تبليغاتX
داستانهای عبرت انگیز درباره شیطان
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چهارشنبه سی ام بهمن 1387

شفاعت در قرآن و حديث

شفاعت از ماده "شفع" است كه در لغت به معناي "جفت شدن با چيزي" است، و اصطلاحا به معناي حائل شدن براي رفع ضرر از كسي و يا رساندن منفعتي به اوست و در عبارت ساده‏تر و در محاورات عرفي بدين معنا به كار مي‏رود كه شخص آبرومندي از بزرگي بخواهد كه از مجرمي بگذرد يا بر پاداش خدمتگزاري بيفزايد.

مقدمه

يكي از مزايايي كه خداي متعال به مؤمنان، اختصاص داده اين است كه اگر مؤمن، ايمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ كند كه باعث سلب توفيق و سوء عقاب و سرانجام، شك و ترديد يا انكار و جحود نشود، و خلاصه در يك جمله "اگر با ايمان از دار دنيا برود" به عذاب ابدي مبتلا نخواهد شد و جهنم برايش ابدي نخواهد بود و گناهان كوچكش به واسطه اجتناب و دوري از گناهان كبيره، بخشوده شده و گناهان بزرگش به وسيله توبه كامل و مورد قبول‏پروردگارش، آمرزيده مي‏شود، و اگر موفق به چنين توبه‏اي نشد، تحمل گرفتاري‏ها و مصائب دنيا بار گناهانش را سبك مي‏كند و سختي‏هاي برزخ و مواقف آغازين رستاخيز ناخالصي هايش را مي‏زدايد و اگر باز هم از آلودگي‏هاي گناهان پاك نشد به وسيله شفاعت ـ كه مظهر تجلي بزرگ‏ترين و فراگيرترين رحمت الهي در اولياء خدا به ويژه رسول اكرم و اهل بيت كرامش (عليهم الصلوة والسلام) مي‏باشد ـ از عذاب دوزخ نجات خواهد يافت. بر حسب روايات فراوان "مقام محمود" كه در قرآن كريم به رسول اكرم(ص) وعده داده شده همين مقام شفاعت است، و نيز آيه شريفه "و لسوف يعطيك ربّك فترضي؛ و همانا پروردگارت "آنقدر" به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوي." اشاره به آمرزش الهي است كه به واسطه شفاعت آن حضرت شامل حال كساني كه استحقاق دارند مي‏شود.

بنابراين، بزرگترين و نهايي‏ترين اميد مؤمنان گنه كار، شفاعت است، ولي در عين حال نبايد از "مكر الهي" ايمن شوند و بايد هميشه بيمناك باشند كه مبادا كاري از آنها سر زده باشد يا سر بزند كه موجب سوء عاقبت و سلب ايمان، در هنگام مرگ گردد و مبادا علاقه به امور دنيوي به حدّي در دلش رسوخ يابد كه "العياذ بالله" با بغض خداي متعال از اين جهان برود بدان جهت كه مي‏بيند اوست كه به وسيله مرگ، بين او و محبوب‏ها و معشوق‏ها جدايي مي‏افكند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 12:14 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چهارشنبه سی ام بهمن 1387

سوره واقعه

اين سوره ((در مكه )) نازل شده و داراى 96 آيه است .

محتواى سوره :

در ((تـاريخ ‌القرآن )) از ((ابن نديم )) نقل شده كه سوره ((واقعه )) چهل و چهارمين سوره اى است كه بر پيغمبر اكرم (ص ) نازل شده قبل از آن سوره ((طه )) و بعد از آن ((شعرا)) بوده است .

ايـن سـوره ـ همان گونه كه از لحن آن پيداست , و مفسران نيز تصريح كرده اندـدر مكه نازل شده است , هرچند بعضى گفته اند آيه 81 و 82 در مدينه نازل گرديده ,ولى دليلى براى اين گفته در دست نيست , و نشانه اى در آيات مزبور بر اين ادعاوجود ندارد.
سـوره واقـعه چنانكه از نامش پيداست از قيامت و ويژگيهاى آن سخن مى گويد, و اين معنى در تـمـام آيـات 96 گـانه سوره مساله اصلى است , اما از يك نظرمى توان محتواى سوره را در هشت بخش خلاصه كرد:

1ـ آغاز ظهور قيامت و حوادث سخت و وحشتناك مقارن آن .

2ـ گـروه بـنـدى انـسـانـها در آن روز و تقسيم آنها به ((اصحاب اليمين )),((اصحاب
الشمال )) و ((مقربين )).

3ـ بحث مشروحى از مقامات ((مقربين )) و انواع پاداشهاى آنها در بهشت .
4ـ بحث مشروحى درباره ((اصحاب اليمين )) و انواع مواهب الهى بر آنها.
5ـ بحثى درباره ((اصحاب الشمال )) و مجازاتهاى دردناك آنها در دوزخ .
6ـ ذكـر دلائل مـختلفى پيرامون مساله معاد از طريق بيان قدرت خداوند, وخلقت انسان از نطفه ناچيز, و تجلى حيات در گياهان , و نزول باران .
7ـ ترسيمى از حالت احتضار و انتقال از اين جهان به جهان ديگر.
8ـ نظر اجمالى ديگرى روى پاداش و كيفر مؤمنان و كافران .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 12:13 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چهارشنبه سی ام بهمن 1387

خانواده موفق در اسلام

مقدمه

ما هر مبناي را كه نسبت به انسان اختيار كنيم، در يك نكته جاي هيچ گونه شك و ترديد نيست و آن اينكه انسان وقتي چشم به جهان مي‌گشايد موجوديست ضعيف و ناتوان كه توانايي هيچ كاري را ندارد؛ به عبارت ديگر او قوه ي محض است كه اگر بخواهد توانايي ذاتي و اكتسابي خود را به فعليت برساند نياز به اجتماع دارد؛ طوري كه عده اي انسان را حيوان اجتماعي مي‌داند. امروز جامعه شناسان بر اين  نكته اتفاق نظر دارند كه اگر انسان قادر است تكلم كند يا بينديشد و فراگيرد يا مهارت هاي مهم فني، تكنيكي، هنري و...به دست آورد، اگر انسان مي‌تواند خالق تمدن و فرهنگ باشد و...همه در سايه ي جامعه و از طريق حشر و نشر در اجتماع حاصل مي‌شود. اولين و مهمترين كانون كه بر انسان تأثير مي‌گذارد و او را از موجودي ضعيف و ناتوان بي‌همه چيز به موجود توانا و آگاه و خلاق و با اراده تبديل مي‌كند، كانون خانواده است. با توجه به اهميتي كه خانواده در جامعه پذيري و شكل گيري شخصيت انسان دارد، لازم است بدانيم خانواده در دين اسلام كه خود را ضامن سعادت دنيا و آخرت انسان معرفي مي‌كند، چه جايگاهي دارد به عبارت ديگر، يك خانواده ي الگو، چه خانواده اي است و معيارهاي ديني آن كدام است؟

براي يافتن پاسخ سؤالات فوق لازم است ابتدا بدانيم خانواده چيست؟ عناصر تشكيل دهنده ي آن كدام است؟ حقوق و تكاليف اعضاي آن نسبت به هم چيست؟ تا در نهايت معلوم شود از نظر اسلام يك خانواده ي نمونه چه معيارهايي دارد؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 12:11 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

چرا مذهب ما به شيعه جعفري معروف است؟

پس از فشارهاي شديد بني اميه، در عهد امامت امام صادق(ع) بر اثر قيام ها و انقلاب هايي که در کشورهاي اسلامي بر عليه بني اميه بر پا شده بود و جنگ هاي خونيني که در نهايت منجر به سقوط خلافت بني اميه گرديد، و نيز زمينه خوبي که امام باقر(ع) با نشر حقايق و معارف اسلامي مهيا کرده بود، براي امام صادق(ع) امکانات بيشتري و محيط مناسب تري براي نشر تعاليم ديني پيدا شد.

آن حضرت تا اواخر زمان امامت خود که مصادف با آخر خلافت بني اميه و اول خلافت بني عباس بود از فرصت استفاده نمود به نشر تعاليم ديني پرداخت و شخصيت هاي علمي بسياري در فنون مختلف عقلي و نقلي مانند زراره، محمد بن مسلم، هشام بن حکم، جابر بن حيان و... پرورش داد.

در حوزه علمي امام ششم(ع)، چهار هزار نفر محدث و دانشمند شرکت مي کردند که عده اي از بزرگان و رجال علمي اهل سنت نيز مانند «ابو حنيفه»، سفيان سوري، قاضي سکوني، قاضي ابوالبختري و... افتخار شاگردي آن حضرت را پيدا کردند.
از اين رو، عوامل ذيل را مي توان براي اين نامگذاري ذکر کرد:
1- مجال و زمينه مناسبي که سبب شد مجموعه عظيمي از معارف و تعاليم و احکام ديني در حوزه علمي امام صادق(ع) تبيين شود.

2- چهره شاخص و سرشناس و شناخته شده حضرت در ميان تمام فرق و گروه هاي مسلمان.

3- با توجه به اين که برخي از ائمه چهارگانه، شاگرد امام صادق(ع) و برخي شاگرد
شاگردان آن حضرت بوده اند، پيروي شيعه از فقه و مذهب اهل بيت با نام «جعفري» نامي شناخته شده و معتبر، در برابر مذاهب چهارگانه فقهي اهل سنت بوده است.

4- علاوه بر اين که عنوان «مذهب جعفري» شيعيان پيرو مکتب فقهي اهل بيت را از شيعه
زيديه که از فقه اهل بيت پيروي نمي کنند جدا مي سازد.

فرصتي که در عصر امامت امام صادق(ع) به دست آمد در عصر امامان قبلي مهيا نشد.
براي آشنايي با نقش امامان قبل از امام صادق(ع) ر.ک: حيات فکري و سياسي امامان شيعه، رسول جعفريان.

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 13:27 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

عيد امامت و ولايت عيد غدير عيد امامت و ولايت

مــقــدمــه:

سال دهم هجرت كه مسلمانان همراه پيامبر اكرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پيامبر اكرم(ص) عازم مدينه گرديد.                                                                                                                 فرمان حركت صادر شد. هنگامى كه كاروان به سرزمين «رابغ‏» در سه ميلى جحفه كه ميقات حجاج است، رسيد امين وحى در مكانى به نام «غديرخم‏» فرود آمد. آيه:«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس‏».نازل شد كه اى پيامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. اگر اين كار را نكنى، رسالت‏خود را تكميل نكرده‏اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد كرد. سوره مائده، آيه دستور توقف در آن مكان صادر شد. همه مردم ايستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پيامبر اكرم(ص) نماز ظهر را با جماعت‏خواند سپس در حالى كه مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى كه از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود:

«مردم نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤوليد». سپس مطالبى گرانبها بيان كرد و فرمود: «من دو چيز نفيس در ميان شما به امانت گذاردم، يكى كتاب خدا و ديگرى عترت و اهل بيت من، اين دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به آنها كوتاهى نورزيد كه هلاك مى‏شويد».   در اين هنگام دست على(ع) را گرفت و او را بلند كرد و به همه مردم معرفى نمود، سپس فرمود:«سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان كيست؟ همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند».                                                پيامبر اكرم(ص) فرمود:                                                                                                                                                       «خدا، مولاى من و من، مولاى مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم‏». بعد فرمود:    « من كنت مولاه فهذا على مولاه‏اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... »  «اى مردم هركس من مولاى اويم، على مولاى اوست، خداوندا كسانى را كه على را دوست دارند، دوست بدار و كسانى كه او را دشمن دارند، دشمن دار و...»سپس فرشته وحى نازل شد و آيه «اليوم اكملت لكم دينكم...» را نازل فرمود و آن روز در تاريخ اسلام جاودانه و حماسه‏ساز شد.آرى غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز ياس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى‏دارند و به همديگر تبريك مى‏گويند.  از احاديث بر مى‏آيد كه ائمه: آن روز را جشن مى‏گرفتند و در آن روز مراسم ويژه‏اى داشتند، شبيه مراسمى كه ما ايرانيان امروز در عيد نوروز داريم. از فياض بن محمد طوسى نقل شده: روز غدير به حضور امام هشتم(ع) رسيد. ديد گروهى از افراد ويژه در خدمت‏حضرت هستند كه امام آنان را براى افطار در خانه‏اش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و كفش و انگشتر و هداياى ديگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافيان او كاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را براى آنان يادآورى مى‏كرد.                                                                                                                         (بحار الانوار، 97. 112، ح 8. ) در حديث ديگرى است: روزى از روزهاى خلافت على(ع) جمعه و عيد غدير به يك روز افتاد. امام(ع) خطبه مفصلى خواند و فرمود:   «اين مجمع اكنون به پايان مى‏رسد و شما همگى به خانه‏هايتان بر مى‏گرديد، برويد  خداى بر شما رحمت فرستد  و بر خانواده خود فراخ گيريد و به برادران خود نيكى كنيد.   خداوند را بر اين نعمت كه شما را بخشيده است، سپاس گزاريد. متحد شويد تا خدا كمكتان كند. نيكويى كنيد تا خدا دوستيتان را پايدار كند. از نعمتهاى خداداد، يكديگر را هديه فرستيد.خداوند در اين روز چندين برابر ديگر عيدها پاداش دهد.  اين گونه پاداش جز در اين روز (غدير) ديگر نخواهيد يافت. نيكويى‏كردن در اين روز مال را بسيار كند و عمر را زياد.  مهربانى كردن باعث رحمت‏خدا شود و مهربانى او. در اين روز به برادران و خاندان از مال خدا داده ببخشيد، هر اندازه كه بتوانيد. همواره چهره خندان داريد. چون به يكديگر رسيديد، شادمانى كنيد، و خدا را بر نعمتهايش سپاس گوئيد. برويد و به آنان كه اميدشان به شماست، نيكى بسيار كنيد در خورد و خوراك، خود و زيردستانتان يكسان باشيد. اين يكسانى و مساوات را تا جايى كه توانايى داريد عملى سازيد، كه پاداش يك درهم در اين روز، صد هزار درهم است و بركت به دست‏خداست.روزه اين روز را نيز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشى بس بزرگ نهاده. اگر كسى در اين روز، نياز برادران خود را برآورد  پيش از تمنا و درخواست و با ميل و غبت‏خوبى كند، پاداش او چنان باشد كه اين روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانيده. و هركس در اين روز به روزه‏دارى افطارى دهد، چنان است كه گويى دسته دسته مردم را افطارى داده است... همين كه به يكديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد و نعمتى را كه در اين روز نصيبتان شده است به يكديگر تبريك گوييد. بايد اين سخنان را آن كه بود و شنيد به آن كه نبود و نشنيد، برساند. بايد توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعيفان، پيامبر(ص) مرا به اين چيزها امر كرده است‏».(ترجمه اين روايت تا اينجا از استاد محمدرضا حكيمى است كه از حماسه غدير، ص 71 گرفته شده است.) بعد امام(ع) خطبه جمعه را خواند و نماز جمعه را نماز عيدش قرار داد، بعد با فرزند و شيعيانش به منزل امام حسين(ع) برگشت كه غذا آماده كرده بودند و آن شيعيان نيازمند و بى‏نياز با هداياى او به طرف خانواده خود برگشتند.                                                       (بحار الانوار 97: 117.)

به اميد روزى كه همه مسلمانان بويژه مردم مسلمان ايران روز عيد غدير را بزرگترين عيد خود قرار داده و اين روزرا آنطور كه بايسته و شايسته آن است، گرامى بدارند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 13:11 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

از شيعه چه مي دانيد؟

بسم الله النور

مردم عوام شيعه معمولا از كودكي به بچه هاي خود خدا شناسي را آموزش مي دهند . آنان  ضمن اينكه به بچه هاي خود تاكيد مي كنند خداوند يك و يگانه است , براي آسان شدن يادگيري كودكان  صفات خداوند را به شعر آموزش مي دهند زيرا مي دانند امام جعفرصادق (ع)در مسيرتكاملي حركت شيعه گام دوم را برداشته بودند.پس از آنكه مردم بر اثر مجاهدت‏هاي امامان پيشين به ناصحيح بودن مذهب رسمي و ديگر انديشه‏هاي منبعث از آن و نيز حركت‏هاي سياسي مبتني برآن در سال‌هاي گذشته پي بردند آماده بودند تا طرح جايگزين مكتب اهل‏بيت را دريافت كنند و امام صادق (ع) همان بزرگواري است كه با توجه به يك موقعيت استثنايي تاريخي طرح جايگزين شيعه را به هنگام ارائه كرد و امامان ديگر به شرح و بسط بعضي از ابعاد آن پرداختند.

هيچ تاكنون به اين نكته انديشيده‏ايد كه چرا ما شيعيان را پيروان مذهب جعفري مي‏خوانند؟ در ميان امامان دوازدگانه شيعه چرا مذهب ما به ايشان انتساب يافته است؟ با توجه به اين كه امام جعفر صادق عليه‏السلام ششمين امام شيعه هستند مگر پيش از ايشان وضعيت شيعه چگونه بوده و به عبارت ديگر چرا مذهب شيعه علوي يا حسني يا حسيني يا سجادي و يا باقري ناميده نشده است؟ آنچه در پي مي‏آيد توضيحي است بر راز اين نام گذاري.

عرصه تئوري‏ها و ديدگاه‌هاي علمي و فرهنگي در ميان دانشمندان و فرهيختگان همواره عرصه ابقاي بهترين انديشه‏ها بوده است. هر نظريه‏اي آن هنگام توانسته جايگزين نظريه پيشين شود كه محتوايي بهتر از آن را به بشريت هديه كرده باشد و الاّ مورد استقبال قرار نخواهد گرفت. مكتب‏هاي فكري بزرگ نيز همواره بايد داراي چنين ويژگي باشند تا بتوانند در دل بشر جايي باز كنند. نگاهي به دستاورد مكتب اسلام در مقايسه با آنچه جامعه جاهلي عرب بدان دلبسته بود و مبناي رفتار فردي و اجتماعي خود قرار داده بود مي‏تواند راز موفقيت اسلام را در برابر انديشه‏هاي جاهلانه نشان دهد.

پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در دعوت خود ضمن پذيرش سنت‏هاي پسنديده انساني در ميان اعراب آنگاه كه به نفي ضدّ ارزشها مي‏پرداخت طرح‏هاي جايگزين نيز ارائه مي‏كرد تا مخاطبان او احساس خلاء نكنند.

شايد راز بسياري از شكست‏هاي فردي و اجتماعي مصلحان در طول تاريخ همين بوده كه طرح جايگزين نداشته‏اند به همين نمونه تاريخ معاصر ايران توجه كنيد. حضور روحانيت در مشروطيت و انقلاب اسلامي و اين كه چرا روحانيت در مشروطيت نتوانست تا پايان حضور داشته باشد اما انقلاب اسلامي به رهبري امام موفق به براندازي يك نظام شد؟
شايد مهمترين نكته در همين طرح جايگزين بوده است. امام خميني قدس‏سره طرح جايگزين سلطنت را داشت اما روحانيت در مشروطيت به ابعاد اين موضوع آن چنان كه بايسته است نيانديشيده بود و اين سرانجام هرحركت سياسي و فكري است كه فقط طرح براندازي داشته باشد و نه طرح جايگزين!

امام جعفرصادق عليه‏السلام در مسيرتكاملي حركت شيعه گام دوم را برداشته بودند. يعني پس از آنكه مردم بر اثر مجاهدت‏هاي امامان پيشين به ناصحيح بودن مذهب رسمي و ديگر انديشه‏هاي منبعث از آن و نيز حركت‏هاي سياسي مبتني برآن در سالهاي گذشته پي بردند آماده بودند تا طرح جايگزين مكتب اهل‏بيت را دريافت كنند و امام صادق عليه‏السلام همان بزرگواري است كه با توجه به يك موقعيت استثنايي تاريخي طرح جايگزين شيعه را به هنگام ارائه كرد و امامان ديگر به شرح و بسط بعضي از ابعاد آن پرداختند.

دوره امامت حضرت كه از سال 114 هجري آغاز شده تا سال 148 هجري ادامه يافت. يكي از شرايط بحراني تاريخي در اسلام بود زيرا كه بنيان حكومتي يكصدساله فرو ريخته بود و بنيان حكومت پانصدساله‏اي پي‏ريزي مي‏شد و همت اصلي سران حكومت تازه، كوبيدن مخالفان بود. مثلاً توجه كنيد كه از سال 132 كه رسماً حكومت عباسيان آغاز شد تا سال 137 هجري سردمداران آن از هيبت و عظمت يكي از بزرگترين سرداران خود يعني ابومسلم خراساني هراس داشتند و تا او را با حيله و فريب نكشتند احساس آرامش نكردند و امام صادق عليه‏السلام با توجه به اين فضا، پايه‏هاي فكري نظام تشيع يا طرح جايگزين را بنانهاد.

 

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 13:15 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

حقوق زن در اسلام

 

هنوز عده ای سعی دارند نواقصی که در اسلام وجود دارد از جمله تبعیض هایی که در حقوق اسلامی نسبت به زن روا داشته شده به عاملین اسلام نسبت دهند.غافل از اینکه خود اسلام منشاء و سرچشمه همه این ظلمهاست.

بهتر است به نمونه آیاتی که درمورد زنان گفته شده توجه کنید تا متوجه شوید چقدر اسلام به زنان بها داده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 13:1 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

حج در قرآن و روايات

قال الله تعالى:  ان اول بيت وضع للناس للذى ببكة مباركا و هدى للعالمين. (1)

براستى نخستين خانه‏اى كه براى عبادت مردم خلق شده آن است كه در مكه واقع شده و مايه بركت و هدايت جهانيان است.

انسان در باطلاق روزمرگى‏ها غرق مى‏شود؛ نيازهاى كاذب و صادق، گرفتارى‏هاى ادارى و شغلى و اخبار و اطلاعات محدود محلى و منطقه‏اى، انسان را از آرمان‏هاى بلند و وظايف الهى و اساسى بازمى‏دارد. او را از هويت اصيل و وطن راستين غافل مى‏سازد، و حج هجرتى است مقدس از وابستگى‏ها و عادت‏ها به سوى خدا و به سوى فطرت الهى خويش.

«حج» ‏حضور در مجمع عمومى سالانه مسلمين است و ديدارى الهى همراه با همه آنها كه به يك دين معتقدند و به يك آرمان مى‏انديشند و خداى يگانه را مى‏پرستند.

حضور در ميقات و لبيك و طواف، نماز و سعى تقصير همراه با وقوف در عرفات مشعر و منى، قربانى و سر تراشيدن هزاران راز و رمز نهفته دارد كه بيان آن در ضمن چهل حديث كوتاه ميسر نيست. اما يادآورى گوشه‏اى از اسرار اين عبادت سياسى، الهى، مى‏تواند راهگشاى پژوهشى بيشتر و مايه شور و شوقى افروخته‏تر گردد.

انديشه‏هاى خرد و آرمان‏هاى كوچك در اجتماع بزرگ و سراسرى مسلمين رنگ مى‏بازد و بينش و خواسته‏هاى عمومى و بزرگ سراسرى جاى آن را مى‏گيرد.

حاجى با شركت در اردوى ابراهيمى حج‏با تاريخ پيامبران پيوند مى‏خورد و هويت تاريخى خويش را باز مى‏يابد. فرياد مقدس لبيك اللهم لبيك عهد ديرين و ميثاق فطرت را يادآورى مى‏شود و انسان با پوشيدن جامه‏هاى سپيد احرام از لمت‏خودخواهى‏ها، خودنمائى‏ها و لذت‏گرايى‏ها و عادات و رفتار زيانبار مى‏گريزد و ستايش و نعمت و قدرت را ويژه خدا مى‏بيند.

آداب حرم، اخلاق شايسته حيم قدس ربوبى را مى‏آموزد. در مانور بزرگ حج، وحدت، عبادت و سياست، ايمان و اتحاد و آزادى و مبارزه با كفر و شرك و شيطان يكجا جلوه مى‏كند.

انسان با طواف در كوى دوست‏با فرشتگان آسمان هماهنگ مى‏شود. و در مقام ابراهيم مى‏ايستد و نماز مى‏گزارد.

و با سعى بين صفا و مروه، موهاى زايد از سر مى‏زدايد و با طوافى ديگر بنام نساء دوباره پروانه‏وار گرد خانه يار مى‏چرخد و در نزد جايگاه خليل الله عليه السلام نماز مى‏خواند.

با استلام حجر الاسود و بوسيدن آن عهد الست را با مقام ربوبى تجديد مى‏كند و با نوشيدن آب خوشگوار، زمزم زمزمه زندگى را دوباره در اعماق روحش مى‏شنود.

وقوف‏ها و حركت ها به فرمان خدا و با ياد خدا راه و رسم زندگى ابراهيمى را به انسان مى‏آموزد و انسان با انجام قربانى حنجره آزمندى‏ها و زفتى را مى‏بُرد و با تراشيدن سر، آماده حضور دوباره در مسجدالحرام و خانه دوست مى‏شود و با رمى جمرات با شيطان‏هاى بزرگ و ميانه و كوچك درگير مى‏گردد و از هرچه شيطان و شرك است اعلام برائت مى‏كند.

آنچه در اينجا گردآمده چهل حديث‏برگزيده در باره اين فريضه بزرگ - حج - است كه آداب و اهداف حج، قداست و امنيت اماكن مقدسه حج و نقش سازنده آن را در زندگى مسلمين مطرح مى‏سازد. پيشوايان معصوم عليهم السلام در اين احاديث كوتاه روزنه‏هايى به دنياى زيباى حج گشوده‏اند كه براى زائران بيت الله الحرام و ديگر مشتاقان ديار يار، مطالعه آن آموزنده و چشم‏نواز است.

حجكم مقبول و سعيكم مشكور

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 12:54 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

خدا را که آفریده ؟

از دیر زمان یکی از دستاویزهای مادیها این بوده که می گویند : اگر همه چیز آفریده ی خدا است پس خدا آفریده ی کیست ؟

پیش از اینکه به پاسخ این اشکال و سئوال بپردازیم لازم است یک نکته را تذکر دهیم و آن این که پاسخ به این پرسش و اشکال تنها به عهده ی خدا پرستان نیست ، بلکه مادیها نیز همین اشکال و پرسش را باید پاسخ گویند زیرا وقتی آنان می گویند همه ی جهان به ماده بر می گردد وماده آغاز ندارد ، همواره بوده و خواد بود بی درنگ این پرسش پیش می آید که شما که ماده را سرچشمه جهان می پندارید خود این ماده از کجا آمده است ؟ و به عبارت دیگر به مادیها گفته می شود : شما که قانون علت و معلول را قبول دارید یعنی قبول دارید که هر معلول علتی لازم دارد بگوئید بدانیم که ماده اصلی ، معلول کدام علت است ؟

بنابراین می بینیم که این پرسش و اشکال تنها متوجه خداپرستان نیست تا تنها آنها مجبور باشند که برای آن پاسخی فراهم کنند بلکه مادیها هم عین همین پرسش  اشکال را باید پاسخ گویند البته سؤالی که از آنها می شود به این صورت است : شما که می گوئید هر چیز معلول ماده است ، ماده معلول چیست ؟

روی این این حساب ( وبا توجه به اینکه سلسله علت ها و معلول ها نمی تواند تا بی نهایت پیش برود )همه ی فلاسفه ی جهان اعم از خداپرست و مادی به یک وجود ازلی یعنی وجودی که همیشه بوده است ایمان دارند ، آری ، مادیها می گویند : وجود ازلی جهان همان ماده یا قدرت مشترک بین ماده و انرژی است ولی خدا پرستان می گویند : سرچشمه اصلی و آنکه وجود ازلی و همیشگی دارد خدا است .

نتیجه اینکه وجود یک مبداء ازلی و همیشگی قولی است که جلگی برآنند و دلائل محکم عقلی ، همه ی فلاسفه را برا این داشته است که به یک مبداء ازلی قائل گردند .

پس اختلاف میان مادی و خداپرست در کجا است ؟

صریحاً باید گفت: تنها نقطه اختلاف اینجا است که خداپرستان آن علت نخستین و مبداء هستی را دارای علم و اراده تصور می کنند و نام آنرا ماده می گذارند .

از بیانات یادشده این نتیجه بدست می آید که فلاسفه الهی برای اثبات خدا هرگز به استدلال « علت و معلول » اکتفا نکرده اند زیرا این استدلال تنها ما را به وجود یک علت نخستین یا به عبارت دیگر وجود ازلی راهنمایی می کند و این موضوع را مادیها هم قبول دارند .

بلکه مسأله مهم برای اثبات علم ودانش بی پایان او استلال کنند که اتفاقاً اثبات این مسأله از طیق مطالعه نظام هستی و اسرار شگرف آفرینش و قوانین حساب شده ای که برسراسر جهان خلقت حکومت می کنند کارآسانی است این نخستین سخنی بود که باید در پاسخ این ایراد یا سؤال گفته شود .

اینک به مسأله برگردیم .

قبل از پاسخ به چند سؤال زیر توجه می کنیم زیرا این سؤال ها ذهن را برای درک پاسخ اصلی آماده تر می سازد .

رطوبت هر چیز از آب است ویا بطور کلی از آبگونه ها است ، رطوبت آب از چیست ؟ و از کجاست ؟

چربی همه ی غذاها از روغن است چربی روغن از چه و از کجاست ؟

روشنائی همه چیز از خورشید است روشنائی خورشید از کجاست ؟

شوری همه چیز از نمک است شوری نمک از چیست ؟

پاسخ  همان اشکال به بیان دیگر :

گاهی یک اشتباه یا مغالطه لفظی باعث می شود که مطلبی بسیار ساده به صورت یک سؤال یا اشکال مهم قلمداد شود .

فلاسفه ی الهی و همه ی خــدا پرستــان معتقدند که هر معلولی علّت می خواهد و هر پدیده ای پدیدآوردنده می خواهد و هر آفریده ای آفریدگار می خواهد از این جمله ها بخوبی روشن است که چیزی که معلول و پدیده و آفریده نباشد از این قانون خارج است و چون به عقیده خدا پرستان « خدا » معلول و آفریده و پدیده نیست از این قانونی عمومی خارج است .

مادیها یک لفظ را اشتباهاً یا از راه مغالطه کاری عوض کرده اند یعنی به جای اینکه بگویند هر « معلولی » علت می خواهد گفته اند هر « موجودی» علت می خواهدو نیز به جای اینکه بگویند هر « آفریده و پدیده ای » ( یعنی چیزهایی که نبوده و پدید آمده و آفریده شده است ) آفریدگارو پدید آورنده می خواهد گفته اند : « هر چیزی » آفریدگار و پدید آورنده می خواهد و درنتیجه پرسیده اند که آفریدگار و پدید آورنده و علت خدا چیست ؟ !

پاسخ ایشان یک کلمه است و آن اینکه :

هیچ کس نگفته هر موجودی و هر چیزی آفریدگار می خواهد تا شما بگوئید :

خدا هم یکی از موجودات وچیزها است پس آفریدگار او کیست .

بلکه گفته اند : « هر آفریده ای آفریدگار می خواهد و روشن است که خدا آفریده نیست تا به حکم این قانون آفریدگار بخواهد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:42 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

بودا که بود

واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارتی به روشنی رسیده. واژه بودا را میتوان در فارسی شخص بیدار یا بیداردل نامید. بودا تجربه ای فراهنجار را آزمود و آن را با دیگران درمیان گذاشت.
بودای تاریخی شاهزاده ای بود بنام سیدارتا گاؤتما از تیره شاکیا که پیرامون ۲۵۰۰ سال پیش (سده پنجم پیش از زایش مسیح) در منطقه کاپیلاواستو در نپال امروزی میزیست.
بنابر داستانهای بودایی سیدارتا (واژه سیدارتا بمعنی کمالجو است) در باغهای لومبینی در نپال کنونی بدنیا آمد. پس از زایش توجه پیشگویان به او جلب شد و پیشگویی ایشان بدینگونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند. پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد وی را در ناز و نعمت پروراند و در کاخهایی محفوظ قرار داد تا سیدارتا با رنجها و کاستیهای زندگی آشنایی نیابد. با اینحال سیدارتای کمالجو از کاخها گریخت و در طی چهار بار گریز خویش با چهار منظره آشنا گشت: پیری، بیماری، مرگ و شخصی پارسا که در پی رهایی از رنجها بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تأثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را نهاده به جستجوی حقیقت شرایط آدمیان بپردازد. پس از گذراندن مدتی با مرتاضان در جنگلها، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیش گرفت.
سیدارتا پس از شش سال آزمودن و پویش در مکانی بنام بودگایا زیر درختی بنام درخت بیداری (بودی) به مراقبه و مکاشفه نشست و پس از چیرگی بر ترفندهای مارا، دیو دیوان، به دریافت رموز و بیداری کامل رسید و بودا گشت.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:37 |  لینک ثابت   •