تبليغاتX
داستانهای عبرت انگیز درباره شیطان
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه هفتم بهمن 1387

نماز از ديدگاه قرآن

1- برپايى نماز

 معناى اقامه نماز چيست؟

2 - پاسداشت‏ حريم نماز

3 - كمك گرفتن از نماز

4 - امر به نماز

 

يكي از نيازهاي ثابت همگاني تغييرناپذير و نسخ ناپذير كه زمان، توان تاثيرگذاري در آن را ندارد؛ موضوع عبادت و پرستش است. يكي از نيازهاي اساسي بشر پرستش است. پرستش حالتي است كه در آن انسان از ناحيه باطني خود به حقيقتي كه او را آفريده و خود را در قبضه قدرت او مي بيند و خود را نيازمند و محتاج او مي داند؛ توجه مي كند. اين حالت در واقع سيري است از خلق به سوي خالق.

عدم پرستش و عبادت، در روح بشر عدم تعادل را ايجاد مي كند. با يك مثال مفهوم عدم تعادل را روشن مي نماييم. حيواني باربر را در نظر بگيريد كه خورجيني روي او قرار داده شده كه يك طرف پر و طرف ديگر خالي باشد كه در اين صورت تعادل ايجاد نشده و حركت حيوان بسيار دشوار مي شود؛ انسان نيز به همين صورت است. در وجود او خانه ها و فضاهاي خالي زيادي وجود دارد، در دل انسان جاي خيلي از چيزها است. حال هر نيازي كه برآورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل مي سازد. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و به ديگر نيازهايش بي توجه باشد؛ همان نيازها او را ناآرام و ناراحت مي نمايند. و يا بالعكس اگر انسان هميشه به دنبال ماديات باشد و جايي براي معنويات نگذارد، باز هم روح و روان او ناراحت و نا آرام است.

" نهرو" مردي است كه از سنين جواني لامذهب شده بود. در اواخر عمرش يك دگرگوني و انقلابي در وجودش ايجاد شد. او مي گويد: من هم در روح خود و هم در جهان يك خلأ، يك جاي خالي احساس مي كنم كه هيچ چيز توان پركردن آن فضا را ندارد الا معنويت. اضطرابي كه در جهان پيدا شده، علتش اينست كه نيروهاي معنوي جهان تضعيف شده است. او مي گويد: الان در اتحاد جماهير شوروي- قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي- اين ناراحتي به سختي وجود دارد. تا وقتي كه مردم آنجا گرسنه بودند و گرسنگي اجازه نمي داد كه درباره چيز ديگري فكر بكنند، يكسره در فكر تحصيل معاش بودند. حال كه زندگي عادي پيدا كرده اند يك ناراحتي روحي در ميان آنان پيدا شده است. زماني كه از كار، بيكار مي شوند تازه اول مصيبت آنهاست كه اين ساعات فراغت را با چه چيز پرنمايند؟ بعد مي گويد: من گمان نمي كنم اينها بتوانند آن ساعات را جز با يك امور معنوي با چيز ديگري پر كنند. و اين همان خلايي است كه من دارم.

پس عبادت يك نياز واقعي انسان است. امروز كه در دنيا بيماري هاي روحي و رواني زياد شده است، به علت روي برگرداندن انسان از عبادت و پرستش است. نماز قطع نظر از هر چيزي، طبيب خانه است؛ يعني اگر ورزش براي سلامتي مفيد است، اگر آب سالم و تصفيه شده براي هر خانه اي لازم است، اگر هواي پاك براي هر كس ضروري است، نماز هم براي سلامتي انسان لازم است. اگر انسان در شبانه روز ساعتي را به راز و نياز با پروردگار اختصاص دهد، روحش را پاك مي كند. عنصرهاي موذي به وسيله نماز از روح انسان بيرون مي روند.

از نظر اسلام سرلوحه تعليمات، عبادت است. اميرالمومنين عليه السلام فرمود: به خدا بعد از ايمان، چيزي در حد نماز نيست. پيامبراكرم صلوات الله عليه مي فرمايد: نماز مثل چشمه آب گرمي است كه در خانه انسان باشد و انسان روزي پنج بار در آن آب گرم شست و شو كند.

خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:" ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون".( ذاريات/ 56)؛ ما جن و انس را خلق نكرده ايم مگر براي اين كه عبادت كنند. هدف از خلقت انسان عبادت است و انسان از راه عبادت و پرستش است كه به كمال مي رسد. استغفار و عبادت در مقابل ايزد منان انسان را به انسانيت مي رساند. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: پيامبر(ص) در هيچ مجلسي نمي نشست مگر اين كه 25 بار استغفار مي كرد، و مي گفت: استغفرالله ربي و اتوب اليه.

و يا حضرت علي عليه السلام با آن عظمت انساني كه داشت وقتي در محراب عبادت قرار مي گرفت غرق در خدا مي شد و آن گونه عبادات باعث روشن ضميري و قدرت حضرت مي شد.

" عدي بن حاتم" از ياران نزديك حضرت بود. روزي به نزد معاويه آمد در حالي كه سالها از شهادت اميرالمومنين گذشته بود. معاويه مي دانست كه عدي از ياران قديمي امام است، پس خواست كاري كند كه عدي سخني بر عليه امام بگويد. از او پرسيد: عدي! اين الطرفات؟ پسرانت كجا هستند؟- عدي سه پسر داشت كه در سنين جواني در ركاب امام درجنگ صفين به شهادت رسيده بودند- معاويه با اين سوال قصد ناراحت كردن عدي را داشت. عدي گفت: پسرانم در ركاب مولايشان علي با تو كه در زير پرچم كفر بودي جنگيدند و كشته شدند. معاويه گفت: علي درباره تو انصاف نداد. گفت: چطور؟ معاويه پاسخ داد: پسران خويش را نگه داشت و پسران تو را به كشتن داد.

عدي گفت: معاويه من درباره علي انصاف ندادم كه اكنون او در زير خروارها خاك باشد و من زنده باشم. اي كاش مرده بودم و علي زنده مي ماند.

معاويه ديد تيرش به هدف نخورد پس با نرمي گفت: الان ديگر از اين حرفها گذشته كمي از كارهاي علي را برايم توصيف كن. عدي عذر خواست و معاويه اصرار نمود. در نهايت عدي اينگونه حضرت را توصيف نمود: " يتفجرالعلم من جوانبه والحكمة من نواحيه" ؛ علي مردي بود كه علم و حكمت از اطرافش مي جوشيد. علي آدمي بود كه در مقابل ضعيف، ضعيف بود و در مقابل ستمكاران، نيرومند.

معاويه حال منظره اي را كه به چشم خود ديدم را برايت مي گويم: در يكي از شبها علي را در محراب عبادت ديدم كه غرق در خدا بود و محاسنش را به دست مبارك گرفته و مي گفت: آه از اين دنيا و آتش هاي آن، يا دنيا! غري غيري؛ اي دنيا كس ديگر غير از من را بفريب.

عدي، حضرت را آن چنان  وصف نمود كه دل سنگ معاويه تحت تاثير قرار گرفت به طوري كه با آستين لباسش اشكهاي صورتش را پاك كرد. و بعد گفت: دنيا عقيم است كه مانند علي بزايد.

پس عبادت از ارزش والايي برخوردار است كه انسان به جز تعداد معدودي به عظمت و ارزش واقعي آن پي نبرده است. يكي از عاليترين گونه عبادت نماز است. نماز پناهگاهي مطمئن و دژي استوار و خلل ناپذير است. داروي اضطرابها و نگرانيها و دواي ترسها و دلهره هاست.

فريضه نماز در فرهنگ اسلام، به گونه اي تشريح شده است كه اگر انسان، آن را با تمام مراحل و شرائط، انجام دهد در واقع مسير همه زيبائيها را پيموده و از همه زشتيها در امان مي ماند.

در نماز زيربناي سعادت و خوشبختي دنيوي پايه ريزي شده است. در نماز ريشه و اصول اعتقادي كامل مي گردد، معرفت و عرفان حقيقي به دست مي آيد، روح تعبد و معناي عبادت، روشن و عملي مي شود. عالي ترين روشهاي اخلاقي و تربيتي اجرا مي گردد، به بهترين وجه مسائل اجتماعي، حقوقي و انساني تعليم مي شود، به پاكترين نوع به مسائل مالي و اقتصادي توجه مي گردد و بالاخره بهداشت جسم و روح و طهارت تن و روان، مورد توجه عميق قرار مي گيرد.

از آنجا كه عبادت نقشي مهم در به كمال رساندن انسان بر عهده دارد بر آن شديم كه در اين خصوص بيشتر توجه نموده و در سلسله مباحثي به مقدمات آن و اسرار عرفاني و اخلاقي آن بپردازيم و اميد داريم كه اولاً مورد قبول حضرت حق و در ثاني  مورد قبول و استفاده شما عزيزان قرار بگيرد. در اين بخش نماز را از ديدگاه قرآن بررسي مي نماييم.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:43 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه هفتم بهمن 1387

اصول دین

اصول دین، پایه‌های اعتقادی دین است که نخست باید به آنها ایمان آورد و سپس به فروعی که از آن بر خواسته‌است پای‌بند بود. اصول دین مربوط به اعتقاد است و فروع دین مربوط به عمل. اصول دین، توحید، نبوت و معاد پایه‌های اعتقادی ادیان را شامل می‌شود؛ و در زبان‌ها، زمان‌ها و اقوام مختلف صور متفاوتی به خود گرفته است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:41 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه سوم بهمن 1387

قضيه خورده شدن فرزند شيطان تووسط حضرت آدم


هنگامي که حضرت آدم وحوا را از بهشت به زمين فرستادند ابليس يکي از فرزندانش را که اسمش خناس بود را در موقعي که حضرت آمد حضور نداشت به پيش حوا سپرد وقتي که حضرت آدم برگشت از حوا پرسيد اين کيست واو گفت فرزند ابليس است فرمود چرا اين را نگه داشتي مگر نمي داني اينان دشمانان ما هستند سپس او را کشت چهار قسمتش کرد وهر قسمت سر نوک کوهي قرار داد............

ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:52 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه سوم بهمن 1387

یاری رسانی شیطان به شیطان پرستان

یکی از علمای بزرگ نقل می کرد که: مردی در اصفهان کارهای عجیب می کرد و از امور پنهانی خبر می داد. هنگامی که موسم حج فرا می رسید، روز هفتم ماه ذی الحجه از اصفهان حرکت می کرد و موقع حج با حجاج، اعمال را انجام می داد و قبل از تمام مردم به اصفهان برمی گشت، با اینکه در آن زمان هواپیما نبود.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:49 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چهارشنبه دوم بهمن 1387

اطاعت از شیطان

استاد احمد امین نقل می کند: از شخص مورد اطمینانی شنیدم که جوانی به خدمت درویشی رسید و به او دلبستگی پیدا کرد، زیرا درویش بر اثر اینکه راه شیطان را پیمود بود، کارهای عجیب و غریبی انجام می داد.

جوان نقل کرده بود که روزی با دستور مرشد از تبریز خارج شدیم. تا از شهر دور شدیم مرشد گفت: عجب جای خوبی است، کاش قدری شیر بود که می نوشیدیم. گفتم: ما از شهر دور هستیم و شیر در دسترس نیست. مرشد فریاد کشید که مگر هنوز به من ایمان نیاوردی؟ سپس صدا زد:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:50 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چهارشنبه دوم بهمن 1387

شیطان پرستی در ایران

در سال اول جنگ تحمیلی به پایگاه شیخ صالح در جوانرود اعزام شدم تا از آنجا به خطوط مقدم جبهه رفته در کنار برادران رزمنده به وظیفه الهی خود عمل کنم. پایگاه شیخ صالح پایگاهی بود که برادران شیعه و سنی در آن خدمت می کردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:47 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سه شنبه یکم بهمن 1387

آغاز بت پرستی توسط شیطان

حضرت ادریس در زمین، انیسی به نام اسقلینوس داشت که به زهد و تقوا معروف و به استجابت دعا موصوف بود و از ادریس کسب حکمت نموده بود، پس از رفع ادریس به آسمان او دلگیر شده و تمثال ادریس را ساخته و با آن مانوس گردید و پس از چندی ناگهانی درگذشت مردم چون به مسکن او رفتند آن تمثال را یافته و از ساخت آن حیران شدند، ابلیس دسیسه کرد و تخیلات باطل در ذهن آنان آورد. گفتند: اتدریس این تمثال را به صمدیت ستوده استجابت دعای او به عبادت آن صنم بوده و از ادریس به این شخص رسیده و او نیز به همین تمثال مستجاب الدعوه شده آنگاه به فریب شیطان انان بت پرستی را بر خدا پرستی برگزیدند و این وقت ششصد و نود و پنج سال از هبوط آدم گذشته بود که آغاز بت پرستی شد.(کیفر کردار ج 4 ص 7)
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:21 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سه شنبه یکم بهمن 1387

بعد از طوفان و رسیدن کشتی نوح به ساحل، پس از اینکه زمین خشک شد، نوح و یارانش به آبادی زمین پرداختند و زندگی راحتی را شروع کردند و چون با این پیشامد ایمان مردم به خدا محکم شده بود، تا سالهای سال بازار شیطان کساد شده و مردم فریب او را نمی خوردند. به زودی تعداد مردم در روی زمین زیاد شد و سرانجام پایان عمر حضرت نوح فرا رسید و کسانی که طوفان نوح را دیده بودند از دنیا رفتند کم کم سرو کله شیطان در میان مردم پیدا شد تا با درد و غم ها و حیله
ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:20 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سه شنبه یکم بهمن 1387

حضرت امیرالمومنین شیطان لات و عزی را می کشد

حضرت علی فرمودند: شبی از شبها که بسیار تاریک بود پیامبر مرا صدا کردند و فرمودند: شمشیرت را بردار و بالای کوه ابوقبیس برو و هر کس را دیدی بکش. من هم شمشیر به دست بالای کوه رفتم و مرد سیاهی که چشمانش سرخ بود مشاهده کردم. از قیافه او هولی مرا فرا گرفت. نزدیکش رفتم و با شمشیر ضربتی به او زدم و او را نصف کردم. همزمان با کشته شدن او، ناله ای از خانه های مکه بلند شد. سپس نزد پیامبر آمدم و از منزل خدیجه بود و به حضرت خبر دادم. حضرت رسول پرسیدند: آیا می دانی چه کسی را کشتی؟

گفتم: نه خدا و رسولش می دانند. حضرت فرمودند: شیطانی که مسئول پرستیده شدن لات و عزی بود را کشتی. از این به بعد دیگر این دو بت را کسی نخواهد پرستید.(بحار ج 39 ص 186 کتاب ابلیس ص 40)

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:18 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سه شنبه یکم بهمن 1387

حضرت امیرالمومنین شیطان لات و عزی را می کشد

حضرت علی فرمودند: شبی از شبها که بسیار تاریک بود پیامبر مرا صدا کردند و فرمودند: شمشیرت را بردار و بالای کوه ابوقبیس برو و هر کس را دیدی بکش. من هم شمشیر به دست بالای کوه رفتم و مرد سیاهی که چشمانش سرخ بود مشاهده کردم. از قیافه او هولی مرا فرا گرفت. نزدیکش رفتم و با شمشیر ضربتی به او زدم و او را نصف کردم. همزمان با کشته شدن او، ناله ای از خانه های مکه بلند شد. سپس نزد پیامبر آمدم و از منزل خدیجه بود و به حضرت خبر دادم. حضرت رسول پرسیدند: آیا می دانی چه کسی را کشتی؟

گفتم: نه خدا و رسولش می دانند. حضرت فرمودند: شیطانی که مسئول پرستیده شدن لات و عزی بود را کشتی. از این به بعد دیگر این دو بت را کسی نخواهد پرستید.(بحار ج 39 ص 186 کتاب ابلیس ص

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:17 |  لینک ثابت   •