تبليغاتX
داستانهای عبرت انگیز درباره شیطان
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه سی ام دی 1387

شیطانی داخل بت شعر می خواند


روزی شیطانی به نام مسعر ئاخل هبل که از بتهای بزرگ مکه بود رفته و اشعاری می خواند::

خدا بکشد قوم کعب بن فهسر را که گمره کننده ی عقل ها و امیدواری هستند.

متکبر و گمراه کننده ای از آنها آمده و دین آبا و اجداد گرامی ما را بر ما عیب می گیرد.

مشرکان وقتی این اشعار را از هبل شنیدند، سجده کرده و زبان به بدگویی پیامبر گشودند. صدایی از هبل بلند شد که فردا باز هم بیایید.

حضرت محمد از این امر اندوهیگن شد. در ان حال یکی از مومنان پری خدمت حضرت رسید و گفت: ای فرستاده خدا! من مسعر را کشتم. (مناقب ال ابیطالب ج 1 ص 76 همان ص 39)

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 11:5 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه سی ام دی 1387

فرزند صالح شیطان


روزی پیامبر اکرم(ص) به همراه حضرت علی(ع) در پشت کوههای مکه به طرف عکاظ میرفتند معروف است که بین مکه وطائف وادی جن است که جنیان صوت قرآن رسول خدا راشنیدند وا یمان آوردند  پیرمردی را میبینند که شبیه جنیان است پیرمرد به نزدیک میآید وسلام می کند پیامبر وحضرت علی جواب سلام او را میدهند واز او میپرسند که رفتار تو شبیه جنیان است  آیا جن هستی جواب میدهد بله من هام بنلاقیس بن ابلیس هستم یعنی نتیجه خود شیطان رانده شده از درگاه خداوند

حضرت می فرماید تو پیرو شیطان نیستی میگوید بله یا روسول الله من تقربیا تمام عمر دنیا را دارم من در زمانی که هابیل قابیل را کشت غلام ابن اعوام بودم ولی توبه کردم

حضرت میپرسد با دست چه کسی توبه کردی میگوید با دست حضرت نوح من در کشتی با او بودم وحتی حضرت نوح را به خاطر اینکه مردمش را نفرین کرده بود مذمت کردم وهم خودش گریه کرد وهم مرا گریاند وگفت من از این کارم پشیمونم وبه خدا پناه میبرم......................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 11:2 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه سی ام دی 1387

سلیمان نبی

دوران پادشاهی سلیمان نبی یکی از عظیم ترین و بی نظیر ترین دوران بشر روی کره زمین است.در این دوره تمام موجودات پادشاهی او با یکدیگر در صلح و صفا زندگی می کردند و تمام اجنه ی بد و خطرنک به دست او به زنجیر کشیده شدند و برای او کارهای خارق العاده می کردند.   [و نیز برخی از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا غواصی کنند و یا به کارهای دیگر در دستگاه او بپردازند و ما نگهبان دیوان برای حفظ ملک سلیمان بودیم.]انبیاء ۸۲

[...و ما هم دیو و شیاطین مسخر سلیمان کردیم که بناها می ساختند و از دریا جواهرات می آوردند و دیگر از شیاطین را به دست او به غل و زنجیر کشیدیم.]ص ۳۷ و ۳۸ 

 همانند این در دوران پادشاهی جمشید جم پادشاه اسطوره ای ایران باستان  وجود دارد که در حقیقت بنای سال نوی ایرانی را گذاشت.پس از آنکه جمشید قدرتش سراسر زمین را فرا گرفت و همه ی مردم در دوستی و خوشی زندگی می کردند - جمشید تصمیم گرفت که آسمانها را تسخیر کند و برای این منظور تعدادی از اجنه ای را که به بند کشیده بود به تختی بست و به آنها امر کرد که او را به آسمانها ببرند.جمشید به آسمان پرواز کرد . مردم از دیدن تخت پرنده ی او که مثل آفتاب می درخشید آن روز را روز نو نامیدند و جشن نوروز را به پا کردند.

پس از جمشید پادشاه دیگری به نام کی کاووس چنین کاری را تکرار می کند به این معنی که قدرت شکست دادن اجنه را داشته است و در تمام طول شاهنامه پهلوانان ایرانی را در حال جنگ و کشتن دیوان بد می بینیم که مشهورترین آنها همان رستم است.

در اسطوره های ژاپن و چین نیز قصه های همانندی وجود دارد از جمله دو رگه ای از انسان و جن به نام اینو یاشا که با شمشیر اسرارآمیزش دیوان بد صفت را می کشد.

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 10:58 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه سی ام دی 1387

وقت نماز شب


وقت نماز شب از اول نيمه شب است تا طلوع صبح صادق .
توضيح : شب از ديدگاه شرع عبارت است از اول مغرب تا طلوع صبح صادق . بنا بر اين در ساعت 12 شب كه عبارت است از نيمه غروب تا طلوع آفتاب بيش از نيم ساعت از نيمه شب شرعى گذشته است .
- افضل آن است كه نماز شب به هنگام سحر خوانده شود و هنگام سحر عبارت است از يك سوم آخر شب و هر قدر به صبح نزديكتر باشد افضل خواهد بود.
- شخص مسافر مى تواند نماز شب را پيش از نيمه بخواند.
- جوانى كه مى ترسد بخواب بماند و نماز شب از او فوت شود مى تواند نماز شب را پيش از نيمه شب بخواند.
- همه كسانى كه براى خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذرى دارند مانند پيرمردان و يا كسى كه از سرد شدن هوا مى ترسد و يا از جنب شدن در خواب مى ترسد و مانند اينها مى توانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
اگر بيم دارى كه پايان شب برنخيزى يا سرما و مشكل ديگرى مانع نماز شبت خواهد شد، نماز شب و ((وتر)) را در اوّل شب بخوان .
(5)
- در مواردى كه تقديم نماز شب جايز است سزاوار است كه نيّت اداء نكند بلكه به نيّت (تعجيل ) و جلو انداختن بخواند.
- اگر نماز شب از كسى فوت شد مى تواند قضاى آن را در روز به جا بياورد.
((مفضّل ))
مى گويد:
به امام صادق عليه السلام عرض كردم : فدايت شوم ؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمى شوم ، آيا اجازه مى فرمائيد پس از خواندن نماز صبح پيش از آنكه آفتاب طلوع كند قضاى نماز شب را بخوانم ؟
فرمود: آرى ؛ امّا اهل خانه ات را از اين كار با خبر مكن زيرا آنان هم از تو ياد مى گيرند و اين كار را سنّت قرار مى دهند.
(6)
تذكّر: قضاى نماز شب را فضيلت بسيار است چنانچه در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه :
شخصى به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم چه بسا كه اتّفاق مى افتد كه يك ماه و دو ماه و سه ماه نماز شب از من فوت مى شود و من آن را به روز قضا مى كنم ، آيا اين كار جايز است ؟
فرمود: به خدا قسم اين كار مايه روشنى چشم تو است و اينجمله را سه بار تكرار كرد.
- قضاى نماز شب را بر تقديم آن يعنى پيش از نيمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر اين اگر مى داند كه قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولويت دارد.
تذكر: براى تشويق جوانان عزيز روايتى در مورد قضاى نماز شب نقل مى كنم :
اسحق بن عمار ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه ايشان از پدران بزرگوار و آنان از رسول خدا صلى اللّه عليهم اءجمعين نقل مى كند كه فرمود:
((ان اللّه يباهى بالعبد يقضى صلوة اللّيل بالنهار يقول ملائكتى عبدى يقضى ما لم افترضه عليه اشهدوا انى قد غفرت له )).
خداى تعالى با بنده اى كه نماز شب را در روز قضا بكند مباهات مى كند و مى فرمايد:
((اى فرشتگان من ، اين بنده من چيزى را كه به او واجب نكرده ام قضا مى كند گواه باشيد كه من او را آمرزيدم )).
(7)
- جوانى كه مى ترسد به خواب بماند اگر پيش از نيمه شب نماز شب را خواند و خوابيد و پيش از صبح بيدار شد لازم نيست نماز شب را دوباره بخواند.
- اگر مشغول نماز شب شد و صبح طلوع كرد اگر چهار ركعت از نماز شب را خوانده است كه صبح شد بقيه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحبات مى خواند و اگر هنوز چهار ركعت از نماز شب نخوانده صبح شد همان دو ركعتى را كه شروع كرده تمام مى كند و پس از آن دو ركعت نافله صبح را مى خواند و سپس دو ركعت نماز صبح واجب را مى خواند و پس از آن باقيمانده نماز شب را قضا مى كند و اگر اصلاً به نماز شب شروع نكرده صبح طلوع كرد دو ركعت نافله صبح را اوّل مى خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضاى نماز شب را به جا مى آورد.
(8)
امشب آن نيست كه در خواب رود چشم نديم
خواب در روضه رضوان نكنند اهل نعيم
خاك را زنده كند تربيت باد بهار
سنگ باشد كه دلش زنده نگردد به نسيم
بوى پيراهن گم كرده خود مى شنوم
گر بگويم همه گويند ضلالى است قديم
اى رفيقان سفر دست بداريد از ما
كه بخواهيم نشستن به در دوست مقيم

نام كتاب : داستانهاى شيرين از نماز شب
مؤلف : سيد عبدالله حسينى

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 10:48 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه سی ام دی 1387

لذّت مناجات

استاد شهيد، مى گويد:
((ما يك سلسله لذّتهاى معنوى داريم كه معنويّت ما را بالا مى برد. براى كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقى و واقعى از نماز شب خودش مى برد، از آن ((استغفراللّه ربّى و اتوب و اليه ))ها مى برد، از آن ((العفو گفتنها)) و يادكردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار مؤمن مى برد، و آن لذّتى كه از آن ((يا ربّ يا ربّ))
گفتنها مى برد، هيچ وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره ها مى گردد، احساس ‍ نمى كند.
لذّت آن نماز شب خوان خيلى عميق تر، نيرومندتر و نشاطبخش تر است . ولى اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است ، صرفاً شوخيهاى مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم . آيا در اين صورت توفيق پيدا مى كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان ((يا ربّ يا ربّ))
بگوييم ؟ اساساً بيدار نمى شويم و اگر هم شويم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است ، تلو تلو مى خوريم .
پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در اين دنيا درك كند، چاره اى ندارد جز اين كه از لذّتهاى مادّى كسر كند. به خدا قسم لذّتى كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مى شود و چشمش مى افتد به آسمان پرستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است ، مى خواند و با هستى همصدا مى شود، احساس ‍ مى كند برابر است با يك عمر لذّت مادّى در اين دنيا.
يك چنين آدمى ، نمى تواند مثل ما زندگى كند نمى تواند سر سفره شام بنشيند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگين ، انواع گوشتها، روغنهاى حيوانى و نباتى ، انواع شيرينى ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است ؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مى ميرد، اين آدم نمى تواند در نيمه هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى تواند لذّت ببرد.
لهذا كسانى كه چنين توفيقاتى داشته اند و ما چنين اشخاصى را ديده ايم به لذّتهاى مادّيى كه ما دل بسته ايم هيچ اعتنا ندارند. چه مانعى دارد كه من ذكر خيرى از پدر بزرگوار خودم بكنم . از وقتى كه يادم مى آيد مى ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمى گذاشت و نمى گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأ خير بيفتد شام را سر شب مى خورد و سه ساعت از شب گذشته مى خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مى شود.
و حداقل قرآنى كه تلاوت مى كند يك جزء است ، و با چه فراغت و آرامشى نماز شب مى خواند حالا تقريباً صد سال از عمرش مى گذرد هيچ وقت نمى بينم كه يك خواب ناآرام داشته باشد... اينها دل را زنده مى كند، آدمى كه مى خواهد از چنين لذّتى بهره مند شود ناچار، از لذّتهاى مادّى تخفيف مى دهد تا به آن لذّت عميقتر الهى برسد)).
(29)
آرى ، چنان پدر چنين فرزندى را به اجتماع تحويل مى دهد.
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض
ورنه هر سنگ و گِلى لؤ لؤ و مرجان نشود

نام كتاب : داستانهاى شيرين از نماز شب
مؤلف : سيد عبدالله حسينى

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 10:46 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه سی ام دی 1387

سفارش جبرئيل به نماز شب


رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
برترين نمازها (ى مستحب ) نماز نيمه شب است و چه اندك است به جا آورنده آن .
(14)
و باز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
جبرئيل آن قدر مرا به نماز شب سفارش كرد تا اين كه گمان كردم نيكانِ امّتم شب را نمى خوابند مگر اندكى از آن .
(15)
و باز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
خداوند حضرت ابراهيم را دوست خود انتخاب نكرد مگر براى دو كارش :
1 - اطعام به مستمندان 2 - نماز شب ، هنگامى كه مردم در خواب بودند.
(16)

نام كتاب : داستانهاى شيرين از نماز شب
مؤلف : سيد عبدالله حسينى

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 10:45 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه سی ام دی 1387

كيفيّت نماز شب به صورت مفصّل


چون از خواب برخاست سجده كند براى خداوند تعالى و نيكو است در اين حال يا در حال برداشتن سر از سجده بگويد:
((اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَحْيانى بَعْدَ ما اَماتَنى وَ اِلَيْهِ النُّشُورُ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى رَدَّ عَلَىَّ رُوحى لاَِحْمَدَهُ وَ اَعْبُدَهُ))
.
و چون برخاست و ايستاد بگويد:
((اَللّهُمَّ اَعِنّى عَلى هَوْلِ الْمُطَلَّعِ وَ وَسِّعُ عَلَىَّ الْمَضْجَعَ وَارْزُقْنى خَيْرَ ما بَعْدَ الْمُوتِ)).
و چون صداى خروس شنيد بگويد:
((سُبُّوْحٌ قُدُّوْسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوْحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَمِلْتُ سُوَّْءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْلى اِنَّهُ لا يَغْفِرُالذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ فَتُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ)).
و چون نگاه كند به اطراف آسمان بخواند:
((اَللّهُمَّ اِنَّهُ لا يُوارى مِنْكَ لَيْلٌ ساجٍ وَ لا سَماَّءٌ ذاتُ اَبْراجٍ وَ لا اَرْضٌ ذاتُ مِهادٍ وَلا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ وَلا بَحْرٌ لُجِّىُّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَىِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ تُدْلِجُ الرَّحْمَةَ عَلى مَنْ تَشاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَعْلَمُ خائِنَةَ الاْ عْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُوْرُ غارَتِ النُّجُوْمُ وَ نامَتِ الْعُيُونُ وَ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاتَاْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ اِلهِ الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ)).
پس بخواند پنج آيه آل عمران :
((اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَالاَْرضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لاََّياتٍ لاُِولِى الاَْلْبابِ الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فى خَلِقِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ رَبَنّا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا اِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اَخْزَيْتُهُ وَما لِلظّالِمينَ مِنْ اَنْصارٍ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلاْيمانِ اَنْ امِنُوْا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاَْبْرارِ رَبَّنا وَاتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلاتُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنَّكَ لاتُخْلِفُ الْميعادَ)).
مسواك كند،
(12) و بعد از آن وضو بسازد وضوء كامل و خود را خوشبو سازد، پس برخيزد به نماز شب .
ابتدا شروع مى كند به هشت ركعت نماز شب و بعد از هر دو ركعت ، سلام مى دهد، و خوبست كه در دو ركعت اوّل بعد از حمد سى مرتبه توحيد بخواند، (كه در دو ركعت مجموعا شصت مرتبه توحيد خوانده شود) از اثرات ثواب آن اين استكه : تا منصرف شود از نماز نبوده باشد ميان او و خداى عزّوجلّ هيچ گناهى .
و يا آنكه در ركعت اوّل آن توحيد و در ركعت دوّم قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ بخواند.
در شش ركعت ديگر حمد و هر سوره كه خواهد بخواند و كافى است حمد و قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ در هر ركعتى .
و چنانكه سنّت است قنوت در نمازهاى واجبى ، در هر ركعت دوّمى از نافله ها نيز سنّت است .
و كافى است در قنوت سه بار سُبْحانَ اللّهِ گفتن .
و يا آنكه گفته شود:
اَللّهُمَّ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَاعْفُ عَنّا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ.
و يا آنكه بگويد:
رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْجَلُّ الاَْكْرَمْ.
و روايت شده كه حضرت امام موسى عليه السلام چون شب در محراب عبادت مى ايستاد مى خواند: ((اَللّهُمَّ اِنَّكَ خَلَفْتَنى سَوِيّاً...))
و اين دعاء پنجاهم صحيفه كامله است .
و چون فارغ شود از هشت ركعت نماز شب پس بجا بياورد دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر.
و مى خواند در اين سه ركعت بعد از حمد قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ تا بمنزله آن باشد كه يك ختم قرآن كرده باشد، زيرا كه سوره توحيد ثلث قرآن است ، و يا آنكه بخواند در نماز شفع در ركعت اوّل حمد و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و در ركعت دوّم حمد و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ.
و چون از نماز شفع فارغ شد مستحب است آنكه بخواند:
اِلهى تَعَرَّضَ لَكَ فى هذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُوْنَ...))
و اين دعائى است كه در اعمال شب نيمه شعبان در مفاتيح الجنان مذكور شد.
و چون از دو ركعت شفع فارغ شد بر مى خيزد به جهت يك ركعت وتر و مى خواند در آن حمد و سوره توحيد و يا آنكه مى خواند بعد از حمد قُلْ هُو اللّهُ اَحَدٌ سه مرتبه ، و معوذّتين يعنى قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ، پس دست بر مى دارد براى قنوت و دعا مى خواند آنچه بخواهد.
شيخ طوسى رحمه الله عليه فرموده : دعاهائى كه در قنوت نماز وتر خوانده مى شود از زيادى به شمارش نمى آيد.
مستحب است كه انسان در قنوت نماز وتر گريه كند از خوف خدا و ترس از عقاب خدا، يا خود را به حال گريه در آورد و دعا كند براى برادران مؤمن ، و مستحب است كه ذكر شود چهل نفر، پس بدرستيكه كسيكه دعا كند براى چهل مؤمن دعايش مستجاب مى شود انشاءاللّه تعالى . و دعا كند به آنچه خواسته باشد.
شيخ صدوق رحمه الله عليه فرموده كه : حضرت رسول صلى الله عليه و آله در قنوت وتر مى خواند:
((اَللّهُمَّ اهْدِنى فيمَنْ هَدَيْتَ وَ عافِنى فيمَنْ عافَيْتَ و تَوَلَّنى فيمَنْ تَوَلَّيْتَ وَ بارِكْ لى فيما اَعْطَيْتَ وَقِنى شَرَّ ما قَضَيْتَ فَاِنَّكَ تَقْضى وَ لايُقْضى عَلَيْكَ، سُبْحانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ، اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ وَ اُوْمِنُ بِكَ وَ اَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ يا رَحيمُ)).
سزاوار است آنكه هفتاد مرتبه بگويد:
((اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ)).
سزاوار است كه دست چپ را به دعا بلند كرده باشد و استغفار را به دست راست بشمارد
روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله استغفار مى كرد در نماز وتر هفتاد مرتبه و هفت مرتبه مى گفت : ((هذا مَقامُ الْعاَّئِذِ بِكَ مِنَ النّارِ)).
روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام در سحر، در نماز وتر سيصد مرتبه مى گفت : ((اَلْعَفْوَ الْعَفْوَ))(13). و بگويد بعد از اين : ((رَبِّ اغْفِرْلى وَارْحَمْنى وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الْغَفُورُ الرَّحيمُ)).
و سزاوار است آنكه طول دهد قنوت را و چون فارغ شد از قنوت به ركوع رود و چون سر از ركوع برداشت بخواند اين دعا را كه شيخ در تهذيب از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام نقل كرده :
((هذا مَقامُ مَنْ حَسَناتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظيمٌ وَ لَيْسَ لِذلِكَ اِلاّ رِفْقُكَ وَ رَحْمَتُكَ فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلَ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُوْنَ طالَ هُجُوعى وَ قَلَّ قِيامى وَ هذَا السَّحَرُ وَ اَنَا اَسْتَغْفِرُكَ لِذُنُوبى اِسْتِغْفارَ مَنْ لا يَجِدُ لِنَفْسِه ضَرّا وَ لا نَفْعاً وَ لا مَوْتاً وَ لاحَيوةً وَ لا نُشُوْراً)).
پس به سجده رود و نماز را تمام كند و بعد از سلام تسبيح حضرت زهرا عليها السلام بخواند، پس بگويد:
((اَلْحَمْدُ لِرَبِّ الصَّباحِ اَلْحَمْدُ لِفالِقِ الاِْصْباحِ)).
و بگويد سه مرتبه :
((سُبْحانَ رَبِّىَ الْمَلِكَ الْقُدُّوْسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ))
پس بگويد:
((يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا بَرُّ يا رَحيمُ يا غَنىُّ يا كَريمُ ارْزُقْنى مِنَ التِّجارَةِ اَعْظَمَها فَضْلاً وَ اَوْسَعَها رِزْقاً وَ خَيْرَها لى عاقِبَةً فَاِنَّهُ لا خَيْرَ فيما لا عاقِبَةَ لَهُ)).
پس به سجده رود و بگويد پنج مرتبه : ((سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوْحِ)).
پس بنشيند و بخواند آية الكرسى را، دوباره به سجده رود و ذكر سابق را پنج مرتبه بخواند.
((إ نَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ تقُوم أ دنى من ثُلْثَىِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ و ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مَّنَ الَّذِينَ مَعَكَ.))
(اى پيامبر!) پروردگارت مى داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوّم شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى خيزند.
مزمّل : آيه 20.
((إ نَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِىَ أَشَدُّ وَطْأً وَ أَقْوَمُ قِيلاً.))
مسلّماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت تر است .
مزمّل : آيه 6.

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 10:38 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387

نماز 2

نماز ۲

مقدمه

نماز بهترين اعمال ديني است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود عبادتهاي ديگرهم قبول ميشود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم پذيرفته نميشود و همان كه انسان شبانه روزي پنچ نوبت در نهر آبي شست وشو كند چرك در بدن او نمي ماند،نمازهاي پنچ گانه هم انسان را از گناهان پاك مي كند و سزاوار است كه انسان نماز را در اول وقت بخواند وكسيكه نماز پستو سبك بشمارو مانند كسي است كه نماز نمي خواند پيامبر اكرم (ص)فرمود :كسي كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك بشمارد سزاوار عذاب آخرت روزي حضرت محمد در مسجد تشريف داشتند مردي وارد و مشغول نماز شد ،ركوع و سجود ش را كاملا به جا نياورد حضرت فرمود اگر اين مرد در حالي كه نمازش اين طور است از دنيا برودبه دين من از دنيا نرفته است پس انسان بايد مراقب باشد.

 كه به عجله و شتاب زدگي نماز نخواند و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و با وقار باشد كه با چه كسي سخن مي گويد و خود را مقابل عظمت و بزرگي خداوند بسيار پست وناچيز ببيند و اگر انسان در مو قع نمازكاملا به اين مطلب توجه داشته باشداز خود بي خود ميشود چنان كه در حال نماز تير را از پاي حضرت علي (ع)بيرون كشيدندآن حضرت متوجه نشد و نيز نمازگزار بايد توبه و استغفار كند و گناهاني كه مانع قبولي نماز است مانند حسد ،كبر ،غيبت ،خوردن حرام آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات بلكه هر معصيتي را ترك كند و كارهايي را كه ثواب نماز را زياد مي كندبه جا آورد مثلا انگشتر عقيق به دست كند و لباس پاكيزه بپوشد و خود را خوشبو كند .

نماز پيمان خداوند استحضرت محمد (ص)ميفرمايد نماز نور چشم من است نماز اهرم استعانت در غم هاست و مشكلات است خداوند  ميفرمايد از صبر و نماز در مشكلات كمك بگيريدو بر انها پيروز شو يد :واستعينو بالصبر و الصلوه ))((الصلوه وجه دينكم ؛نماز سيماي مكتب است .

حضرت محمد (ص)مي فرمايد : الصلوهمفتاح الجنه :نماز كلد بهشت است .

نماز را بطه مخلوق با خالق است و انسان مادي را معنوي مي كند انسان با نماز مي تواند به خداوند نزديك شود .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:7 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387

نفس در اسارت شيطان

اسارت نفس ...

شنيده ايد و مي شنويد و مي بينيد كه بعضي ها مي گويند: مي خواهم يك كاري را انجام دهم ولي نمي توانم؛ اين كه مي گويد من نمي توانم، تا حدودي راست مي گويد. براي اينكه اين اوائل خودش را مواظب نبود، در اين جهاد اخلاقي به اسارت نفس امّاره و شيطان در آمد. شيطان اوّل دعوت نامه مي فرستد؛ بعد تشويق و ترغيب مي كند، وسوسه مي كند و... وقتي به دام كشيد، بعد دستور مي دهد. ديگر وسوسه نيست؛ هم عامل دروني او امر مي كند كه نّ النّفس لأمّارأ ب السّوء ؛ هم خودش كه فرمانده كل اين نيروهاي تحريكي است، الشّ يطان يع دكم الفقر و يأمركم ب السّوء و الفحشاء. خودش هم اعلام كرد: و لآمرنّهم. اين را با نون تأكيد ثقيله بيان كرد؛ اين كه بعضي ها مي گويند : ما مي خواهيم ولي نمي شود؛ راست مي گويند. نه اينكه حقّ با آنهاست ولي راست مي گويند. نمي توانند مثلا ترك كنند! كسي كه به دام افتاده است، نمي تواند ترك كند. رازش اين است: و كم م ن عقل اسير تحت هويً امير، او اسير شده است. شيطان در جنگ هاي دروني تمام تلاش و كوشش اش اين است كه زنده بگيرد. او خون نمي خواهد، او دين مي خواهد و آبرو؛ همين! او نظير دشمن بيروني نيست كه خون بخواهد و نفت و گاز طلب بكند. او مي خواهد سالم و زنده بگيرد و بعد تخليه كند. اوّل «دين»، بعد «آبرو». اينچنين نيست كه حالا اگر دين كسي را گرفت، او را رها كند. تا او را مسلوب الحيثيّه نكرد، رها نمي كند !

بعضي هستند كه كافرند، ولي چون آبروئي در محيط خودشان دارند، مي توانند چهار تا كار مثبت انجام بدهند. ولي شيطان مي آيد اوّل ايمان را مي گيرد، بعد آن حيثيّت را سلب مي كند، مسلوب الحيثيّه مي كند و رها مي كند. اين كه ذات أقدس له بخشي را در سوره مباركه اعراف، بخشي هم در ساير سور فرمود مواظب باشيد: يا بن ي آدم لا يفت ننّكم الشّ يطان كما اخرج ابويكم م ن الجنّه  براي همين است. فرمود: بني آدم! مواظب باشيد كه اين فتنه نكند، براي اينكه با آدم و حوّا فتنه كرد، تمام تلاشش را كرد كه ل يبد ي لهما ما ور ي عنهما م ن سؤآت ه ما. تمام تلاش و كوشش شيطان اين است كه آدم را بي آبرو كند. آن مستور را مكشوف كند. آدم مسلوب الحيثيّه به درد زباله دان مي خورد! هيچ كاري از او ساخته نيست . تاكيد مي كنم آنچه كه به درد شيطان مي خورد «دين» است و « آبرو ». تمام تلاش و كوشش اش هم اين است؛ اوّل اغواء كند، وسوسه كند، بعد وقتي اسير گرفت، امر مي كند .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:2 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387

نماز

1- نماز بهترين برنامه ديني و محبوبترين اعمال نزد خدا

ابوذر غفاري از رسئل خدا ( ص) روايت كرده كه آن حضرت درباره نماز فرمود : 

(( الصلاة خير موضوع فمن شاء استقل و من شاء استكثر ))

نماز بهترين چيزي است كه مقرر شده پس هر كه خواهد كم بخواند و هر كه خواهد زياد كند .

و در حديث ديگري از آن حضرت روايت شده كه فرمود :

(( اوصيكم بالصلاة و حفظها فانها خيرالعمل وهي عمود دينك )) .

شما را به نماز و نگهداري و حفاظت آن سفارش مي كنم كه آن بهترين اعمال و ستون دين شماست .

و نيز از حضرت رسول روايت شده كه فرمود :

(( ان احب الاعمال الي الله عزوجل الصلاة والبر والجهاد )) .

2- نماز وسيله تقرب مردمان با تقوي است

شيخ صدوق (ره) در كتاب عيون اخبارالرضا عليه اسلام به سندش از امام هشتم حضرت رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود :

(( الصلاة قربان كل تقي )) .

- نماز وسيله تقرب هر شخص با تقوايي است .

 

3- نماز موجب استجابت دعا مي شود

در چندين حديث آمده كه نماز موجب استجابت دعا مي شود مانند اين حديث كه از رسول خدا (ص) روايت شده كه فرمود :

(( من ادي فريضة فله دعوة مستجابة )) .

-         هر كس يك نماز فريضه بخواند دعائي مستجاب شده دارد .

و در روايت ديگر از امام عسگري عليه السلام نقل شده كه موسي بن عمران عليه السلام به خدا عرض كرد :

(( الهي ما جزاء من صلي الصلوات لوقتها؟ قال : اعطيته سوله ، و ابيحه جنتي )) .

معبودا پاداش كسي كه نماز را در وقت خود  بخواند چيست ؟ فرمود : خواسته اش را مي دهم و بهشتم را در اختيارش قرار مي دهم .

4- نماز نخستين چيزي است كه در قيامت مورد سؤال قرار گيرد

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود :

(( ان اول ما يحاسب عليه العبد الصلاة ، فان قبلت قبل ما سواها )) .

-         نخستين چيزي كه بنده در قيامت مورد حساب قرار مي گيرد نماز است كه اگر پذيرفته شد چيزهاي ديگر پذيرفته مي شود .

5- نماز شيطان را از انسان دور مي كند

در حديثي از رسول خدا (ص) روايت شده كه فرمود :

لا يزال الشيطان يرعب من ابن آدم حافظ علي الصلوات الخمس فاذا ضيعهن تجرا عليه و اوقعه في الظائم )) .

-         شيطان پيوسته تا وقتي كه فرزند آدم بر نماز هاي پنجگانه محافظت و مواظبت دارد از وي ترسان است و چون نمازها را ضايع كرد بر او دلير مي شود و او را در گناهان بزرگ مي اندازد .

6- استمداد از نماز در رفع مشكلات زندگي

يكي از فوائد نماز كه در زندگي دنيا و اخرت ما بسيار مفيد و توجه به آن لازم است : استعانت و استمداد از نماز در برابر مشكلات و رفع دشواريها است ، كه در دو آيه از آيات قرآن كريم در سوره بقره آمده است كه :

(( ... استعينوا بالصبر و اصلاة )).

كمك گيريد از صبر و نماز .

نخست آيه 45 اين سوره مباركه است كه مي فرمايد :

(( واستعينوا بالصبر و الصلاة و انها لكبيرة الا علي الخاشعين )) .

و ديگر آيه 53 از اين سوره است كه مي فرمايد :

(( يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلاة ان الله مع الصابرين ...)) .    

 

 

((واجبات نماز))

واجبات نماز يازده چيز است . اول نيت ،دوم قيام يعني ايستادن ،سوم تكبيره الا حرام يعني گفتن الله اكبر در اول نماز ،چهارم ركوع ،پنچم سجود ،ششم قرائت ، هفتم ذكر ،هشتم تشهد، نهم سلام ،دهم ترتيب ،يازدهم موالات يعني پي در پي بودن اجزاءنماز.

نيت:انسان بايد نماز را نيت قربت كند ،يعني براي انجام دادن قربان خداوند عالم را به جا آورد و لازم نيست كه نيت خود را از قلب خود بگزارد يا مثلا به زبان بگوييد چهار ركعت نماز ظهر مي خوانم قربه الي الله.

تكبيره الا حرام :گفتن الله اكبر در اول نماز واجب و ركن است و بايد حروف الله و حروف اكبر و دو كلمه الله و اكبر را پشت سر بگوييد و نيز باييد اين دو كلمه به عربي صحيح گفته شود ويا به عربي غلط بگوييد ،يا مثلا ترجمه آن را به فارسي بگوييد صحيح نيست .

قيام:قيام در موقع تكبيره الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آنرا قيام متصل به ركوع مي گوييند ركن است ولي قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ركن نيست و اگر كسي آنرا از روي فراموشي ترك كند نمازش صحيح است .

قرائت:در ركعت اول و دوم نمتزهاي واجب يوميه ،انسان بايد اول حمد و بعد از ْن يك سوره تمام بخواند و الضحي و الم نشرح و همچنين سوره فيل و لايلاف در نماز يك سوره حساب ميشود.

ركوع:در هر ركعت بعد از قرائت   بايد به اندازه خم شويد بتوانيد دست رابرزانو بگذاريد اين عمل را ركوع ميگويند.                                                           

سجود: نمازگزار بايد درهرركعت ازنماز هاي واجب ومستحب بعدازركوع دو سجده كندو سجده  ان است پيشاني رابهزمين بگزارد و در حال سجده در نماز و.اجب است كه كف دودست و دو زانو و دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگزارد .

تشهد : درركعت دوم تمام نمازهاي واجب و مستحب و ركعت سوم نماز و ركعت چهارم و نماز ظهر و عصر و عشاء،بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن تشهد بخواند .

سلام نماز :بعداز تشهد ركعت آخر نماز مستحب است در حالي كه نشسته و بدن آرام است سلام را بگوييد.  

تربيب:اگر عمدا ترتيب نماز را بهم بزند. مثلا سوره را پيش از حمد بخواند يا سجود را پيش از ركوع به جا آورد ،نماز باطل مي شود .

موالات :انسان بايد نماز را به موالات بخواند يني كارهاي نماز مانند ركوع و سجود وتشهد را پي در پي و پشت سر هم به جا آوردو چيزهايي را كه در نماز ميخواند به طوري كه معمول است پشت سر هم بخواندو اگر  به قدري بين آنها فاصله بيندازد كه نگويند نماز مي خواند ،نمازش با طل است .

 

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 17:1 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387

شیطان

:. توبه شيطان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

از ابن عباس نقل شده : وقتى حضرت عيسى عليه السلام به پيامبرى رسيد و سى سال از عمر او گذشت ، روزى شيطان لعين در پشت بيت المقدس با آن حضرت ديدار كرد و گفت : اى عيسى ! تو آن بزرگى هستى كه خدا تو را بزرگ و با شخصيت قرار داد و بدون پدر به وجودت آورد! عيسى (ع ) فرمود: بلكه بزرگى از آن كسى است كه مرا بدون پدر خلق كرد و همين طور حضرت آدم (ع ) و حوا را بدون پدر و مادر آفريد.

گفت : اى عيسى ! تو آن بزرگى هستى كه خدا تو را به جايى رسانيده كه در كودكى و در گهواره سخن گفتى . عيسى فرمود: اى شيطان ! بزرگى مخصوص ‍ آن كسى است كه زبان مرا گويا كرد و گنگ نگردانيد و اگر مى خواست مى توانست بدون زبانم كند. گفت : اى عيسى ! تو كسى هستى كه در بزرگى و خدايى به جايى رسيدى كه با گل ، پرنده اى ساختى و بر آن دميدى و او به پرواز در آمد.

فرمود: بزرگى مال كسى است كه مرا آفريده است و آنچه را كه من در او دميدم ، به پرواز درآورد.

گفت : تو در بزرگى به جايى رسيدى كه مريض ها را شفا مى دهى ! فرمود: بزرگى مال كسى است كه به اذن او شفا مى دهم و اگر بخواهد خود من را هم مريض مى گرداند.

عرض كرد: تو چنان بزرگوار هستى كه مرده را زنده مى كنى ! فرمود: بزرگوار كسى است كه به اذن او مـرده را زنده مى كنم و نـاچــار او خــودم را مى ميراند و خود باقى مى ماند.

عرض كرد: اى عيسى ! تو آن بزرگ و خدايى هستى كه از دريا عبور مى كند، بدون آن كه پاهايت تر شود و در آن فرو نمى روى . فرمود: عظمت كسى دارد كه دريا را در برابر من رام كرد و اگر بخواهد مرا غرق مى كند.

عرض كرد: اى عيسى ! تو آن كسى هستى كه در آينده نزديك از زمين و آسمانها و آن چه در آنها است بالاتر مى روى و فوق همه آنها قرار مى گيرى و به جايى خواهى رفت كه تدبير امور خلايق و تقسيم ارزاق آنها را مى كنى .

عيسى گفت : حمد و ستايش مى كنم خدا را به وزن سنگينى عرش و به اندازه اى كه آسمان ها و زمين پر شود.

وقتى شيطان چنين شنيد، راه خود را گرفت و رفت تا رسيد به درياى سبز و فكر كرد كه چيزى از خود ندارد و هر چه هست از خدا است . زنى از جن در كنار دريا مى رفت ناگاه نگاهش به ابليس افتاد! ديد روى صخره به سجده افتاده و اشك آن ملعون روان است . از روى تعجب به شيطان نگاه كرد و گفت : واى بر تو اى ملعون ! چه اميدى از اين سجده طولانى دارى ؟ در جواب گفت : اى زن مؤمنه ! و اى دختر مرد مؤمن ! اميدوارم خداوند از آن قسمى كه خورد و گفت : مرا داخل جهنم و آتش كند برگردد و به رحمت خودش مرا به بهشت ببرد.

امام باقر عليه السلام فرمود: يكى از روزها شيطان با عيسى بن مريم (ع ) ملاقات كرد. آن حضرت فرمود: آيا شده كه مكر و حيله تو در من اثر كرده باشد و مرا فريفته باشى ؟

گفت : چگونه مكر و حيله من به تو رسد، در حالى كه جده تو زن عمران ، وقتى كه مادرت به دنيا آمد، به خدا پناه برد و گفت : پروردگارا! فرزندى كه زاده ام دختر است و من او را )مريم ( نام نهادم . او و فرزندانش را از شر شيطان رجيم به پناه تو در آوردم . تو اى عيسى ! از ذريه او هستى حيله من در تو مؤ ثر نيست.

:. مردم در نزد شيطان سه گروه اند .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

وهب بن ورد نقل مى كند: روزى شيطان در برابر يحيى بن زكريا نمايان گشت و گفت : يا يحيى ! مى خواهم اندرزتان دهم .

فرمود: به نصحيت تو احتياج ندارم ، ولكن مرا از بنى آدم خبر بده كه در پيش تو چگونه اند؟ ابليس عرض كرد: بنى آدم در پيش من بر سه گونه اند:

1- طايفه اول مؤمنان مى باشند كه سخت ترين افرادند هميشه آنها را وسوسه مى كنيم تا به گناه آلوده كنم و از راه منصرف شوند. بعد از آن متوجه مى شوند كه كار اشتباهى انجام داده اند. (مانند زمانى كه واعظى به منبر مى رود و مردم را پند مى دهد، آيات توبه را براى آنان مى خواند و آنها فورا عوض مى شوند. در اين زمان - توبه و استغفار مى نمايند، از گناه دست مى كشند) نمى توانم در رابطه با آنان كارى از پيش ببريم ، فقط ناراحتى و زحمت ما از اين طايفه است.

2- طايفه دوم كسانى هستند كه در اختيار ما و به فرمان ما تسليم مى باشند. آنها را مانند:

توپى كه در دست كودكان شما است و به هر طرف پرت مى كنند، همان طور آنان در دست ما هستند و به هر جا و هر گناه و فساد و فحشا كه بخواهيم مى كشانيم . آنها براى ما زحمتى ندارند، لازم نيست براى آنها وقت صرف كنيم ، حتى خود آنان بدون اين كه ما دستورى بدهيم ، اجرا كننده اند.

3- طايفه سوم مانند شما پيامبران و اولياءالله و مؤمنين حقيقى مى باشند كه حرف و وسوسه ما در آنــان اثــر ندارد؛ چون اين را مى دانيم ، زحمت به خود نمى دهيم ، دنبـال آنان نمى رويم ، از اول از ايشان ماءيوس هستيم و در نتيجه از دست آنان راحتيم.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 16:59 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387

1. آشنايي با شيطان‌پرستي

1. تعريف كلي
سال‌هاي پس از رنسانس را مي‌توان به سال‌هاي افسار گسيختگي جهان غرب در تمامي ابعاد فردي و اجتماعي و جنبه‌هاي متعدد منتهي به روابط انساني توصيف كرد .
پس از برداشته شدن يوق تعاليم متعصب كليساي كاتوليك از گردن انسان غربي ، چند كنش عمده فكري و فلسفي شكل گرفت كه شرح آن در حوصله اين مقاله نمي‌گنجد ،‌ لكن آنچه قابل توجه است ، رويكر‌د‌هاي متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمينه‌هاي شكل‌گيري بسياري از جريان‌هاي فلسفي را فراهم آورد .
نكته‌اي كه نبايد از ذهن دور بماند ،‌تاثيرات گسترده مكاتب يوناني و شرقي بر انديشه متفكران غربي است.
در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوق‌الذكر دامنه انتقاد‌گرايي به مباحث اصلي توحيدي يعني جايگاه خدا ، انسان و شيطان نيز رسيد .
قرن‌ها بعد يعني در سال‌هاي آغازين قرن بيستم برخي از عناصر فاسد‌‌الاخلاق با اتكا به گرايشات و نظريات توراتي و پروتستاني به صورت مخفيانه جريان " شيطان‌پرستي " را با ويژگي‌هايي همچون گناه‌گرايي ، ‌قتل ، ‌تجاوزات جنسي ، هدم اصول اخلاقي ، بي‌توجهي به مسائل توحيدي و ... پايه‌گذاري كردند .
اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده ، لكن استفاده از موسيقي‌هاي جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارق‌العاده و دور از ذهن ،‌ تهي‌شدن انساني غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض موجبات گرايش افراد اندكي را به اين گروه‌ها فراهم آورد .
نكته حائز اهميت آن است كه علي‌رغم عدم استقبال عمومي از عضويت در گروه‌هاي شيطان‌پرستي ، آموزه‌ها و تعاليم گمراه‌كننده‌اي توسط ايشان و به وسيله ابزارهايي كه در اختيار ايشان توسط قدرت‌هاي بزرگ سياسي قرار گرفته ، ‌منتشر شده و مي‌شود و اين گروه‌ها در سراسر جهان همواره به عنوان كانون هاي فحشا و فساد شناخته مي‌شوند .
سال 1960 را مي‌توان به صورت جدي آغاز دور جديد حيات و فعاليت شيطان‌پرستان در آمريكا دانست (1) ، ‌صرف‌نظر از انواع شيطان‌پرستي كه طي ساليان متمادي باستاني همچون يونان ، عراق ، ‌ايران و ... وجود داشته است . هدف اين پژوهش بررسي و مطالعه جريان خاص شيطان‌پرستي مسيحي است كه در سال 1960 ميلادي رسماً در كشور آمريكا فعاليت خود را به عنوان يك فرقه و مكتب آغاز كرده‌است .
نكته ضروري نقش قابل توجه يك مامور شناخته شده سازمان مركزي جاسوسي آمريكا در شكل‌گيري جريان مذكور مي‌باشد كه طي پژوهش به آن اشاره خواهد شد.
2. شيطان‌پرستي ديني (۲)

اگرچه ضروري است كه متذكر شويم اينكه اساساً آيا مي‌توان شيطان‌پرستي را ديني خواند ، محل سوال‌هاي جدي است ، لكن با توجه به اينكه در اغلب كشورها چنين دسته‌بندي ارائه شده است از عنوان " شيطان‌پرستي ديني " عيناً استفاده مي‌شود .
مبناي بنيادين اين نوع از گرايش به شيطانيسم ، پرستش يك نيروي ماوراء الطبيعه اساطيري و يا چند خدايي مي‌باشد . عمده پيروان آن به " خدايان " رم باستان ، ‌الهه‌هاي شرقي و ... گرايش دارند . (3)

اما ركن اصلي اين نوع نيز مانند ساير انواع تاكيد بر پرورش استعدادهاي شخصي انسان و در حقيقت خودپرستي است .
 3. شيطان‌پرستي فلسفي
اين نوع گرايش عبارت است از اينكه محور و مركز عالم انسان است‌" اين شاخه از شيطان‌پرستي به پايه‌گذاري اين فرقه به نام " آنتوان لاوي "(4) نسبت داده مي‌شود .
اين نوع شيطان‌گرايي نيز مانند دو نوع ديگر يعني ديني و گوتيك از مبناي اعتقادي يهوديت نشات گرفته است (در بخش سوم به تفضيل در اين خصوص بحث خواهد شد).
* آشنايي گذرا با " آنتوان لاوي "
نام كامل وي " آنتوان شزاندر لاوي " (Anton Szandor Lavey) مي‌باشد . وي در يازدهم آوريل سال 1930 ميلادي در شيكاگو آمريكا متولد و به همراه خانواده‌اش به سانفرانسيكو عزيمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن مي‌شود .
وي شخصيتي ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگي ضمن فرار از تحصيل و حضور در خانه به عنوان خدمه و دلقك به يك سيرك مي‌پيوندد .
لاوي در سال 1950 ميلادي در دايره جنايي پليس آمريكا به عنوان عكاس جنايي مشغول به كار مي‌شود (5) كه تاثيرات عمده‌اي را نيز مي‌پذيرد .
آنتوان در سال 1952 با " كارول لنسيگ " ازدواج مي‌كند اما بنابر دلايلي اعم از عدم التزام به اصول اوليه اخلاقي و پايبندي به روابط خانوادگي و شيفتگي به زن ديگري به نام " داين هگارتي " از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعي را با وي آغاز مي‌كند . لاوي يك فرزند نامشروع از هگارتي كه هرگز با وي ازدواج نكرد را به دست مي‌آورد .
وي همچنين علاقه وافري به نوازندگي پيانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همين سال‌ها روابط جدي و پردامنه را با برخي عناصر سازمان (CIA) همچون " مايكل آكينو " (6)برقرار مي‌كند .

اين فرد مرتبط با سازمان جاسوسي آمريكا در تاريخ 30 آوريل 1966 در حال كه براي جمعي از اعضاي حلقه‌هاي سري " دايره اسرار‌آميز " با سري تراشيده سخن مي‌گفت ، مدعي بنيان‌گذاري " ‌كليساي شيطان " شد.
نامبرده كتابي را تحت عنوان " انجيل شيطان " و كتاب ديگري نيز با نام " آئين ‌پرستش شيطاني " به چاپ رساند . روز مرگ لاوي با نام " هالووين " در آمريكا شناخته مي‌شود .
4. شيطان‌پرستي گوتيك (7)
اين نوع شيطان‌گرايي نيز مانند دو نوعي كه در گذشته اشاره شده نوعي از شر‌پرستي با اشاره به تاريكي و از كثيف‌ترين فرقه انحرافي به حساب مي‌آيد . در موسيقي متاليكا نيز سبكي به نام گوتيك وجود دارد .
كثيف‌ترين اعمال مانند خوردن نوزادان ، ‌تجاوزات جنسي و ... به اين گروه نسبت داده مي‌شود. (گرچه گفتني است براي تمام گروه‌هاي شيطاني اين اعمال از واجبات ! به حساب مي‌آيد.) ميل و درخواست به‌ " برگشت تاريكي " در اين شاخه بارز است .
همانند اعضاي گروه " آكنكار " كه با لباس‌هاي تيره به غارها و تاريكي‌ها براي فرياد كشيدن پناه مي‌برند !
2. بسترهاي شيطان‌پرستي در غرب
1. فلسفه يوناني
يكي از مواردي كه اغلب ، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌برداري مي‌نمايند ، ديدگاه اديان نسبت به مساله " شيطان " و معرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است .
در همين رابطه نيز ادعاي لاوي در استناد به ذهنيات موهن خود مبني بر تغيير واژه يوناني (Devil) يا شيطان به devil و انتساب آن به زبان سانسكريت كه آن‌گاه معناي الهه مي‌يابد قابل توجه است . در واقع نظريه‌پردازان طريقت گمراهي مذكور دست به مغالطه‌اي مي‌زنند و سپس در بستر آن به تبيين نظرياتشان مي‌پردازند .
بخش دوم ارتباط شيطانيسم يا فلسفه يوناني نيز در نگاه به اسطوره‌‌ها ، ‌افسانه‌ها و خدايان يونان باستان است . همانطور كه در بخش قبلي نيز اشاره شد از يكسو ميل به پرستش كه امر فطري و طبيعي است و از سوي ديگر بناي فكري گروه قابل توجهي از ايشان منجر به آن مي‌شود تا از " ‌درد بي‌خدايي به خدايان دروغين " پناه ببرند
.
2. پروتستانيزم
كليساي كاتوليك و نهاد مستهلك آن طي 10 قرن فجايع اخلاقي ، ‌عقيدتي ، سياسي ، ‌اجتماعي و اقتصادي را عليه غرب به راه انداخت . پس از اقدام مارتين لورتر و كالوين در اعلام " ‌خريداري شدن جهنم " (8) جامعه مسيحيان به صورت افسار گسيخته و با جهتي كاملا غير‌‌ديني رويكردهايي را نسبت به مولفه‌هاي فوق اتخاذ كردند .
بايد توجه داشت كه عده‌اي از شيطان‌گرايان نيز قصد دارند كه با ارجاع مستقيم تاريخ تشكيل‌شان به سال 1565 در حقيقت دست به نوعي تاريخ‌سازي بزنند كه فاقد عنصر استناد است.

اما ضروري است يادآور شويم كه ريشه‌اي اوليه اين حركت انحرافي به دوران رنسانس يا همان تاريخ ادعايي مي‌رسد اما در آن دوره گزارش تاريخي مستندي از شيطان‌گرايي وجود ندارد ، بلكه برخي افراد با ادعايي از دل سپردن به شيطان‌سعي در راه‌اندازي يك حركت انتقادي عليه كليسا را داشتند و بس .
اما اصول شيطان‌پرستي پروتستاني كه به دروغ به آنتوان لاوي منصوب مي‌شود شامل موارد ذيل است :
1." شيطان مي‌گويد دست و دلبازي كردن به جاي خساست .
2. شيطان مي‌گويد زندگي حياتي به جاي نقشه خيالي و موهومي روحاني
3. شيطان مي‌گويد دانش معصوم به جاي فريب دادن رياكارانه خود .
4. شيطان مي‌گويد محبت كردن به كساني كه لياقت آن را دارند به جاي عشق ورزيدن به نمك‌نشناسان .
5. شيطان مي‌گويد انتقام و خون‌خواهي كردن به جاي برگرداندن صورت [ اشاره به تعاليم مسيحيت كه مي‌گويد هرگاه برادري به تو سيلي زد ،‌آن طرف صورتت را جلو بياور تا ضربه‌اي به طرف ديگر بزند]
6. شيطان مي‌گويد مسئوليت‌پذيري در مقابل مسئوليت‌‌پذيران به جاي نگران بودن خون آشام‌هاي غير مادي
7. شيطان مي‌گويد انسان مانند ديگر حيوانات است ، گاهي بهتر ولي عذاب بدتر از آنهايي كه روي چهار پا راه مي‌روند ،‌به دليل آنكه انسان داراي خداي روحاني و پيشرفت‌هاي روشنفكرانه ، او را پست‌ترين حيوانات ساخته است .
8. شيطان تمام آن چيزهايي كه گناه شناخته مي‌شوند ارائه مي‌دهد چون كه تمام آنها به يك لذت و خوشنودي فيزيكي ،رواني يا احساسي منجر مي‌شوند .
9. شيطان بهترين دوست كليساست چراكه در ميان تمام اين سال‌ها وجود شيطان دليل ماندگاري كليساها است . "
قوانين فوق و 11 بندي كه در ادامه مي‌آيد تنها متني است كه در سال 1490 و در كتاب " ‌پتك جادوگران " ‌در باب شيطان‌پرستي نوشته شده و صرفا ترجمه‌اش آن هم به دروغ به شيطان‌پرستي لاوييان و يا معاصر نسبت داده مي‌شود كه نگاه به 11 اصل بعدي علي‌رغم آنكه آشكارا نكات انحرافي نيز دارد ،‌ نشان مي‌دهد كه اين نوع شيطان‌پرستي يك حركت انتقادي صرف بوده و نمي‌توان ميان آن و جريان معاصر رابطه‌اي برقرار كرد :
1." هرگز نظراتت را قبل از آنكه از تو بپرسند بازگو نكن.
2. هرگز مشكلاتت را قبل از آنكه مطمئن شوي ديگران ميخواهند آن را بشنوند بازگو نكن.
3. وقتي مهمان كسي هستي ، به او احترام بگذار و در غير اين صورت هرگز آنجا نرو.
4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بيرحمي رفتار كن.
5. هرگز قبل از آنكه علامتي از طرف مقابلت نديده‌اي به او پيشنهاد نزديكي جنسي نده.
6. هرگز چيزي را كه متعلق به تو نيست برندار، مگر آنكه داشتن آن براي كس ديگري سخت است و از تو ميخواهد آن را بگيري.
7. اگر از جادو به طور موفقيت آميزي براي كسب خواسته‌هايت استفاده كرده‌اي قدرت آن را اعتراف كن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هايت قدرت جادو را نفي كني، تمام آنچه بدست آوردي را از دست خواهي داد.
8. هرگز از چيزي كه نمي‌خواهي در معرض آن باشي شكايت نكن.
9. كودكان را آزار نده.
10. حيوانات -غير انسان- را آزار نده مگر آنكه مورد حمله قرار گرفته‌اي يا براي شكارشان مي روي.
11. وقتي در سرزميني آزاد قدم بر ميداري، كسي را آزار نده، اگر كسي تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه كه ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش كن . "
لازم به ذكر است دليل پرداختن جدي‌‌تر به اين بخش استناداتي است كه شيطان‌پرستان براي دوره‌هاي تاريخي از آنها بهره مي‌برند .
3.معرفت‌شناسي يهودي از شيطان
اگرچه در بخش بعدي به تفضيل در باب رابطه " صهيونيسم و شيطانيسم " سخن به ميان خواهيم آورد ، لكن ضروري است صرفا اشاره شود حركت اعتراضي رنسانس و جنبش‌‌ها و گرايش‌هاي بعدي آن عميقا تحت تاثير آموزه‌هاي يهوديان بوده است . همچنين نفوذ آثار يهوديان ،‌بر روي برخي از رهبران رنسانس در گذشته و نظريه‌پردازان فعلي قابل ملاحظه مي‌باشد . (9)
4. افول معنويت
آنگاه كه چراغ عالم افروز معنويت رو به افول نمايد ، بديهي است كه انواع و اقسام منحرف‌ترين سراب‌هايي رخ نموده و انسان معاصر را به دام بلا مي كشاند . در اين محور بايد تاكيد شود كه تعويض جاي معنويت و نقش خداوند با آموزه‌هاي مستعمل و فرسوده امروزي يكي از علل اصلي شكل‌گيري اين گروه‌ها بوده‌است .
بايد اشاره كرد كه موسسان شيطان‌گرايي علي‌الخصوص لاوي به صورت جدي تحت تاثير فلاسفه پوچ‌گرا و بدون معنويتي همچون " نيچه " بوده‌اند .

5. رمانس‌گرايي (10)
رمانس‌‌گرايي در جهان غرب عمدتا با اسطوره‌گرايي در جهان اسلام و يا آئين‌ شرق ارتباط كپي‌گرايانه دارند . بدين معنا كه غربيان به دليل احساس نياز به وجود قهرمان شخصيت‌‌هاي تخيلي و دروغين با قدرت‌هاي نيك و بد آفريدند تا خلاء ناشي از عدم حضور اسطوره‌ها را در فرهنگ جبران نمايند. (11)
از اين منظر ميل به قهرمان يك رمانس شدن هميشه در روح و روان و انديشه انسان غربي وجود دارد آنقدر كه حاضر است براي آن حتي به " شيطان " هم بدل شود .
3.صهيونيسم و شيطانيسم
در اين فصل به رابطه ميان صهيونيسم و يهوديت و ارتباط آن با شكل‌گيري و دوام شيطانيسم مي‌پردازيم .
لازم به ذكر است كه متون ديني يهود و عمده‌ترين عامل ايجاد اين نحله فاسد فلسفي و فرهنگي (بخوانيد ضدفرهنگي) بوده است .
1. متون
از منظر يهودي و نقش آنها در شكل‌گيري شيطان‌پرستي چند نكته ذيل قابل توجه است .
1ـ1 براساس آموزه‌هاي يهودي و عبراني شيطان نه يك موجود بد ، بلكه يك فرشته خادم براي آزمايش انسان‌ها است . (۱۲)

2ـ1 در مكاشفات نيز به عدد 666 عدد مقدس شيطان‌پرستان اشاراتي شده و آن عدد وحش توصيف شده است كه بايد شمرده شود .
3ـ1 خواه‌ناخواه متون يهودي منبع برداشت براي مسيحيان نيز قلمداد مي‌شوند و نگاه خاصي يهوديت به شيطان‌ تاثيرات فراواني را بر مسيحيت داشته است .

2. تصوف يهودي(کابالا)
كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد . برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر هم‌نشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است .
كابالا بخش رمز‌آلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط كاباليست‌ها دنبال مي‌شود .
كريستف كلمب و همكارانش همگي كاباليست بودند و از فنون جادوگري كابلايي و منجمان آن در راه پيدا كردن قاره آمريكا بهره‌برداري نمودند . كابالا عميقا بر برخي باورهاي خرافي همچون جادوگري استوار است و رسماً براي آن تقدس قائل است و اين عمده‌ترين نقطه اشتراك شيطان‌پرستي در گذشته و حال با شيطان‌پرستي است .
هم‌اكنون اصطلاح كابالا وصف‌كننده تمرين آئين و دانش محرمانه يهود است . مهم‌ترين منابع و كتب كاباليستي كه به عنوان ستون فقرات و پايه اصلي آئين كابالا درآمدند ، شامل مجموعه كتب عبري " بهير " (به معناي كتاب روشنايي) و " هيچالوت " (به معناي كاخ‌ها( مي‌شوند كه به قرن اول ميلادي بازمي‌گردند . نهايتاً در قرن سيزدهم ميلادي كتاب " زوهار " نوشت شد كه تفكر و شكل كنوني " آئين كابالا " را تشكيل داد .
دكتر " عبدا... شهبازي " نويسنده مجموعه كتاب‌هاي زرسالاران يهودي و پارسي و متخصص تاريخ ، در پايگاه خود درباره فرقه كابالا مقاله جامعي دارد و ديدگاه‌هاي وي با آنچه در دانشنامه ويكي پديا آمده‌است ، متفاوت است . شهبازي در قسمت نخست مقاله خود درباره تعريف كابالا مي‌نويسد :
" كابالا نامي است كه بر تصوف يهودي اطلاق مي‌شود و تلفظ اروپايي " كباله " عبري است به معني " قديمي " و " كهن . " اين واژه به شكل " قباله " براي ما آشناست . پيروان آئين كابالا يا كاباليست‌ها اين مكتب را " دانش سري و پنهان " خاخام‌هاي يهودي مي‌خوانند و براي آن پيشينه‌اي كهن قائل‌اند! . براي نمونه ، مادام بلاواتسكي رهبر فرقه تئوسوفي ، مدعي است كه كابالا (قباله) در اصل كتابي است رمزگونه كه از سوي خداوند به پيامبران ، آدم و نوح و ابراهيم و موسي نازل شد! و حاوي دانش پنهان قوم بني‌اسرائيل بود!!! . به ادعاي بلاواتسكي ، نه تنها پيامبران بلكه تمامي شخصيت‌هاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ چون افلاطون! و ارسطو! و اسكندر! و غيره ، دانش خود را از اين كتاب گرفته‌اند!!! . مادام بلاواتسكي برخي از متفكرين غربي ، چون اسپينوزا و بيكن و نيوتون را از پيروان آئين كابالا مي‌داند .
شهبازي در رد اين ادعا مي‌گويد :
" اين ادعا نه تنها پذيرفتني است بلكه براي تصوف يهودي ، به عنوان " ‌يك مكتب مستقل فكري " پيشينه جدي نمي‌تواند يافت . "
شهبازي ديرينه مكتب كابالا را به اوايل سده سيزدهم ميلادي محدود كرده و ماقبل آن را گرته‌برداري يهوديان از مكتب فيلو اسكندراني در فرهنگ هلني و فلسفه يوناني و كپي‌برداري از آموزه‌هاي عرفاني مكتب اسلام مي‌داند .
وي در قسمت دوم مقاله خود مي‌نويسد :
" سرآغاز طريقت كابالا به اوايل سده سيزدهم ميلادي و به اسحاق كور (1160 ـ 1235 م) مي‌رسد . او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) مي‌زيست و برخي نظرات عرفاني بيان مي‌داشت . "
وي در جايي از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف يهود ، پيش از ظهور كابالا ، مي‌نويسد :
" مشاركت يهوديان در نحله‌هاي فكري رازآميز و عرفاني به فيلواسكندراني در اوايل سده اول ميلادي مي‌رسد  " سپس مي‌افزايد :
" در دوران اسلامي نيز چنين است . نحله‌هاي فكري گسترده عرفاني رازآميز كه در فضاي فرهنگ اسلامي پديد شد بر يهوديان نيز تاثير گذارد و برخي متفكرين يهودي آشنا با مباحث عرفاني پديد شدند كه مهم‌ترين آنان ابويوسف يعقوب اسحاق القرقساني (سده چهارم هجري / دهم ميلادي) است . "
شهبازي درباره نمونه تاثيرات فرهنگ اسلامي بر تصوف يهود مي‌نويسد :
" بسياري از مفاهيم آن [كابالا] شكل عبري مفاهيم رايج رد فلسفه و عرفان اسلامي است . در واقع انديشه‌پردازان مكتب كابالا ، به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي ، به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامي دست زدند و با تاويل‌هاي خود به آن روح و صبغه يهودي دادند . اين كاري است كه يهوديان در شاخه‌هاي متنوع علوم و دانش انجام دادند . براي نمونه بايد به مفاهيم " هوخمه " (حكمت) ، " كدش " (قدس) ، " نفش " (نفس) ، " نفش مدبرت " (نفس مدبره) ، " نفش سيخلت " (نفس عاقله)،
" نفش حي " (نفس حيات‌بخش) ، " روح " و ... در كابالا اشاره كرد .
مكتب كابالا نيز به دو بخش " حكمت نظري " و " حكمت علمي " تقسيم مي‌شود . در تصوف كابالا بحث‌هاي مفصلي درباره خداوند و خلقت وجود دارد كه مشابه عرفان اسلامي است به ويژه در تاريك فراوان آن بر مفهوم " نور " و مراحل تجلي آن . "

اين استاد تاريخ در انتهاي بحث خود مي‌افزايد :
" آنچه از زاويه تحليل سياسي حائزاهميت است ، " شيطان‌شناسي " و " پيام مسيحايي " اين مكتب است و دقيقاً اين مفاهيم است كه كابالا را به عنوان يك ايدئولوژي سياسي معنادار مي‌كند . "

* مناسك جنسي در فرقه كابالا
مسئله ديگري كه در فرقه كابالا حائز اهميت است مناسك جنسي اين فرقه است كه از نيمه سده هجدهم و براساس آموزه‌هاي فري به نام يعقوب بن يهودا ليب ، كه با نام ياكوب فرانك (1719 ـ 1726) شهرت دارد ، ظهور كرد .
ياكوب فرانك شاخه " فرانكسيت " فرقه كابالا را بر بنياد ميراث شاخه‌هاي متعلق به " شابتاي زوي " و " ناتان غزه‌اي " بنا نهاد . وي كه به يك خانواده ثروتمند تاجر و پيمانكار يهودي ساكن اوكراين تعلق داشت و همسرش نيز از يك خانواده ثروتمند تاجر بود ، در جوانب به طريقت كابالا جذب شد ، كتاب " ظُهَر " (Zohare) (كتابي كه موسي‌بن شم تاولئوني در سال‌هاي 1280 ـ 1286 ميلادي نوشت و با تدوين اين
كتاب ، تصوف راز‌اميز كابالا به صورت يك نظام فكري و عملي سازمان‌سافته و منسجم درآمد و شكل نهايي يافت) را خواند و به عضويت شاخه شابتاي‌زوي درآمد . در دسامبر 1755 فرانك از سوي سران فرقه دونمه براي تصدي رياست اين فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهي زادگاه خود شد . فرانك در راس فرقه شابتاي در پودوليا قرار گرفت ولي كمي بعد ، در ژانويه 1756 كارش به رسوايي كشيد .
زماني كه فرانك و پيروانش در يك خانه در بسته مشغول اجراي مناسك جنسي مرسوم در فرقه شابتاي بودند ، به علت باز شدن تصادفي پنجره‌ها ، مردم مطلع شدند و ... .
يكي از مواردي كه توانسته از كابالا به شيطان‌پرستي راه يابد نماد " ‌پنتاگرام " يا ستاره پنج پر است كه در بخش بعدي اشاره بدان خواهد شد . اين نماد به مثابه ابزاري براي جادوگران كاباليست مورد استفاده قرار مي‌گرفته .
همچنين شنيدني است كه بخش عمده‌اي از بازيگران و خوانندگان فحشا محور جهان همچون " مدونا " كاباليست مي‌باشند .
" مدونا " سال 2005 رسما عضويتش را در گروه هاي كابالا اعلام كرد و نام يهودي " ‌استر " را بر خود نهاد.
نقطه ديگر اشتراك كابالا با شيطان‌پرستي ديدگاه جنسي اين دوست كه در هر دو نحله فاسد لذت جنسي در اولويت قرار دارد .
بنيان‌گذاران كابالا همان افرادي هستند كه سپس نهضتي !!! را با عنوان " پرستش زنان " تشكيل دادند كه مي‌توان به صراحت آن را يك جريان شهوت‌محور خطاب كرد .
اين گروه جرياني را در ادامه بنا نهاد تا رابطه جنسي نه به مثابه يك عمل براي تداوم نسل بلكه در راستاي هدف انسان در زندگي به آن نگاه شود .
برخي از كارشناسان بر اين باورند كه كاباليست‌ها ذائقه جنسي مردان و زنان را در سراسر عالم مورد دست‌خوش تغيير و تحول به سمت توحش قرار داده‌اند ، مانند تغيير جنسيت " مايكل جكسون " و ... .

اگرچه ذكر ساير توضيحات مناسب اين نوشتار ارزيابي نمي شود لكن يادآوري اين نكته ضروري است كه يهوديان و صهيونيست‌ها به شدت از سخن راندن در باب كابالا پرهيز دارند و امروز تنها يك كتاب فارسي در اين خصوص قابل دسترسي بوده و در صفحات مقالات اينترنتي نيز تا دو سال قبل به جز " ‌كابالا شدن مدونا " خبري در دسترس عموم قرار نداشت .

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 16:53 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پنجشنبه بیست و ششم دی 1387

همه چيز در باره شيطان پرستي

روزگار عجیبی است هر گوشه ، در هر خیابان یا بین دوستان را که نگاه می‌کنی درباره این کلمه می‌شنوی مخصوصا بین کسانی که ادعای متال‌بازی و گوش دادن به موسیقی متال به خصوص سبک بلک‌متال را یدک می‌کشند.
چیزی که الان در جامعه مشاهده می‌شود باب شدن شیطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است.
بلک‌متال Darkthrone ، مرلین مانسن ( مريلين مانسن )، نیرو انا ، آنتون لاوی، کلیسای شیطان ، satanic bible ، آدم خواری ، skull-n-bone .... احتمالا دست کم یکی از این کلمات را تاکنون شنیده‌ و آدم های زیادی را هم دیده‌اید که خودشان را طرفدار این نامها و گروهها می‌دانند.
شیطان پرستی موسیقی های آنها را گوش می‌دهند ، گاه‌ لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشند، نشانه های خاصی دارند و به قول خودشان تیریپ خفن می زنند!
از اینها که بگذریم حتما زیاد هم شنیده‌اید که در فلان کشور یک عده شیطان پرست یک آدم را تیکه تیکه کردند یا خوردند یا فلان جنایت را انجام دادند. در اين شرايط بر خود واجب ديدم مطلبي در اين زمينه براي آگاهي بيشتر جوانان عزيزمان تهيه كنم:

شیطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خداست.
در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می‌شود قانونمند می‌کند.
در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:

تعریف اول : هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و منتسب به طبیعت حقیقی انسان می‌نامند.

تعریف دوم : گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.

تاریخچـه شیطان پرستـی
شاید عده ای شیطان پرستی را آئینی مدرن و نهایتا مربوط به قرن های گذشته می دانند اما واقعیت چیز دیگریست. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.
البته شواهد به دست آمده این حرف را تصدیق می‌کند که شیطان پرستی در نواحی امریکای لاتین، امریکای جنوبی و آفریقای مرکزی به قرنها پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد.
در اکتشافات امریکای جنوبی یکی از قبایل این قاره که اعتقاد بسیاری به خوب و بد داشتند شیطان را می پرستیدند و حتی انسان هایی را برای شیطان قربانی می‌کردند.
مکان های انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قربانی شدن این انسانها (که در آنها بیشتر زنان به چشم می‌خورند) است.

در آفریقای مرکزی و در دشتها و کویرهای سوزان این قاره نیز در قبایلی که معروفترین آن قبیله اوکاچاست،
شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدید آورنده آن و خدای خشم و نفرت پرستش می‌شد و حتی قربانی هایی نیز در مواقع خاص به آن اهداء می‌شد.

بیان این نکته ضروری است که زمان قربانی کردن انسانها در برابر شیطان لحظه های خاصی بوده است.
تاریخچه شیطان پرستی به سالهای بسیار دور بر می‌گردد که بعدها این آیین و سنت به صورتهای دیگر نمود پیدا کرد که چیزهایی از گذشته چه با تحریف و چه بدون تحریف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است.
البته شیطان پرستی به هنگام پیدایش زبان و خط و زمان مادها ، سومریان، بابلیان و ... نیز ادامه داشت تا این که شکل نوین آن به وجود آمد.

مبدا شیطان پرستـی
مبدا شیطان پرستی قدیمی همانطور که گفته شد به قرون اولیه آدمی بر می گردد. در زمانهای قدیم انسانها در برابر هر چیزی که قدرت مقابله با آن را نداشتند و از درک آن عاجز بودند، تسلیم می‌شدند و سجده می‌کردند.
شیطان پرستی قدیمی بر اساس سنتهـای خداپرستــی و شیطان پرستی واقع نشده است و نمی‌تواند اینگونه باشد که آنها برای اینکه در مقابل قدرتی بزرگ سجده کنند.
مسلما این قدرت در شب از عظمت مخصوصی برخوردار بوده است و به ستایش و پرستش موجودی فوق طبیعی و دهشتناک که قدرت فوق العاده ای دارد می‌پرداختند که مبدا شیطان پرستی قدیمی را به وجود آورد.
شیطان پرستی جدید را پاره ای از انگلیسیان که گفته می‌شود از نجیب زادگان بودند به راه انداختند برای اینکه از قدرت شیطان و قدرت تاریکی بهره ببرند و پس از آن مراسم شیطان پرستی نوین برگزار می‌شود.
تغییرات بسیاری نسبت به شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی وجود داشت؛ اما به هر حال استفاده از قدرت شیطان همچنان باقی مانده است و این چیزیست که نمی‌توان خط بطلانی بر روی آن کشید.

شیطان پرستی


سیر تاریخی شیطان پرستی:
شیطان پرستی قدیمی : شیطان پرستی قدیمی شیطان پرستی ای است که به قرون وسطا برمی‌گردد،؛ با اینکه همانطور که در تاریخچه شیطان پرستی ذکر گردید شیطان پرستی به قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد اما اصولا شیطان پرستی قدیمی را مربوط به قرون وسطا می‌دانند.
موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده می‌شود به این مطلب برمی‌گردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی خدمتی به بشریت کرده باشد ! این ، البته نظریه ای است که آن چنان نمی‌تواند درست باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکری ارضا کند زیرا پیش از مسیحیت و در زمان های حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) و حتی پیش تر شیطان پرستی وجود داشته است.باید اذعان داشت چیزی به عنوان شیطان مسلما وجود دارد چون اگر نبود هیچ وقت آدم و حوا به زمین سقوط نمی‌کردند. پس نظریه فوق را می‌توان نسبت به مسیحیت و کلیسا مغرضانه خواند.
شیطان پرستی قدیمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال مسلما با شیطان پرستی کنونی بسیار تفاوت دارد. شاید بتوان گفت چیزی که به عنوان شیطان پرستی امروزه در جوامع گوناگون قرار دارد شیطان پرستی قدیمی یا قرون وسطایی است که این شیطان پرستی به طور کلی محکوم شده است.
شیطان پرستی جدید با آن به مبارزه برخاسته است اما خوب هنوز عده زیادی آن را قبول دارند و به آن احترام می‌گذارند و قوانین آن را اجرا می‌کنند.
شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در کارهای زیان آور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتی همسر پادشاه فرانسه برای نجات شوهر خود از مرگ مراسم شیطان پرستی قرون وسطایی را انجام داد.
شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.
اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است. شیطان پرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام می‌دهد.
آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارند و آنها را عامل بدبختی مردم می‌دانند. آنها می‌گویند مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد می‌کرد و مردم را به راه راست می‌برد اما تنها کاری که انجیل انجام داده دروغگویی و رواج بدی در جامعه است ! آنان قربانی کردن انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان می‌دانند.
در این میان دختر بچه ها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانه تقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است.
شهوترانی در این مراسم از کارهایی است که باید بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهم ترین عوامل است.البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا، مسیح و شیطان انجام می‌دادند لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیع ترین نوع انجام می‌گرفت.
آنان به جهنم اعتقادی نداشتند و می‌گفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم ؛ بر همین اساس بدترین گناهان را در مراسم خود انجام می‌دادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی می‌دانند.


شیطان پرستی جدید
شیطان پرستی جدید در انگلستان به وجود آمد و البته زیاد نیز تعجب برانگیز نیست زیرا انگلیس یکی از کشورهایی است که جادوگرانی بسیاری داشته است و البته وجود اهالی باستانی آسیای میانی و خاورمیانه و همچنین اهالی یونان باستان در انگلیس ثابت شده است.از اکتشافات در برخی محل های برگزاری مراسم شیطان پرستی و جادوگری در انگلیس نظیر محل استون هنج آثاری از تمدن ایران و یونان پیدا شده است.
همچنین در کتب شیطان پرستی و جادوگری ، کلمات عبری ، یونانی و فارسی وجود دارد البته نه به صورت کنونی.
شیطان پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد بلکه شیطان پرستی جدید شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می‌داند و این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد و مراسم شیطان پرستی جدید مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا می‌شود.
آنان جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه وجود دارد مدیون آدم است.دیگر این که انسان باید کامل ترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، آنان معتقدند بعد از مرگ ، روح کسانی که لذت جسمانی لازم را نبرده اند به این دنیا برمی‌گردد و لذت جنسی خود را کامل می‌کند.


انواع شیطان پرستی از نظر ایدئولـوژی
شیطان پرستی جدید آیینی است دارای شباهت هایی به اومانیسم که انسان را برترین موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسئول می داند:
«آنتون لاوی» می گوید : خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد، و جهنمی که در آن گناهکاران کباب می شوند هم نیست.اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا روز خوشی ماست ! اینجا و حالا فرصت ماست ! این روز، این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست !"
شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول می‌داند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .
شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای این اصول هستند:

Atheism (خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد)
Not dualistic (روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد)
Autodeists (خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست)
Materialistic ( اعتقاد به اصالت ماده)
وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی هست.
ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.
اعتقاد به لذت اعلای دنیوی ، زیرا تمامی خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است.

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 16:41 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دوشنبه بیست و سوم دی 1387

موسیقی شیطانی

 
 در سال گذشته حدود "هشت ميليون دلار آمريكا" واريز شده است كه بين گروههاي شيطان پرست در شهرهاي مختلف ايران توزيع مي‌گردد.
فراماسون‌ها احياكننده جادوگري و شيطان‌پرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي مي‌باشند.
در دهه 1960 م شيطان‌پرستي توسط سرمايه‌داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطان‌پرست در انگلستان و ايالات متحده آمريكا به وجود آمد كه معروف‌ترين آنها تشكيل «كليساي شيطان» در شهر سان‌فرانسيسكو مي‌باشد.
امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، 666، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي حيوانات درنده شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست.
عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.شيطان پرست ها موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.

استفاده از موسيقي مهمترين ابزار اين فرقه در جهت تحت تبليغ عقايد خود و نيز تحت تاثير قرار دادن جامعه به خصوص قشر جوان مي باشد.گاه اين گروه ها خود اذعان مي كنندكه شيطان پرست هستند و گاه برخي از آنان اين ادعا را نكرده ولي در راستاي تضعيف بنيان هاي ارزشي و ديني و تبليغ افعال شيطاني مي پردازند
با توجه به وفور موسيقي هاي مبلغ اين گروه ها در ايران و رويكرد برخي جوانان بي اطلاع به اين نوع موسيقي و حتي چاپ كتاب حاوي متن اين موسيقي ها و سرمايه گذاري زياد دشمن در اين باره بررسي و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع رساني و آگاهي افكار عمومي امري ضروري به نظر مي رسد.
به عنوان مثال خبر گزاري فارس طي خبري در 20مورخ /10/1383پرده از اين فعاليتها برداشت .

خبر گزاري فارس در اين باره گزارش داد :
"امين" دانشجوي يكي از رشته‌هاي گروه پزشكي دانشگاه كه از افراد موثر گروه شيطان پرست هوي متال در ايران است، مدتي پيش به صورت اتفاقي و بر اساس درخواست يكي از دوستان خود كه قصد بازديد از جبهه‌هاي جنوب كشور در كاروانهاي راهيان نور داشت به همراه جمعي از دانشجويان عازم اين مناطق شد كه تاثيرات روحي اين سفر، زمينه‌ساز رويگرداني وي از فعاليت‌ در گروههاي فعال شيطان پرست و بيان حقايقي قابل توجه درباره آنها شده است.
وي افزود: به گفته اين فرد، عناصري از رژيم صهيونيستي كه دركشور امارات حضور دارند شبكه اصلي هدايت گروه‌هاي هوي متال را در ايران در دست دارند.
به گفته اين منبع آگاه بر اساس اسناد ارائه شده توسط "امين" در حساب‌هاي ارزي اين گروه در شبكه بانكي كشور كه از طريق شبكه اينترنت هدايت مي‌شود، در سال گذشته حدود "هشت ميليون دلار آمريكا" واريز شده است كه بين گروههاي شيطان پرست در شهرهاي مختلف ايران توزيع مي‌گردد.

وي با بيان اينكه تعداد اعضاي اين گروه در برخي شهرهاي كشور به دو هزار نفر بالغ مي‌شود، اضافه كرد: مطالب ارائه شده نشان مي‌دهد كه برخي فعاليت‌هاي ضد امنيتي نيز توسط برخي عناصر خاص در اين گروهها براي رژيم صهيونيستي انجام مي‌شود.
اين منبع آگاه با يادآوري اينكه مجوزهاي ارائه شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي چاپ گسترده كتابهاي گروه‌هاي هوي‌متال در كشور زمينه ارتباط نزديك فكري اعضاي اين جريان در سراسر كشور را فراهم ساخته است، افزود: در سالهاي اخير به دليل عدم وجود هرگونه نظارت و كنترل واقعي در كشور، گروههاي اجتماعي معارض كاركرد سياسي و ضد امنيتي پيدا كرده و زمينه سوء استفاده‌ههاي ضد ملي بيگانگان از آنها فراهم شده است…در حال حاضر گروه متال با قديمي‌ شدن علاقه به رپ در ايران، طرفداران بيشتري را به خود جذب نموده است.
سعي مي شود در اين مقاله به بررسي برخي از اين موسيقي هاي شيطاني و شيطان پرستي پرداخت.

موسيقي رپ
 تاريخچه:
RAP، فرهنگي كه خصوصاً به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است موسيقي RAP از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند.

اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بوددر شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود . گروه هاي RAP از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت.

در اينجا قسمتي از نخستين ترانه RAP اعتراضي كه از معروفيتي بين المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را ميخوانيم. اين ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت شرايط نابسامان طبقه هاي فقير نشين جامعه است. دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم، چرا كه قصد جانم را كرده اند مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده مي كوشم به سيم آخر نزنم اينجا درست مثل يك جنگل است و بعضي وقتها تعجب ميكنم كه چگونه مي توان جان سالم بدر برد

در همان سالهاي نخستين شكل گيري رپ با دخالت قدرتمندان ، هدفهاي سياسي و اجتماعي گروه هاي سياهپوست ، دستخوش نوعي تحريف گرديده و در نتيجه به ابزاري در دست سياستمداران و صيهيونيسم تبديل شدند .
در طول مدتيكه رپ شكل مي گرفت ، عناوين مختلفي از اين نوع موسيقي توسط موزيسين ها بوجود آمد كه با پيوستن خوانندگان معروفي به اين گروه موسيقي رپ طرفداران زيادي را به خود جلب و جذب نمود .

آن رپ نسبت به گروههاي ديگر طرفداران بيشتري دارد و جوانان علاقمند به موسيقي آن گوش ميدهند و براساس مدلهايي كه آنها به آنها القاء ميشود ، لباس مي پوشند و آرايشهاي ظاهري رپ را برميگزينند .
شلوارهايي كه پاچه گشاد آن بر روي زمين كشيده مشود ، مانتوهايي با آستين هاي بلند ، موهاي روغن زده و چسبيده بر سر ، عينك هاي دودي با قالب فلزي ، خط ريش پايين تر از گوش پسران و روسريهاي كوچك و معمولا سفيد رنگ دختران ، ويژگي ظاهري گروه رپ است .

برخي از گروههاي زير مجموعه رپ عبارتند از :
1- ASE OF BASE :كه در سبك موسيقي پاپ از سال 1988 در آمريكا و اروپا برنامه اجرا مي كنند كه اعضاي اين گروه چهار خواننده سياهپوست هستند كه عموما محور اشعارشان پيرامون عشق و روابط آزاد غيراخلاقي ميباشد .

2- NEW KIDS OF THE BLACK :كه از سال 1987 برنامه اجرا ميكنند ، آهنگهاي آنها بسيار تند و با مضاميني درباره عشق و زندگي اجرا مي شوند .خوانندگاني بنامهاي كوئين و جيمي به همراه دو سياه پوست ديگر كه همگي هم جنس باز هستند عضو اين گروه مي باشند.
موسيقي متال
موسيقي متال داراي زير مجموعه هاي زيادي است كه برخي از آنان جز مهمترين گروههاي شيطان پرست محسوب مشوند مانند هوي متال و بلك متال و….

Black Metal
بلك متال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه و وسيله اي براي نابود كردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه انسانهاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلك متال را تا نهايت نواختند تاشايد خداي تاريك ها باز گردد .
موسيقي كه سخن از دنياي تاريك سرد و بيروح را بيان ميكند سبكي مملو از خوشونت مرگ و كشتار

DEATH METAL
مرگ ، يگانه حقيقتي است كه راه فراري از آن نيست . ايده مرگ در نزد شيطان پرستان به دو دسته بسيار عمده تقسيم مي شوند . دسته اول كساني كه خودآگاهانه مرگ و ماندن در جهنم را ترجيح مي دهند . دسته دوم كساني كه منكر مرگ مي شوند و بر اين گمانند كه پرستش شيطان كفايت مي كند تا او آنان را از چنگال مرگ رهائي بخشد و عمري جاودان نصب آنان گرداند . از اين مكان دسته اول خطرناكترند زيرا آگاهانه به جنگي نامقدس در برابر خداوند روي مي آورند . جنگي كه مي دانند در آخر به شعله هاي آتش ختم مي شود . آنان گناه را زينت دروني انسان تصور مي كنند . به مرحله اي مي رسند كه ديگر گناه براي زندگي آنان از آب و نان نيز ضروري تر مي شود تا درجه اي كه ديگر چيزي به جز گناه نمي بينند . گناه ، گناه ، گناه . به هر گناهي دست مي زنند . ربا ، قتل ، دروغ ، تهمت ، دزدي ، شرب خمر ، هتاكي به مقدسات و مومنين ، اعمال منافي عفت

تعداد زياد ديگر سبك متال وجود دارد كه هر كدام داراي خصوصيات خاص خود هستند اما وجه اشتراك بسياري از آنان عبارت است از رواج خشونت و فحشا
با توجه بدانچه ذكر شدكه بيانگر بخشي از فرهنگ غرب و در راس آن امريكا است آيا اين سخن پرزيدنت بوش كه:ارزشهاي و موضوعات مورد علاقه آمريكا براي هر كسي و در هر جامعه اي درست و مفيد است…!

و آيا اين سخن ديگر معنايي دارد كه:
اهداف آمريكا برقراري صلح ،تداوم آزادي و رسيدن به سعادت و خوشبختي است!
ولي معني اين سخن توماس فردمن تحليلگر سياسي آمريكا كه مي گويد:
جنگ با اين دشمن(اسلام)با ارتش ممكن نيست بلكه بايد در مدارس ،مساجد،و كليسا ها و معابد به رويارويي با آن پرداخت و اين راه جز با همكاري روحانيون ،كشيشان و راهبان نمي توان به پيروزي دست يافت.

منابع:
-خبر گزاري فارس
-كتاب دشمن خود را بشناس –نوشته سيد مسعود جزايري
-سايت هنر موسيقي
-سايت ضيافت
-وبلاگ بام ايران
وبلاگها پيرامون شيطان پرستي و موسيقي شيطاني
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 21:21 |  لینک ثابت   • 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

یکشنبه بیست و دوم دی 1387

نمادهای شیطان پرستی

   
 در بررسي نمادهاي متعلق به شيطان‌پرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاوير بر روي دست‌بندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار مي‌گيرد :



ا گر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطان‌گرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنج‌ضلعي بر جاي مي‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي مي‌ماند .






اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنج‌ضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطان‌پرستان به چشم مي‌خورد .




 برخي از شيطان‌گرايان محدوده جغرافيايي « تحت سلطه » اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطان‌گرايي را در نقشه ذيل توصيف مي‌نمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)

درميان پنتاگرا‌هاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه اقدامي ضد مسيحي ، ‌به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد شيطان و در برابر بره مي‌دانند اين آرم را انتخاب كرده‌اند.








666 : يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروه‌هاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطان‌پرستان تلقي مي‌شود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده مي‌شد .
 



صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين  است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده‌هاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .











نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگ‌هاي ديني همچون كتيبه‌هاي بر جاي مانده از بودايي‌ها و مقبره‌هاي سلتي و يوناني ديده شده‌است .

 لازم به توضيح است اين علامت سال‌ها بعد توسط هيتلر به كار رفت ،‌ لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطان‌پرستي كردند .






چشمي در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخي نمادهاي روشنفكري نيز به كار مي‌رود . اما شيطان‌پرستي اعتقاد دارند چشم در بالاي هرم « ‌چشم شيطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
 اين علامت در پيشگويي ،‌ جادوگري ، نفرين‌گري و كنترل‌هاي مخصوص جادوگري مورد استفاده قرار مي‌گيرد .گفتني است اين نماد بر روي دلار آمريكايي به كار رفته است .







اين نمادها به انگليسي (Ankh) انشاء‌مي‌شود و سمبل شهوت‌راني و باروري است .
 اين نمادها به معناي روح شهوت زنان نيز تعبير مي‌شود . امروزه نماد « فمنيسم » در واقع يك نماد برداشت شده دقيقا از سمبل‌هاي شيطاني است .



پرچم رژيم صهيونيستي
: قابل توجه جدي است كه رژيم صهيونيستي علاوه بر حمايت‌هاي آشكار و پنهان ،حتي از قرار گرفتن نماد رسمي كشور نامشروعش در كانون علائم شيطان‌گرايان نيز پرهيز ندارد .




ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطان‌پرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كرده‌اند .
 
همچنين گفتني است كه فمنيست‌ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر‌سالاري باستاني استفاده مي‌نمودند.





 
 
 
 
سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، ‌بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني) اين يكي از راه‌هاي شيطان‌پرستان براي مسخره كردن مسيح است زيرا گفته مي‌شود كه مسيح مانند بره‌‌اي براي گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضيح نمادهاي اول اشاره شد ،‌اين نماد تصوير كاملي است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .







 
 
 
 
هرج و مرج (Anarchy) : اين نماد به معناي از بين بردن تمام قوانين است و دلالت بر اين امر دارد كه « هر چه تخريب كننده است تو انجام بده » اين نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌هاي هوي‌متال است .





چشم شيطان (Aye of satan) :  اين نماد نيز به معناي چشم « شيطان و نظارت و اقتدار » است و كمتر شناخته شده است . 
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:40 |  لینک ثابت   •