت و امامت را در امتداد رسالت، و امری الهی و تابع تعیین خداوند و تصریح پیامبر میدانند. از این رو معتقد به ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام هستند و در فقه و احکام اسلامی نیز به فعل و سخن امامان معصوم علیه السلام ملتزماند. آنان تنها احادیثی را معتبر میدانند که از طریق راویان موثق به پیامبر یا یکی از دوازده امام معصوم و حضرت زهرا علیهاسلام منتهی گردد.
اهل سنت که به «عامه» یا «سنی مذهبان» نیز مشهورند، به چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی منشعب میشوند. آنان تمام صحابه پیامبر را مؤمن و عادل میدانند، همه جنگجویان بدر را اهل بهشت میپندارند و بدگویی عشره مبشره (ده تن از صحابه که به زعم آنان پیامبر به آنها بشارت بهشت داده) را حرام میشمارند.
درباره پیدایش اصطلاح «اهل سنت» میان مورخین اختلاف است ولی قدر مسلم این است که رواج آن به زمان خلافت متوکّل عباسی باز میگردد که وی را «محیی السنة» (احیاکنندهی سنت) لقب داده بودند.
مذهب اهل سنت به اتکای دولتهای اسلامی به خصوص خلفای عباسی که اهل تسنن را ضامن قدرت خود و وسیله سرکوبی شیعیان میدانستند، در قرن سوم هجری قمری با ظهور فقها و محدثین مشهور و نگارش صحاح و سنن و مسایند به اوج شهرت رسید.
مذهب سُنّی بزرگترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان دارد به طوری که حدود ۹۰٪ مسلمانان جهان اهل تسنن هستند.
اهل سنت و جماعت بر این باورند که محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعین ننمود و بعد از فوت محمد مسلمانان آن زمان بر اساس شورا و انتخاب چهار تن را به عنوان خلیفه ی مسلمین انتخاب نموده اند. ابتدا در سقیفه بنی ساعده، ابوبکر را که از صحابه (یاران)و نزدیکان محمد بود و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشتند برای خلافت بعد از محمد بر جامعه نوبنیاد مسلمانان انتخاب کردند.
این چهار تن که به خلفای راشدین معروفند به ترتیب عبارتاند از:
· ابوبکر
· عمر
· عثمان
· علی
اهل سنت علاوه بر آن احترام خاصی را به اهل بیت پیامبر(بویژه امامان اهل تشیع) قائلند.
برخی از سنیان، حسن پسر علی را نیز خلیفه میدانند و بر این باورند که دارای دوران خلافت بسیار کوتاهی بودهاست اما دیگران معتقدند که بعد از علی، دوران خلافت اسلامی بر مسلمانان برای همیشه تمام شده و بعد از آن را سلطنت میدانند. هرچند که تمامی اولاد محمد نزد سنیان، محترم شمرده میشوند.
سنیان، قرآن را کتابی محفوظ میدانند و مدعی پیروی از قرآن و سنت حضرت محمد هستند. اما اصطلاح «اهل سنت» در تقسیم بندیهای مذهبی قرن دوم هجری شکل گرفت. در آن دوران گروهی خود را «اهل سنت» نامیدند و گروهی دیگر که عمدتاً معتزلی بودند، خود را «اهل توحید» نامیدند.
««مجموعه احادیثی که در دوران بنی عباس گرد آمد، «سنت» و عقایدی که پیرامون آنها شکل گرفت، «عقاید السنة» نامیده شد و معتقدان به آن را «اهل سنت» می نامند؛ بنابراین اصطلاح اهل سنت از حدود سال ۱۵۰ه.ق. به بعد در جامعه اسلامی رواج پیدا کرد.»»[1]
مذهب سنی از لحاظ علوم فقهی به چندین فرقه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی و اهل حدیث تقسیم میگردد. هر چند که اختلافات آنان بسیار جزئی است و اغلب پیروان یکی از آنان میتواند در شرایط زمانی و یا مکانی خاص از فرقه دیگری تقلید کند.
جمعه دوم اسفند 1387
امامت
مقدمه: امامتيكى از مسائل مهم اسلام است قرآن مجيد در آيات متعدد به بيان ويژگيهاى امام پرداخته است مقاله حاضر در اين زمينه تقديم مىگردد.
و اما اينكه بعضى گفتهاند: مراد از كلمات جمله!(قال انى جاعلك للناس اماما)تا آخرآيات است، تفسيرى است كه نمىشود بان اعتماد كرد، براى اينكه از اسلوب قرآنى هيچ سابقهندارد، و معهود نيست كه لفظ كلمات را بر جملاتى از كلام اطلاق كرده باشد.
(انى جاعلك للناس اماما)امام يعنى مقتدا و پيشوائى كه مردم باو اقتداء نموده، در گفتار و
كردارش پيرويش كنند، و بهمين جهت عدهاى از مفسرين گفتهاند: مراد بامامت همان نبوت است، چون نبى نيز كسى است كه امتش در دين خود بوى اقتداء ميكنند، همچنانكه خداى تعالى فرموده:
(و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله، ما هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر براى اين كه باذن اوپيروى شود) ، و لكن اين تفسير در نهايت درجه سقوط است.
به چند دليل، اول اينكه كلمه: (اماما)مفعول دوم عامل خودش است و عاملش كلمه(جاعلك)است و اسم فاعل اگر بمعناى گذشته باشد عمل نميكند و مفعول نمىگيرد، وقتى عملميكند كه يا بمعناى حال باشد و يا آينده و بنا بر اين قاعده، جمله(انى جاعلك للناس اماما)
وعدهاى است بابراهيم ع كه در آينده او را امام ميكند و خود اين جمله و وعده از راهوحى بابراهيم(ع)ابلاغ شده، پس معلوم مىشود قبل از آنكه اين وعده باو برسد، پيغمبر بوده كهاين وحى باو شده، پس بطور قطع امامتى كه بعدها باو ميدهند، غير نبوتى است كه در آن حال داشته، (اين جواب را بعضى ديگر از مفسرين نيز گفتهاند).
(معنى"امامت"و بيان اينكه امامت ابراهيم(ع)غير نبوت او بوده)دوم اينكه ما در آغاز گفتار گفتيم: كه قصه امامت ابراهيم در اواخر عمر او و بعد از بشارتباسحاق و اسماعيل بوده، ملائكه وقتى اين بشارت را آوردند كه آمده بودند قوم لوط را هلاككنند، در سر راه خود سرى بابراهيم(ع)زدهاند و ابراهيم در آن موقع پيغمبرى بود مرسل، پسمعلوم ميشود قبل از امامت داراى نبوت بوده، در نتيجه پس امامتش غير نبوتش بوده است.
و منشا اين تفسير و تفاسير ديگر نظير آن، اينست كه الفاظى كه در قرآن شريف هست درانظار مردم مبتذل و بى ارج شده، چون در اثر مرور زمان زياد بر زبانها جارى شده، خيال كردهاندكه معناى همه را ميدانند، و همين خيال باعثشده بر سر آنها ايستادگى و دقت نكنند.
يكى از آن الفاظ لفظ امامت است كه گفتيم مفسرين آن را همه جا و بطور مطلق بمعناىنبوت و تقدم و مطاع بودن معنا كردهاند، در حاليكه چنين نيست و اشكالش را فهميدى.
بعضى ديگر از مفسرين آن را بمعناى خلافت و يا وصايت و يا رياست در امور دين و دنياگرفتهاند - و هيچ يك از اينها نبوده - براى اينكه معناى نبوت اينستكه شخصى از جانب خدااخبارى را تحمل كند و بگيرد، و معناى رسالت هم اينستكه بار تبليغ آن گرفتهها را تحمل كند.
و تقدم و مطاع بودن نميتواند معناى امامت باشد، چون مطاع بودن شخص باين معنا استكه اوامر و نظريههاى او را اطاعت كنند، و اين از لوازم نبوت و رسالت است.
و اما خلافت و همچنين وصايت معنائى نظير نيابت دارد و نيابت چه تناسبى با امامت
ميتواند داشته باشد؟و اما رياست در امور دين و دنيا آن نيز همان معناى مطاع بودن را دارد، چونرياست بمعناى اينستكه شخصى در اجتماع مصدر حكم و دستور باشد.
پس هيچ يك از اين معانى با معناى امامت تطبيق نميكند، چون امامت باين معنا است كهشخص طورى باشد كه ديگران از او اقتداء و متابعت كنند، يعنى گفتار و كردار خود را مطابقگفتار و كردار او بياورند و با اين حال ديگر چه معنا دارد كه به پيغمبرى كه واجب الاطاعه و رئيساست، بگويند: (انى جاعلك للناس نبيا، من مىخواهم تو را پيغمبر كنم و يا مطاع مردم سازم، تاآنچه را كه با نبوت خود ابلاغ مىكنى اطاعت كنند، و يا مىخواهم تو را رئيس مردم كنم، تا در امردين امر و نهى كنى، و يا مىخواهم تو را وصى يا خليفه در زمين كنم، تا در ميان مردم درمرافعاتشان بحكم خدا حكم كنى؟.
پس امامت بمعناى هيچ يك از اين كلمات نيست، و چنان هم نيست كه همه آن كلمات براىخود معنائى داشته باشند، ولى خصوص لفظ امامت معنائى نداشته و صرفا عنايتى لفظى و تفننىدر عبارت باشد، چون صحيح نيست به پيغمبرى كه از لوازم نبوتش مطاع بودن است، گفته شود:
من تو را بعد از آنكه سالها مطاع مردم كردم، مطاع مردم خواهم كرد، و يا هر عبارت ديگرى كه اينمعنا را برساند، هر چند كه عنايت لفظى در كار باشد براى اينكه محذورى كه گفتيم با اين حرفهابرطرف نمىشود، و عنايت لفظى اشكال را رفع نميكند و مواهب الهى صرف يك مشت مفاهيملفظى نيست، بلكه هر يك از اين عناوين عنوان يكى از حقايق و معارف حقيقى است و لفظامامت از اين قاعده كلى مستثنى نيست، آن نيز يك معناى حقيقى دارد، غير حقايق ديگرى كهالفاظ ديگر از آن حكايت مىكند.
ادامه مطلب
پنجشنبه یکم اسفند 1387
امام زمان
ولادت آن حضرت در پانزدهم شعبان سال 255 هجری در سرمن رأی واقع شد. اسم و کنیه ایشان چون پیامبر مکرم است و در زمان غیبت آن حضرت ، ذکر نام ایشان جایز نیست و القاب شریف وی : مهدی ، خاتم ، منتظر، حجة و صاحب است .
بشر بن سلیمان برده فروش از فرزندان ابوایوب انصاری و از شیعیان خاص امام علی النقی و امام حسن عسگری (ع) و همسایه ایشان بود . روزی کافور ، خادم امام علی النقی نزد او آمد و گفت که امام احضارش فرموده است .
بشر می گوید چون به خدمت امام رسیدم فرمود :
«تو از فرزندان انصاری و ولایت ومحبت ما اهل بیت همیشه در میان شما بوده است و پیوسته مورد اعتماد ما بوده اید . من تو را اختیار می کنم تا برشیعیان در ولایت ما سبقت گیری و تو را به رازهای دیگری آگاه می گردانم وبه خریدن کنیزی می فرستم ».
آن گاه امام (ع) نامه ای نوشتند و مهر کردند و کیسه زری که درآن دویست و بیست اشرفی بود گذاشتند و فرمودند :
« این نامه و زر را بگیر و به بغداد برو و در فلان روز در فلان مکان حاضر شو و چون کشتی اسیران به ساحل رسید ، خواهی دید که چگونه وکیلان امرای بنی عباس به گرد اسیران جمع خواهند شد . درآن میان برده فروشی به نام عمر بن یزید را خواهی دید با این مشخصات که به هیچ خریداری راضی نخواهد شد آن گاه تو گام پیش بنه و نامه مرا به او بده و کنیز را از آن مرد بخر و بیاور ».
بشر بن سلیمان می گوید به بغداد رفتم و در جایی که امام فرموده بود حاضر شدم . آن کنیز با هیچ قیمتی راضی نمی شد که او را بفروشند . به خریداران می گفت مال خود ضایع مکنید. آن برده فروش می گفت : با تو چه چاره کنم که به هیچ مشتــری راضی نمی شوی آخر از فروختن تو چاره ای نیست . آن کنیز می گفت چه تعجیل می کنی البته باید مشتری ای بیاید که اول من میل به او کنم و به وفا و دیانتش اعتماد توان کرد.
من نزدیک رفتم و نامه را به آن کنیز تسلیم کردم . کنیز چون به نامه نظر کرد، بسیار گریست و به عمر بن یزید گفت مرا به صاحب این نامه بفروش و سوگند های عظیم یاد کرد که اگر چنین نکنی خود را هلاک خواهم کرد .
من با برده فروش در باب قیمت گفتگوی بسیار کردم تا سرانجام به قیمتی که امام علی النقی(ع) به من داده بودند ، راضی شد ، پس زر را دادم و کنیز را گرفتم و بازگشتم وبه خدمت امام علی النقی (ع) رسیدم . حضرت کنیزک را خطاب کرد که :
« حق تعالی چگونه عزت اسلام را برتو عرضه داشت؟»
گفت :
چگونه وصف کنم چیزی را که بهتر از من می دانی ؟
امام فرمود : « می خواهم تورا گرامی بدارم. کدام یک نزد تو اشرف است ؟
این ده هزار اشرفی بگیری و یا شرفی ابدی نصیب بری ؟ »
گفت :
« بشارت شرف ابدی را می خواهم و مال نمی خواهم ».
حضرت فرمود :
« بشارت باد تو را فرزندی که پادشاه مشرق و مغرب خواهد بود و زمین راپر از عدل و داد خواهد کرد ».
سپس امام ، کافور خادم خود را طلبید وگفت :
« برو حکیمه خاتون را طلب کن » .
چون حکیمه آمد امام فرمود :
« این آن کنیز است که می گفتم ».
حکیمه او را در برگرفت و بسیار نوازش کرد . امام فرمود :
« ای دختر رسول خدا ! او را به خانه ببر و واجبات و سنت ها را به او بیاموز که او زن حسن عسکری (ع) و مادر صاحب الامر است ». از محمد بن عثمان عمر وی روایت شده است که چون حضرت صاحب الامر (ع) متولد شد ، حضرت امام حسن عسکری (ع) پدرم را طلبید و فرمود که هزار رطل گوشت تصدیق کند بربنی هاشم وغیر ایشان و گوسفند بسیاری برای عقیقه بکشد .
ادامه مطلب
پنجشنبه یکم اسفند 1387
احترام به پدر و مادر از دیدگاه اسلام
پدر و مادر به عنوان دو انسان فداکار و زحمتکش که تمام بار مسئولیت های مربوط به تربیت فرزند را بر دوش دارند، در نزد خداوند از جایگاه منحصر به فردی برخوردار هستند به طوری که در چندین آیه قرآن کریم، بر لزوم اطاعت و تکریم آنها فرمان داده شده است و ذات باری تعالی نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و بر رعایت مقام و منزلت آنها تأکید نموده است. در مقاله حاضر نویسنده ضمن تشریح موضوع احترام، به پاره ای از تأکیدات قرآن درخصوص ضرورت تکریم پاسداشت مقام پدر و مادر اشاره کرده است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
●
ادامه مطلب
پنجشنبه یکم اسفند 1387
اخلاق در اسلام
سلام بر مومنای خوش اخلاق
انسان ممكن است در زندگي كساني را دوست بدارد و از افرادي دوري بجويد و با آن ها دشمني بورزد ، اما اين دوستي ها و دشمني زماني داراي ارزش است و بار مثبت دارد كه جهتي الهي داشته باشد و بنا بر معيار و ملاك صحيحي صورت پذيرد.
به عبارت ديگر حب و بغض بايد في الله ولله يعني در راه خدا و به خاطر خدا باشد ، نه از روي ميل ،سليقه و هواهاي نفساني .
مومن بايد از اين خصيصه ي نيك يعني محبت و تنفر در راه خدا را در خويش بپروراند و در عمل به آن بكوشد ، چرا كه در بعضي روايات «دين» چيزي تشكيل يافته از حب و بغض في الله معرفي شده است.
حضرت پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: كسي كه با مومني به خاطر خدا دوستي و برادري داشته باشد ، خدا درجه اي در بهشت به او مي دهد كه با هيچ عمل خيري نمي توان به آن درجه رسيد.
حضرت امام صادق (ع) فرمودند:كسي كه دوستي و دشمني در راه دين و به خاطر خدا نداشته باشد ، اصلا دين ندارد.
روايت شده كه خداوند به حضرت عيسي (ع) خطاب فرمود:اگر عبادت اهل آسمان ها و زمين را انجام دهي ولي حب و بغض في الله نداشته باشي ، آن عبادات برايت نفيي ندارد.
بلاخره در حديثي از امام سجاد عليه السلام است كه : در روز قيامت وقتي تمام خلائق جهت حسابرسي جمع مي شوند ندايي كه همه صداي آن را مي شنوند بر مي خيزد كه:كجايند آنها كه در راه خدا با يكديگر دوستي مي كردند ؟ عده اي سر بر آورده و مي گويند:ما هستيم. به آنها خطاب مي رسد كه بدون حساب وارد بهشت شويد.
پس اصل و معيار كلي دوستي ها و دشمني ها بايستي معيار ها اخلاقي و ديني باشد ؛ نه آراء و افكار و سليقه ها و معيار هاي مادي ، نفساني ، و حركت بر اين معيار ، ضامن سعادت و عزت دنيا و آخرت است.
ادامه مطلب

