شنبه ششم مهر 1387
:. ترس شيطان .:
آورده اند كه : روزى يكى از علماى اهل رياضت به سوى مسجد رفت . ديد شيطان ملعون در مسجد ايستاده است گاهى پاى خود را داخل مسجد مى گذارد و چند قدمى با ترس پيش مى رود، و گاهى با شتاب بيرون مى آيد.
گفت : اى ملعون ! چه مى كنى ؟ در اين جا چه مى خواهى ؟ چرا رنگت پريده و لرزانى ؟ براى چه گاهى چند قدم پيش مى روى و خود را داخل مسجد مى كنى باز با عجله بيرون مى آيى و ترس تو از چيست ؟ شيطان گفت : جاهلى در اين مسجد مشغول نماز است ، يك نفر عالم هم در گوشه مسجد خوابيده . مى خواهم اين جاهل را وسوسه كنم و نمازش را باطل نمايم ، ولى مى ترسم آن عالم بيدار شود، هيبت آن عالم مانع است كه من داخل مسجد شوم .
البته شيطان حق دارد كه از عالم در حال خواب بترسد؛ زيرا خواب عالم از عبادت و نماز خواندن جاهل بهتر و ارزش آن بيشتر است .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم در اين باره مى فرمايد:
يا على نوم العالم افضل من عبادة العابد الجاهل
((يا على خواب عالم از عبادت عابد جاهل بهتر و فضيلت آن بيشتر است )).(321)
شنبه ششم مهر 1387
:. خودِ شيطان .:
شيطان مصاديقى دارد. اغفال گران و خوانندگان به گناه و گمراهى ، نمونه هاى آن هستند. كسانى كه با چرب زبانى و ملايمت و با اعمال غير انسانى ، خود ديگران را به فساد، تباهى ، انحراف و كجى مى كشانند، خود، شيطان اند.
شيطان انسى كه در قرآن و روايات يا گفتار بزرگان آمده است : به همان انسان هاى مفسد و منحرف گفته مى شود. شيطان انسى كه در قرآن آمده بر چند قسم است :
يكى از آنها بر خود شيطان اطلاق مى شود. قرآن در چند جا بعضى انسانها را شيطان خوانده و نام شيطان بر آنها گذاشته است ؛ از جمله آنان كسانى بودند كه ، در صدر اسلام دايما جلساتى تشكيل مى دادند و جاسوسانى از هم فكران خود را به ميان مسلمين مى فرستادند تا اطلاعاتى كسب كنند، در بين آنها تفرقه و دوگانگى ايجاد نمايند و آنان را به جان هم اندازند.
كسانى كه براى جاسوسى و تفرقه اندازى انتخاب مى شدند، هنگام گزارش دادن ، براى اين كه وضع خودشان را محكم تر كنند به هم فكران خود مى گفتند: سخنان مسلمانان در ما كوچك ترين اثرى ندارد ما به شما وفادار بوده و خواهيم بود. اگر از آنها سؤال مى شد كه شما به چه علت در ميان آنان رفت و آمد مى كنيد و به آيات قرآن گوش فرا مى دهيد؟ در جواب گفتند:
رفته بوديم آنها را مسخره كنيم . خداوند اين جمعيت را خود شيطان نام نهاده و نامشان را از رديف آدميان حذف نموده است . قرآن درباره آنها مى فرمايد:
و اذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا و اذا خلو الى شياطينهم قالوا انا معكم انما نحن مستهزئون
((و هنگامى كه - منافقان و جاسوسان - با مؤمنان رو به رو مى شدند، مى گفتند: ما، ايمان آورده ايم ! و هنگامى كه با شياطين خود خلوت گردند، مى گفتند: ما با شماييم ، ما آنها را (مسلمين را) مسخره كرده ايم )).(153)
دسته دوم كه قرآن آنها را شيطان ناميده ، كسانى هستند كه با كارهاى بيهوده و بى اساس كه به ظاهر تشريفات و تشكيلاتى دارد، ولى نتيجه و ثمره اى بر آنها مترتب نيست مردم را سرگرم نگه داشته و اجتماعى را به آنها مشغول مى دارند. قرآن درباره آنها مى فرمايد:
و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر
((سليمان هرگز - دست به سحر و جادو نيالود و - كافر نشد ولكن شيطان (كسانى كه ) به مردم تعليم سحر نموده و جاسوس گرى را رواج دادند كافر شدند)).(154)
قرآن نام اينها را هم شيطان گذاشته و نام آدم را از آنها برداشته است .
سوم ، از كسانى كه خداوند نام شيطان بر آنها نهاده و اسم آدميت را از آنان برداشته است ، كسانى هستند كه با فرستادگان و پيامبران خدا دشمنى ورزيده و در برابر آنها ايستاده و سخنان فريبنده اى براى اغفال يكديگر و گوشى به هم مى گفتند، درباره چنين افرادى مى فرمايد:
و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شياطين الانس و الجن يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا
((اين چنين در برابر هر پيامبرى دشمنى شياطين انس و جن قرار داديم كه سخنان فريبنده و بى اساس - براى اغفال مردم - به طور سرى و (درگوش ) به يك ديگر مى گفتند)).(155)
در اين آيه تذكر مى دهد كه اين گونه دشمنان سرسخت و لجوج ، هم در برابر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و هم در برابر ديگر پيامبران دشمنانى از شياطين جن و انس وجود داشته اند.
در سه آيه فوق خداوند متعال عده اى از مردم را خود شيطان مى داند و نام انسانيت را از آنها برداشته و از جمع انسانها ز دوده است .
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
جمعه پنجم مهر 1387
:. سؤال موسى از شيطان .:
موسى عليه السلام فرمود: چرا آدم را سجده نكردى تا به لعنت خدا و ملائكه و جن و انس گرفتار نشوى ؟ در جواب گفت :اى موسى ! من به تو راست مى گويم . غرض خداوند سجده بر آدم نبود، بلكه مى خواست مرا بيازمايد و بداند آيا من غير او را سجده مى كنم يا خير! ولى من چون عاشق خدا بودم ، حاضر نشدم غير او را سجده كنم و دست از عبادت او بردارم .
| پور عمران بدن غرقه نور |
| مى شد از بهر مناجات به طور |
| ديد در راه سرد و نان را |
| غايت لشكر محزونان را |
| گفت : كز سجده آدم به چه رو |
| تافتى روى رضا راست بگو |
| گفت : شيطان به تو مى گويم راست |
| كه تو را نى خبر از عالم ماست |
| من و ما نيست ميان من و دوست |
| آن چنانم كه خدا گويدم اوست . |
| گفت : موسى كه اگر كار اين است |
| لعن و طعن تو چرا آيين است |
| گفت : شيطان كه از اين گفت و شنود |
| امتحان كردن من بد نه سجود |
| گفت : عاشق كه بود كامل سير |
| پيش جانان نبرد سجده به غير |
| اين دم از كمشكش خود رستم |
| پيش زانوى ادب بنشستم |
مردى دختر سلطان را ديد و عاشق او شد. داستان عشق او در شهر پيچيد. روزى دختر سلطان به آن مرد گفت : مرا خواهرى است از من زيباتر، كه من كنيز او هم نمى شوم و حسن و جمال او از من بهتر است .
| گر ببينى خواهرم را يك زمان |
| تير مژگانش كند پشتت كمان |
| بنگر اكنون گر ندارى باورم |
| كز عقب مى آيد اكنون خواهرم |
| گفت : گر عاشق بدى يك ذره اى |
| كى شدى هرگز به غيرى غره اى |
| قصه ابليس و اين قصه يكى است |
| من ندانم تا كرا اينجا شكى است |
| ترك سجده از حسد گيرم كه بود |
| آن حسد از عشق خيزد نه از سجود(514) |
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
جمعه پنجم مهر 1387
:. دام هاى شيطان و شيطان صفتان .:
خدايا! اگر به من تا روز قيامت مهلت دهى ، اين موجودى را كه بر من مقدم داشتى تمام فرزندانش را گمراه خواهم ساخت و ريشه آنها را از بيخ و بن بر مى كنم و به گمراهى مى كشانم .
خداوند در جوابش فرمود: برو، و هر كدام از آنها را كه مى توانى با صداى خودت تحريك و وسوسه كن و از راه راست منحرف نما، اين برنامه خود شيطان است .
اما برنامه شيطان صفتان ؛ با نغمه هاى هوس انگيز موسيقى و خوانندگى ، تبليغات گمراه كننده و وسايل صوتى و سمعى و بصرى فاسد، مردم را به انحراف مى كشانند. مخصوصا در دنياى امروز كه دنياى فرستنده هاى راديويى و دنياى تبليغات گسترده سمعى و بصرى است كه بيش از هر زمانى مهيج تر است . چرا كه شياطين و احزاب آنها در شرق و غرب جهان ، بخش عظيمى از سرمايه هاى خود را در اين راه مصرف مى كنند، تا بندگان خدا را استعمار نمايند و از راه حق كه راه آزادگى و استقلال و تقوا است ، دور سازند و به صورت بردگانى بى اراده و ناتوان در آورند.
خداوند نيز خطاب به شيطان كرد و گفت : برو، لشكر سواره و پياده ات را به سوى آنها گسيل دار، با نهيب و فرياد خود آنها را به سوى گمراهى بخوان و از آنان كه دست ياران و مددكاران تواند كمك بگيرد.(459) شيطان صفتان و ستم گران جهان هم براى به بند كشيدن درماندگان ، ناگهان به نيروهاى تحت فرمان خود فرمان مى دهند به مناطقى كه ممكن است با مقاومت آزادى خواهان روبه رو شوند، حمله كنند. همانند آن چه امروزه قدرت هاى بزرگ و جهان خواران شرق و غرب ، نيروى ويژه اى را تدارك ديده اند تا بتوانند آنها را در كوتاه ترين مدت در هر منطقه اى از جهان كه منافع نامشروع شيطانيشان به خطر بيفتد، اعزام كنند و هر جنبش حق طلبانه اى را در نطفه خفه كنند.
باز خداوند در جواب شيطان كه گفت : همه را از راه راست بيرون مى برم ، فرمود: برو ((در اموال و اولاد آنها كه از تو پيروى مى كنند شركت جوى و شريك شو)).(460) اين هم يكى ديگر از وسايل مؤ ثر نفوذ شيطان در انسان است .
شيطان صفتان هم از همين شيوه استفاده مى نمايند و با شركت در اموال محرومان كارهايى مانند ربا، رشوه ، قمار، دزدى ، گران فروشى را رواج مى دهند. شيطان هاى جهان خوار در روزگار ما هم براى شركت در اموال مردم كشورهاى مستضعف ، برنامه سرمايه گذارى ، تاءسيس شركت ها و ايجاد انواع كارخانه ها و مراكز توليدى به راه مى اندازند و در زير پوشش آنها، انواع فعاليت هاى ناروا را انجام مى دهند. جاسوسان خود را به نام كارشناس فنى و يا مشاور اقتصادى و مهندسى ، به اين كشورها مى فرستند و با هر نيرنگى كه شده آخرين رمق آنها را مى گيرند و از رشد و بالندگى اقتصادى آنها جلوگيرى مى كنند.
شيطان صفتان هم در شكل گيرى انسان ، مانند شركت شيطان در نطفه - در صورتى كه نام خدا برده نشود - نقشى فعال دارند. مثلا در مراكز فساد و فحشا، مدارس ، دانشگاه ها، كتاب خانه ها، بيمارستان هايى كه دختر و پسر مختلط هستند و بى بند و بارى در آن جا حاكم است ، كوشاتر مى شوند.
ايجاد مراكز فساد تحت پوشش تفريحات سالم ، چون ساختن هتل هاى بين المللى و گردهم آيى ها و تفريحات به نام علمى ، سينماها و پخش فيلم هاى زننده از برجسته ترين برنامه هاى مخرب پيروان شياطين است . نه تنها فساد و فحشا را از اين طريق ترويج مى كنند بلكه نسلى منحرف و سست ، بى اراده ، بى خيال و هوس باز پرورش مى دهند. و در تار و پود فرهنگ و افكار آنها ريشه مى دوانند. به طورى كه افكار آنان به دست شياطين است و و به هر راهى كه مى خواهند مى كشانند.
پنجشنبه چهارم مهر 1387
:. تهمت شيطان به زكريا .:
از وهب بن منبه روايت شده : روزى كه مريم عيسى عليه السلام را آبستن شد و مردم مطلع شدند، شيطان در ميان بنى اسرائيل به صورت يكى از عابدهاى بيت المقدس در آمده و به مريم فحش و ناسزا مى داد، و مى گفت : اى مردم ! زكريا با مريم روابط نامشروع دارد. وى چون مريم را زيبا و صاحب جمال ديده با او زنا كرده ! و مريم از زكريا حامله شده . زكريا را بكشيد كه همه ما را بدنام كرده است .
مردم درصدد كشتن زكريا بر آمدند و بر سر وى ريختند تا او را بكشند. زكريا از ايشان گريخت تا به درختى رسيد و به آن پناه برد. درخت براى او شكافته شد و گفت : اى زكريا! داخل شو. وقتى داخل شد درخت به هم آمد و آن حضرت از نظرها پنهان شد.
شيطان با بنى اسرائيل از پى آن حضرت مى آمدند تا به درخت رسيدند، - آن معلون دستور ساختن اره دو سر داد، او دست خود را بر درخت گذاشت و از پايين تا بالا كشيد. دل آن حضرت را از پشت درخت شناخت و دستور داد همان جا رابا اره دو سر بريدند. بعضى گويند: اره را از بالاى درخت گذاشتند، به طورى كه اره از فرق سر او بگذرد - و آن حضرت را در ميان درخت دو نيم كردند.
| اره بر فرقش گذاشت و گفت : چونى |
| گفت : بر اولاد آدم هرچه آيد بگذرد |
بعد از شهادت زكريا خداوند متعال عده اى از فرشتگان را فرستاد تا آن حضرت را غسل دادند و بر او نماز خواندند و بدن مطهر او را دفن نمودند.(346)
پنجشنبه چهارم مهر 1387
:. كمين گاه شيطان .:
حيوانات براى اين كه طعمه خود را به آسانى به دست آورند، كمين مى كنند، انسان براى نابودى دشمن خود كمين مى نمايد، كمين گاه جاى امنى براى دشمن است ، نزديك ترين راهى است كه انسان و هر حيوانى را به مقصود مى رساند. شيطان هم از اين حربه استفاده مى كند و اگر نتوانست از راه عادى و ساده بر انسان غالب شود، بايد كمين كند و از اين راه به مقصود برسد. كمين گاه شيطان ، مال و ثروت است .
غياث بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: شيطان ، فرزند آدم عليه السلام را در هر چيز مى چرخاند و به هر راهى مى برد - و هر گناهى را به او پيشنهاد مى كند - همين كه او را خسته و ناتوان ديد، نيرو و توانش را از او گرفته ، در كنار مال و ثروت كمين مى كند و چون انسان به آن جا رسد - كه آخرين مرحله شانس شيطان است - ناگهان گريبانش را مى گيرد كه ديگر راه فرارى براى او نيست .(244)
مقصود اين است كه مال و ثروت بزرگ ترين كمين گاه شيطان است ؛ زيرا بسيار كم اتفاق مى افتد كه انسان به مال و ثروت برسد و او را نفريبد و منحرف نكند. قرآن در اين باره مى فرمايد:
كلا ان الانسان ليطغى ان راه اسغنى
((چنين نيست كه نعمت هاى الهى و مال و ثروت شكرگزارى را براى هميشه در انسان زنده كند، بلكه او مسلما طغيان مى كند، چون خود را مستغنى و بى نياز مى بيند.))(245)
طغيان كردن طبيعت غالب انسان ها است ، طبيعت كسانى كه در مكتب عقل و وحى پرورش نيافته اند، آنان وقتى خود را مستغنى مى پندارند، شروع به سركشى و طغيان مى كنند.
از همين جهت است كه پيشواى ششم امام صادق عليه السلام فرمود: سر هر خطاكارى دوستى (و علاقه ) به دنيا است .
چون دنيا انسان را از كسب كمالات و تحصيل آخرت باز مى دارد، او را به پرت گاه مى برد. دوستى مال و ثروت باعث فراموشى خدا و آخرت ، دشمنى با خدا و پيامبران الهى و اولياى او و مؤمنان مى شود.
حضرت يوسف عليه السلام وقتى گرفتار آن همه بلا و فتنه مى شود و در چنگال زيباترين زنان آن زمان گرفتار مى گردد نمى گويد: خدايا! مرا مسلمان بميران ، اما وقتى به رياست و حكومت مى رسد از خدا مى خواهد كه حكومت و رياست و مال و منال ، او را منحرف نكند و بر خداشناسى ثابت قدم بدارد و هنگام مردن مسلمان بميرد.(246)

