تبليغاتX
داستانهای عبرت انگیز درباره شیطان

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

چرا خداوند شیطان را آفرید؟

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بسيارى مى پرسند: با اين كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فريب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشيار، زرنگ ، كينه توز، پرفريب و مصمم . چرا او را آفريد؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسيدن به سعادت ، از طريق بندگى خود آفريده ، وجود شيطان كه يك موجود ويران گر و ضد تكامل است چه دليلى مى تواند داشته باشد؟
در پاسخ مى توان گفت : اولا، خداوند شيطان را از آغاز آفرينش انسان نيافريد، چون خلقت او از اول پاك و بى عيب بود و به همين دليل ساليان درازى در ميان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرينش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغيان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گرديد و لقب شيطان گرفت .
ثانيا؛ اگر اندكى فكر كنيم خواهيم دانست كه وجود شيطان ، اين دشمن خطرناك نيز كمكى است به پيشرفت و تكامل انسان ها و براى آن كسانى كه ايمان دارند و مى خواهند راه حق را بپيمايند وجود او مضر و زيان آور نيست ، بلكه پيشرفت و تكامل آنان است .
راه دور نرويم هميشه نيروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت ، جان مى گيرند و سير تكاملى خود را مى پيمايند، وجود يك دشمن قوى در مقابل انسان باعث پرورش و ورزيدگى او مى گردد. هم چنين هميشه در ميان تضادها بالندگى و رشد معنا پيدا مى كند، هيچ موجودى راه كمال را نمى پويد مگر اين كه در مقابل دشمن نيرومندى قرار گيرد.
به عبارت ديگر، انسان تا در برابر دشمن نيرومند و با قدرت قرار نگيرد هرگز نيرو و نبوغ خود را بروز نمى دهد و به كار نمى اندازد، همين وجود دشمن مايه جنبش هر چه بيشتر انسان و ترقى او خواهد بود. مثلا فرماندهان و سربازان ورزيده و نيرومند، كسانى هستند كه در جنگ هاى بزرگ ، با دشمنان سخت در گير بوده اند. سياست مداران با تجربه و پر قدرت ، آنهايى هستند كه در بحران هاى سخت سياسى با دشمنان نيرومند دست و پنجه نرم كرده اند.
قهرمانان بزرگ ، كسانى هستند كه با حريفان نام آور و سخت ، زور آزمايى كرده اند؛ بنابراين ، چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گير در برابر شيطان ، روز به روز قوى تر و نيرومندتر شوند. دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود ميكرب هاى مزاحم مى گويند: اگر آنها نبودند، سلول هاى بدن انسان در يك سستى و بى حالى فرو مى رفتند و احتمالا رشد و نمو انسان از 80 سانتى متر تجاوز نمى كرد و همگى به صورت آدم هايى كوتوله بودند و به اين ترتيب ، انسانهاى كنونى با مبارزه جسمانى با ميكرب هاى مزاحم ، نيرو و نمو بيشترى كسب كرده اند.
هم چنين است روح انسان در مبارزه با شيطان ، گر چه او در برابر اعمال خلاف و زشت خود مسئول است ، ولى وسوسه هاى او براى بندگان خدا و آنهايى كه مى خواهند در راه حق قدم بردارند ضرر و زيانى نخواهد داشت ، بلكه به طور غير مستقيم براى آنها ثمر بخش خواهد بود.
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 18:16 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

شيطان در راهش پاى مى فشارد .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

بعد از آن كه خداوند شيطان را از بهشت بيرون كرد، برابر خدا قسم ياد كرد كه بايد چند كار را براى گمراهى آدم و اولادش انجام دهم و تا انجام ندهد، دست بر ندارد.
1. گفت : خدايا! ((من از بندگان تو نصيب و بهره اى معين خواهم گرفت )).
(137) (در حالى كه خود او مى داند قدرت گمراه كردن همه بندگان خدا را ندارد) و تنها افراد هوس باز و سست عنصر هستند كه در برابر او تسليم مى شوند.
در اين باره روايتى از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده كه فرمود: از صد نفر از فرزندان آدم ، نود و نه نفرشان در آتشند و يكى از آنها در بهشت .
(138) و نيز از آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده : از هزار نفر براى خدا و بقيه براى آتش و ابليس لعين است .(139)
2. گفت : آنها (غير مخلصين ) را حتما گمراه مى كنم و به انحراف و گناه مى كشانم .(140)
3.گفت : ((مردم را با آرزوى دور و دراز و رنگارنگ سرگرم مى سازم و مشغول به دنيا مى كنم و از ياد آخرت و بهشت و جهنم باز مى دارم .))(141)
4. گفت : ((آنها را به انجام دادن اعمال خرافاتى دعوت مى كنم و اعمال خلاف و زشت را در برابر آنان زينت مى دهم و از اعمال نيك منع شان مى كنم )).(142)
5. گفت : آنها را وادار مى سازم كه آفرينش پاك و فطرت خود را تغيير دهند (آن آفرينش و فطرت پاك الهى كه از اول در نهاد انسان نهاده شده همان توحيد و يكتا پرستى است )؛ وسوسه هاى شيطانى و هوى و هوسها او را از راه منحرف مى سازد. و به بيراهه مى كشاند. اين ضرر جبران ناپذير شيطان ، سعادت انسان را از پايه مى لرزاند، چون حقايق و واقعيات را با باورهاى سست از بين مى برد و به دنبال آن ، سعادت به شقاوت تبديل مى گردد.
از اين رو، هيچ كس نبايد شيطان را به جاى خداوند، سرپرست خود كند؛ زيرا اين كار زيان بزرگى است و شيطان به انسان وعده هاى دروغ مى دهد و به آرزوهاى دور و دراز سرگرم مى كند، ولى جز فريب و خدعه ، كارى براى آنها انجام نمى دهد.
(143)

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان

با تشکر کاظم احمدی

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 18:3 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

:. كارگاه شيطان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
كارگاه و كارخانه ، محل كار و جاى كارگران را مى گويند، جايى كه انسان مشغول كار و وسايل كار در آن جا آماده و مهيا است و دايما به آن محل رفت و آمد مى شود.
شيطان هم براى خود كارخانه و كارگاهى دارد كه به آنجا رفت و آمد و نظارت دارد. كوشش براى دنيا و آخرت سست و بى حال باشند، نه حال عبادت دارند و نه حال تجارت ، نه عاشق دنيا هستند و نه آخرت .
رويات و كلماتى از معصومان عليه السلام درباره تنبلى و بى حالى وارد شده كه خود ايشان از سستى و بى حالى به خدا پناه مى برد.
امام سجاد عليه السلام در شبهاى ماه مبارك رمضان در مناجات هاى خود چنين مى فرمايد:
خدايا! به تو پناه مى برم از تنبلى و سستى و بى حالى .
(284)
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: از تنبلى و سستى بپرهيز؛ زيرا تو براى امروز زنده اى نه براى فردا. اگر فردايى بود نيز مثل امروز باش و اگر فردايى نبود پشيمان نخواهى بود.(285)
نيز آن حضرت فرمود: از خستگى و كاهلى بپرهيز؛ چون اگر در كارهاى دنيا و آخرت خسته و ملول باشى حق را تحمل نتوانى كرد و اگر تنبل و سست باشى از اداى حق باز مى مانى .
بلى ، شيطان در اين كارخانه و كارگاه مغز، فعاليت مى كند. انسان را به تن پرورى مى كشاند، كه شخص همواره خمود و پژمرده و بى حال به نظر مى رسد. او نمى گذارد انسان كار دنيا و آخرت خود را به خوبى انجام دهد و حركتى در راه اصلاح دينا و آخرت خود بكند.
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 12:19 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

:. زمين شيطان .:

 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
همين طور كه شيطان در دنيا دست از انسان بر نمى دارد و هميشه به دنبال اوست و فريبش مى دهد، در قيامت هم نمى خواهد از انسان دست بردارد و از او جدا شود؛ حتى وقتى داخل جهنم شد، از خداوند متعال خواهش ‍ مى كند كه با طرفداران و پيروانش به جهنم رود و با هم عذاب شوند. در بعضى از اخبار وارد شده : چون روز قيامت شود خداوند متعال امر فرمايد كه ابليس را به جهنم ببرند.
وقتى به جهنم بردند مى گويد: بارالها، تو خداوند عادل هستى و مرا در دنيا پيروان و فرمانبرانى بود. ((خواهش مى كنم كه ايشان را نيز با من به دوزخ فرستى )) خداوند به ملائكه خطاب مى كند و مى فرمايد: علماى امت محمد صلى الله عليه و آله را حاضر كنيد.
وقتى آنها را حاضر مى كنند به ايشان خطاب مى رسد: مى خواهم از شما مسئله بپرسم ! آن مسئله اين است كه :اى علماى امت محمد صلى الله عليه و آله ! شما درباره زمينى كه غاصبى آن را غصب كرده و در آن تخمى كشت نموده و حاصلى از آن به دست آمده است چه مى گوييد، آيا آن حاصل از كيست ؟ - از مال صاحب زمين است يا از غاصب ؟ عرض مى كنند: بارالها! زمين مال صاحب اصلى او است و حاصل به دست آمده مال غاصب است كه آن زمين را غصب نموده - چون در حديث آمده :
الزرع للزارع و لو كان غاصبا
((حاصل به دست آمده مال زارع است ولو اين كه غاصب باشد.))
خطاب مى رسد: امروز حكم من درباره ابليس همان است كه علماى امت محمد صلى الله عليه و آله گفتند. دلهاى بندگان زمين هاى من است كه در عوض بهشت از ايشان خريده ام ، قرآن در اين باره فرموده :
ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة
((به درستى كه خداوند متعال از مؤمنان جان ها و مالهاى آنها را خريده است براى اين كه بهشت را بجاى آن به ايشان بپردازد))
(312)
شيطان لعين ، آن زمين ها را كه دلهاى مردم باشند از من غصب كرد و تخم وسوسه در آن كشت نموده و حاصل معصيت از آن پيدا شده است . من زمين هاى خود را گرفتم - و حاصل زمين ها - و معصيت هاى ابليس را به او واگذار كردم . پس همه معاصى را به گردن آن ملعون بار كنيد و او را به دوزخ اندازيد. منم آن خداوند عادلى كه جور و ستم به كسى نمى كنم .(313)
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 12:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم مرداد 1387

شیطان اولین کسی که...

 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان : نخستين كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پيش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از اين قراراند:
- اولين كسى كه قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .
(2)
- اولين كسى كه در پيشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(3)
- اولين كسى كه كه معصيت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
- اولين كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از اين درخت نخوريد، چون درخت جاويد است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شريك مى شود.
(4)
- اولين كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصيحت مى كنم .(5)
- اولين كسى كه نماز خواند و يك ركعت آن چهار هزار سال طول كشيد.(6)
- اولين كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد.
- اولين كسى كه كه به خدا مشرك شد.
- اولين كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم عليه السلام از درخت نهى شده خورد.
(7)
- اولين كسى كه از خوشحالى سرود خواند و آن هنگامى بود كه آدم به زمين آمد.
- اولين كسى كه نوحه خواند و گريست ؛ چون او را به زمين فرستادند، به ياد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گريه كرد.
- اولين كسى كه لواط كرد
(8) چون زمانى كه به ميان قوم لوط آمد خود را در اختيار آنان قرار داد تا با او لواط كنند.
- اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولين كسى كه دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سيلمان عليه السلام داد تا نظافت كنند.
- اولين كسى كه ساختن نوره را در زمان حضرت سليمان داد، براى اين كه موهاى اضافى پاى بلقيس پادشاه سبا را از زمين ببرند.
(9)
- اولين كسى كه دستور ساختن شيشه را داد تا حضرت سليمان عليه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقيس را آزمايش كند.(10)
- اولين كسى كه دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشويند.
- اولين كسى كه دستور ساختن آسياب را داد تا مردم گندم هاى خود را آرد كنند.
- اولين كسى كه با ابوبكر بيعت كرد تا مردم را منحرف كند و از مسير حق برگرداند.
(11)
- اولين كسى كه خدا را در آسمان ها پرستيد.
- اولين كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
- اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
- اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.
(12)
- اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.(13)
- اولين كسى كه ساز درست كرد و خود، آن را نواخت .
- اولين كسى كه براى زيبايى ، زلف گذاشت .
(14)
- اولين كسى كه براى مخالفت با پيامبران ريش خود را تراشيد.
- اولين كسى كه براى مست شدن مردم ، شراب درست كرد.
- اولين كسى كه ساختن آلات لهو و لعب و موسيقى را به قابيل آموخت .
- اولين كسى كه وقتى وارد جهنم مى شود، خطبه مى خواند.
- اولين كسى كه مكر و حيله و خدعه نمود.
- اولين كسى كه نقاشى كرد و چهره كشيد.
(15)
- اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(16)
- اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
- اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود
(17) و از ناراحتى فرياد كشيد.
- اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.
(18)
- اولين كسى كه گريه دروغى نمود.(19)
- اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
- اولين كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .
(20)
- اولين كسى كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل او را لعنت كردند.
- اولين كسى كه از ترس ملائكه فرار كرد و خود را مخفى نمود.
- اولين كسى كه دستور مساحقه داد. امام باقر عليه السلام فرمود: ((وقتى خواسته ابليس در قوم لوط عملى شد، خود را به صورت زن در آورد و سراغ زنان آمد و گفت : آيا مردان شما با هم لواط مى كنند؟ در جواب گفتند: آرى . دستور داد شما نيز با هم مساحقه كنيد)).
منبع : کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 18:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم مرداد 1387

شيطان و صوفى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
همه مى خواهند كارهاى بزرگى را كه شيطان انجام مى دهد، بشناسند و پى به حقيقت و ذات كثيف او ببرند و بدانند خيانت ها و جنايت هاى او تا چه اندازه بوده است . لذا داستانى را كه در ضمن آن ، شيطان خود را معرفى كرده مى آوريم .
در حديثى طولانى آمده : روزى ((على بن محمد صوفى )) شيطان را ديد.
آن ملعون از ((صوفى )) پرسيد: چه كسى هستى ؟ جواب داد: من از فرزندان آدم عليه السلام هستم . شيطان گفت : ((لا اله الا الله )) تو از قومى هستى كه گمان مى كنند از دوستان خدايند. در حالى كه معصيت او را مى كنند! مى پندارند از دشمنان شيطان اند در حالى كه اطاعت او را مى نمايند!
((صوفى )) گفت : تو چه كسى هستى ؟ جواب داد: من صاحب قدرت و اسم بزرگ و طبل عظيم هستم . من قاتل هابيلم ، سوار شونده در كشتى نوحم ، پى كننده ناقه صالحم ، روشن كننده آتش ابراهيمم ، طراح قتل يحيايم ، غرق كننده قوم فرعون در رود نيلم ، به حركت آورنده وسائل سحر و جادو در برابر موسايم ، سازنده گوساله سامرى - براى انحراف و امتحان - بنى اسرائيلم ، من سازنده و صاحب اره بر فرق زكريايم ، حركت كننده با لشكر ابرهه براى خراب كردن خانه كعبه با فيلانم ، طراح قتل پيامبر اسلام در احد و حنينم ، به وجود آورنده لشكر صفينم ، من القا كننده و به وجود آورنده حسد روز سقيفه در قلوب منافقانم .
من صاحب هودج در روز جنگ بصره و بعيرم ، من شتر عايشه در روز جملم ، دشنام دهنده در روز عاشورا و كربلا به مؤمنانم ، من امام و رهبر، پيشوا و دستور دهنده منافقانم ، من بزرگ عهد و پيمان شكنانم ، من ركن و ستون ظالمانم ، گمراه كننده مارقينم ، نابود كننده اولينم ، به انحراف كشنده و گمراه كننده آخرينم ، ((ابومره )) نه مخلوق از گل بلكه خلق شده از آتشم ؛ غضب شونده رب العالمينم ، من لعنت و رانده شده خدا و فرشتگان و جن وانس و همه مخلوقاتم .
((صوفى )) گفت : تو را به حق آن خدايى كه به گردن تو حق دارد، مرا راهنمايى كن بر عملى كه به واسطه آن تقرب به خدا پيدا كنم و به واسطه آن در مشكلات روزگارم كمك بگيرم ، شيطان گفت : در دنيا به آن چه تو را كفايت كند قانع باش و كمك بگير بر آخرت خود به دوستى على بن ابى طالب و دشمن باش با دشمنان او. به درستى كه من عبادت كردم خدا را در هفت آسمان و معصيت نمودم او را در هفت زمين ، نيافتم هيچ ملك مقربى و نه نبى مرسلى را مگر اين كه به واسطه دوستى على عليه السلام به خدا نزديك شده باشد.
صوفى مى گويد: ناگهان از پيش چشمم غايب شد. آمدم پيش امام باقر عليه السلام و اين خبر را براى ايشان گفتم حضرت فرمود: آن ملعون شيطان بود كه به زبان ايمان آورد و در قلب خود كافر شده است .
(510)
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 18:35 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم مرداد 1387

:. تيرهاى شيطان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان براى پيروزى بر دشمن تيرهايى دارد كه به وسيله آنها با دشمن روبه رو مى شود. آنها بر چند قسم است :
يكى نگاه كردن به زن هايى مى باشد كه بر انسان حرام است . حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد: ((نگاه كردن به نامحرم تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است كه خطا نمى رود، وقتى نگاه از چله چشم بيرون آمد، سينه و قلب را هدف قرار مى دهد و آن جا را نشانه مى رود.
(300)
حضرت رسول در اين باره فرمود: غضب خداوند بر زنانى شدت پيدا مى كند كه شوهردار باشند در عين حال چشم خود را با نگاه كردن به ديگران سير كنند.
دوم : زن ها هستند. در ديدار شيطان با حضتر يحيى عليه السلام مى گويد: زن ها تيرى از تيرهاى من هستند كه به خطار نمى روند.
(301)
سوم : دوستى پول و درهم و دينار است ، حضرت امير المومنان عليه السلام مى فرمايد: از جمله چيزهايى كه فساد برانگيز است ، درهم و دينار مى باش ‍ دو آنها تيرهاى شيطان اند كسى كه آنها را دوست داشته باشد بنده دنيا است نه بنده خدا.(302)
از ابن عباس نقل شده است : ولين بار كه درهم و دينار به وجود آمد و بر آنها سكه زده شد، شيطان به سوى آنها توجه كرد و آن دو را برداشت و بر چشم خود گذاشت ! بعد از آن به سينه خود چسباند. سپس از خوش حالى ناله اى سر داد و بار ديگر به سينه خود چسباند و گفت : شما دو سكه ، نور و روشنى چشم و ميوه قلى من هستيد! اگر بنى آدم شما را دوست داشته باشند؛ هر چند ديگر بت نپرستد، مرا باكى نيست . همان دوست داشتن پول برايم بس ‍ است .(303)
آرى ! شيطان به وسيله اين تيرها، بزرگ ترين شخصيت را از پا در مى آورد، قارون را به دل زمين فرو مى برد، فرعون را به دريا غرق ، عمر سعد را جهنمى ، شريح قاضى ملعون و ميليون ها انسان ديگر را بى چاره و بدبخت مى كند.
منبع : کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 18:32 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم مرداد 1387

معنی شیطان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

شيطان دو معنى دارد: يكى اصطلاحى ، و آن همان معنايى است كه بر سر زبان مردم است . وقتى كلمه شيطان گفته مى شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونى مى شود كه رو در روى خدا ايستاد و نافرمانى كرد و در برابر آدم عليه السلام سجده نكرد.
ديگرى معنى لغوى آن است ، شيطان از ((شطش )) و ((شاطن )) گرفته شده و هر دو به معنى پليد، خبيث ، پست و موجودى سركش ، متمرد و نافرمان به كار برده مى شود. به عبارت ديگر، به هر چيز مرموز، موذى و آزار دهنده گفته مى شود. هم چنين به معنى منحرف و منحرف كنند، ياغى و طاغى ، شرير و شرارت كننده ، دور بودن و دور شدن از حق و حقيقت ، دور شدن از رحمت و مغفرت الهى ، بدخوى و سخت دل ، بدجنس و بد ذات و ناپاك ، هلاك شده و هلاك شونده آمده است . اين معانى و صفات در انسان باشد يا در جن ، در چهار پايان باشد يا وحوش ، خزندگان و غيره همه اين ها از معانى و مصاديق شيطان است .
و فرد شاخص آن ، همان معنا و مفهوم اصطلاحى آن است كه در ميان مردم معروف و مشهور است و آن ابليس و لشگريان و اعوان و انصار و ياوران او است . همان كسى كه باعث بدبختى خود و آدم عليه السلام ، باعث بيرون شدن خود و آدم عليه السلام از بهشت شد.

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان

با تشکر کاظم احمدی

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 8:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم مرداد 1387

کمین گاه شیطان

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ 

دشمن وقتى نتوانست از راه هاى ساده و عادى بر حريف خود غالب شود و او را به زمين زند، دنبال كمين گاهى مى گردد، تا در پناه آن و در وقت مناسب ، بر حريف خود حمله كند و ناگهان او را در جاى خود از پاى در آورد و اين شگرد خوبى است .
حيوانات براى اين كه طعمه خود را به آسانى به دست آورند، كمين مى كنند، انسان براى نابودى دشمن خود كمين مى نمايد، كمين گاه جاى امنى براى دشمن است ، نزديك ترين راهى است كه انسان و هر حيوانى را به مقصود مى رساند. شيطان هم از اين حربه استفاده مى كند و اگر نتوانست از راه عادى و ساده بر انسان غالب شود، بايد كمين كند و از اين راه به مقصود برسد. كمين گاه شيطان ، مال و ثروت است .
غياث بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: شيطان ، فرزند آدم عليه السلام را در هر چيز مى چرخاند و به هر راهى مى برد - و هر گناهى را به او پيشنهاد مى كند - همين كه او را خسته و ناتوان ديد، نيرو و توانش را از او گرفته ، در كنار مال و ثروت كمين مى كند و چون انسان به آن جا رسد - كه آخرين مرحله شانس شيطان است - ناگهان گريبانش را مى گيرد كه ديگر راه فرارى براى او نيست .
(244)
مقصود اين است كه مال و ثروت بزرگ ترين كمين گاه شيطان است ؛ زيرا بسيار كم اتفاق مى افتد كه انسان به مال و ثروت برسد و او را نفريبد و منحرف نكند. قرآن در اين باره مى فرمايد:
كلا ان الانسان ليطغى ان راه اسغنى
((چنين نيست كه نعمت هاى الهى و مال و ثروت شكرگزارى را براى هميشه در انسان زنده كند، بلكه او مسلما طغيان مى كند، چون خود را مستغنى و بى نياز مى بيند.))
(245)
طغيان كردن طبيعت غالب انسان ها است ، طبيعت كسانى كه در مكتب عقل و وحى پرورش نيافته اند، آنان وقتى خود را مستغنى مى پندارند، شروع به سركشى و طغيان مى كنند.
از همين جهت است كه پيشواى ششم امام صادق عليه السلام فرمود: سر هر خطاكارى دوستى (و علاقه ) به دنيا است .
چون دنيا انسان را از كسب كمالات و تحصيل آخرت باز مى دارد، او را به پرت گاه مى برد. دوستى مال و ثروت باعث فراموشى خدا و آخرت ، دشمنى با خدا و پيامبران الهى و اولياى او و مؤمنان مى شود.
حضرت يوسف عليه السلام وقتى گرفتار آن همه بلا و فتنه مى شود و در چنگال زيباترين زنان آن زمان گرفتار مى گردد نمى گويد: خدايا! مرا مسلمان بميران ، اما وقتى به رياست و حكومت مى رسد از خدا مى خواهد كه حكومت و رياست و مال و منال ، او را منحرف نكند و بر خداشناسى ثابت قدم بدارد و هنگام مردن مسلمان بميرد.
(246)

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان

با تشکر کاظم احمدی

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 8:16 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم مرداد 1387

نام ها و صفات شيطان

 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

براى شيطان اسامى و صفات متعددى ذكر شده و آنها از اين قرارند:
1. ابليس ؛ اين كلمه اى است مفرد و داراى دو جمع (اباليس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده . معناى آن نااميدى ، ماءيوس شدن از رحمت خدا؛ تحير و سرگردانى ، حزنى كه از شدت ياس پيدا مى شود؛ اندوه گين و سر در گريبان كردن ، آمده ابليس ، كلمه عربى و اسم خاص است و معروف شده براى همان كسى كه آدم را فريب داد و باعث بيرون شدن او و همسرش از بهشت گرديد. و الان با تمام قدرت ، خود و لشگريانش در كمين انسان هاى بى ايمان و سست عنصر، بلكه در كمين همه انسان ها بوده مگر بندگان مخلص ، كه از آنان ماءيوس است .
(29)
ابليس ، موجودى است حقيقى و زنده ، با شعور، مكلف ، نامرئى و فريب كار؛ همان كه از امر خدا سرپيچى نمود و هم اكنون هم مردم را اغوا مى كند و بر انجام گناه و خلاف تشويق مى نمايد.
چهره ابليس ، چهره تكبر و عصيان ، نخوت و تمرد، خودخواهى و خود محورى و مظهر غرور و خود برتر بينى است .
لفظ ابليس ، به صورت مفرد، يازده بار در قرآن آمده كه جز دو مورد بقيه مربوط به خلقت آدم عليه السلام است . از جمله :
((همانا شما آدميان را بيافريديم و سپس شكل داديم و پس از آن به فرشتگان امر كرديم تا بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه از سجده كنندگان نبود.))
(30)
((فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه سرپيچى و تكبر نمود و از كافران گرديد.))(31)
((چون فرمان سجده بر آدم رسيد، همگى اطاعت كردند جز ابليس ، كه از سجده بر آدم امتناع ورزيد. خداوند فرمود:اى ابليس ! چه شد تو را كه با ديگران بر آدم سجده نكردى .))(32)
((ابليس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقيقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندكى از اهل ايمان ، همه او را تصديق كردند و پيرو او شدند))(33)
((كافران و معبودان آنها (همگى ) به رو، در آتش جهنم در آيند و با تمام سپاه و لشگريان ابليس به دوزخ وارد گردند))؛ زيرا آنان پيروان او هستند.(34)
و نيز در نهج البلاغه يازده مرتبه كلمه ابليس آمده است :(35)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 8:14 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

:. لشكر شيطان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
مسلم است كه هيچ پادشاهى و سلطان و اميرى نمى تواند به تنهايى و بدون سپاه و لشكر، كشورش را اداره كند و احتياج به نيرو دارد؛ هر چه لشكرش ‍ بيشتر و مجهزتر باشد قدرت آن كشور هم افزايش مى يابد. عمده همت يك سلطان ، آماده كردن لشكر منظم و مرتب است . شيطان هم از اين برنامه بيرون نيست و احتياجى به نيرو و لشكر دارد. وى با آن ، كار خود را شروع مى كند. سپاه و نيروى شيطان از چند طايفه تشكيل مى شود:
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

شمشیر شیطان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
پس برنده ترين سلاح كه شيطان مى تواند به آسانى با كمك آن به آرزوهايش ‍ برسد، زن است و اين سلاح ، فراوان و همه جا يافت مى شود.
امير المومنين عليه السلام مى فرمايد: فتنه و فساد از چند چيز بلند مى شود. يكى از آنها از دوستى بى حد به زنان و علاقه و محبت زياد به ايشان است . و آن هم شمشير برانى براى شيطان خواهد بود. كسى كه علاقه و محبت بيش ‍ از حد به زنان داشته باشد، بايد بداند كه بهره اى از عيش و زندگى خود نمى برد.
(214)
پس شيطان با اين حربه بران :
عزيزان را كند كيد زنان خوار
به كيد زن مبادا كس گرفتار

تاريخ نمونه هايى زيادى دارد كه نشان مى دهد انسانها به خاطر علاقه زيادى كه به زن خود داشته اند سقوط نموده و دين و دنياى خود را از دست داده اند؛ زيرا وقتى كه انسان دل بستگى زيادى به زن خود داشته باشد عيب هايش را نمى بيند؛ در نتيجه همسرش نيز از او سوء استفاده مى كند. در اين جا نمونه هايى از اين افراد را مى آوريم كه در پى آن جنايات و كشتارهايى هم رخ داده است .
از محبت و علاقه به زن بود كه حضرت آدم عليه السلام از بهشت بيرون شد، هنگامى كه شيطان از آدم ، نااميد گشت سراغ حوا رفت و وى را فريفت .

از علاقه و محبت به زن بود كه قابيل كينه برادر را به دل گرفت و سرانجام او را كشت . در بعضى از روايات آمده : حوريه اى براى هابيل و زن جنيه اى براى قابيل آمد و همين باعث نزاع ايشان شد.
و باز از نااهلى زن بود كه نوح پيغمبر همواره ناسزا و زخم زبان هاى مردم را بايد تحمل مى كرد.
از رفتارهاى زن بود كه خانه لوط نبى به خاطر يورش عده اى ناامن مى شود و آن پيغمبر عظيم الشاءن و مظلوم مجبور مى شود به آن مردم پست پيشنهاد دهد كه به خانه و مهمانانش حمله نكنند و دخترانش را با اجراى عقد به آنان بسپارد.
و هم چنين از نيرنگهاى زن بود كه عزيز مصر ((يوسف صديق )) را هفت سال در زندان نگاه داشت و از زندگانى اجتماعى محروم كرد.
از دل دادگى به زن بود كه قدار بن سالف به در خواست آن زن ناباب ، شتر صالح پيغمبر را پى كرد كه عذاب نازل شد و تمام قوم هلاك شدند.
از علاقه به زن بود كه بلعم با عورا به دستور عجوزه خود به كوه رفته و حضرت موسى عليه السلام پيامبر بزرگ الهى را نفرين مى كند كه هم موسى و هم قومش چهل سال در بيابان در ميان سرما و گرما حيران مى شوند و هم عبادات و اعمال صالحش از بين مى رود. تا جايى كه قرآن او را تشبيه به سگ نموده است .
از محبت و علاقه به زن بود كه بايد سر يحياى پيغمبر از بدن جدا شود و مهريه عروس گردد و براى خون به ناحق ريخته آن حضرت هفتاد هزار نفر از مردم آن زمان به دست ((بخت النصر)) قتل عام مى شوند و آن هم خون ريخته شود.
نيز از وسوسه زن بود كه جگر حمزه به دستور ((هند)) جنايت كار و زناپيشه از پهلويش بيرون آورده شود و بدنش مثله گردد.
و به واسطه زن بود كه در خيبر به پيامبر اسلام (ص ) زهرا خوانده مى شود و آن زن ناپاك يهودى از روى هوى و هوس يا به دستور عده اى حضرت را مسموم مى كند.
و با پادر ميانى زن بود كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى به دستور قطام ، آن زن بد سيرت ، دست به قتل بزرگ مرد تاريخ اميرالمؤمنين عليه السلام زد و آن جنايت بزرگ را مرتكب شد، و امت پيغمبر را بى امام و رهبر نمود.
از خودخواهى هاى زن بود كه جنگ هاى خونينى در تاريخ بشريت واقع شد و خونهاى زيادى از بى گناهان ، روى زمين ريخته شد، مانند جنگ جمل كه حدود سى هزار نفر از امت اسلامى قتل عام شدند و به دنبال آن جنگ صفين و نهروان پيش آمد و عايشه تعزيه گردان آن و آغازگرش بود.
از ناپاكى هاى زن بود كه فرزند بزرگ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به شهادت رسيد، و معاويه مخفيانه زهر هلاهل با مقدارى پول براى زن امام حسن عليه السلام ((جعده )) ملعونه ، دختر اشعث بن قيس ، مى فرستد كه آن ناپاك زهرا را به فرزند فاطمه داد و جگر آن حضرت را پاره پاره كرد.

از خود محورهاى زن بود كه بدن امام حسن مجتبى عليه السلام تير باران شد و مروان حكم ملعون و مطرود هم ، عايشه را خبر مى كند و او هم دستور مى دهد بدن امام را آماج تير قرار دهند.
از نامباركى زن بود كه بايد به امام محمد تقى (ع ) در سن 25 سالگى زهر خورانده شود و ام الفضل دختر ماءمون عباسى و همسر آن حضرت به دستور عموى خود گرداننده آن مى شود و امام را مسموم نمايد.
و هزاران جنايت و قتل و كشتار كه واقع شده و در همه آنها دست خونين زن آشكارا يا پنهانى در آن ديده مى شود كه پرداختن به همه آنها از حوصله اين كتاب بيرون و تاريخ همه آنها را ضبط كرده است .
واقعا، شيطان شمشير برانى دارد، و اين ما هستيم كه بايد از آن بپرهيزيم و دچارش نشويم .

هر فسادى را ببينى در جهان
او زشومى زنان مى دان عيان
چند با آدم ابليس افسانه كرد
تا كه حوا گفت ، بخور آن دم بخورد
يوسف از مكر زليخاى جوان
ماند در زندان براى امتحان
نوح بر تابه چون بريان ساختى
واهله برتا به سنگ انداختى
لوط را بدهم چنين زن فاجره
خوانده باشى قصه آن كافره
اولين خون در جهان ظلم و داد
در كف قابيل بهر زن فتاد

 

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان

با تشکر کاظم احمدی

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:6 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

:. نماز شيطان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
شيطان ، براى گمراه كردن انسان از يك شيوه ثابت استفاده نمى كند، بلكه براى هر كسى شيوه مخصوص به خود آن را به كار مى برد تا موفق شود. براى هر كسى راه و روشى جداگانه دارد. يكى از راههاى مؤ ثر و موفق آن ملعون ، عبادت نمودن و نماز خواندن او است . براى منحرف كردن نمازگزاران از حربه نماز استفاده مى كند؛ زيرا اگر كسى كه راضى نيست خود را به هر گناهى بيالايد و نمازهايش پشتوانه معنوى او است ، هيچ گاه به فرمان او در نمى آيد كه شب بخورد يا آدم بكشد تا دزدى كند. مسلما به فرمان او گردن نمى نهد ناگزير، بايد راهى بيابد كه بتواند آرام آرام او را منحرف كند و به مقصود خويش راهنمايى نمايد و آن ، هم دردى و هم راهى با او در لباس نماز خوان و عابد است .
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

:. شيطان از بسم الله مى ترسد .:

 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
از جمله جاهايى كه شيطان هنگام گفتن ((بسم الله )) از انسان دور مى شود.
1- در گذشته بيان شد كه شياطين در اموال و اولاد انسان شركت مى كنند. اگر كسى بخواهد شيطان از او دور شود، و در امور زندگى او شركت نكند يك راه دارد و آن گفتن ((بسم الله )) و نام خدا را بر زبان آوردن است ؛ زيرا شيطان از اسم خدا مى ترسد. رواياتى كه در اين باره از پيامبر و امامان عليه السلام نقل شده : مى آوريم تا انسان در تمام كارهاى خود نام خدا را ببرد و به ياد او باشد.
اگر كسى مى خواهد شيطان در اولاد او شركت نكند، بايد موقع جماع نام خدا را ببرد تا او فرار كند.
امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى كسى مى خواهد پهلوى عيال خود رود نام خدا را بر زبان آورد و ((بسم الله )) بگويد؛ زيرا اگر بدون نام خدا مشغول شود و صاحب فرزند گردد شيطان در او شركت كرده ، دليل آن هم اين كه او دشمن ما خانواده خواهد بود.
ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: انسان وقتى مى خواهد با عيال خود هم بستر شود و نشست جايى كه بايد بنشيند،شيطان هم براى همان عمل حاضر مى شود. اگر انسان ((بسم الله )) بگويد؛ شيطان از او دور مى شود. ولى اگر مشغول عمل شد و نام خدا را نبرد شيطان هم آلت خود را داخل مى كند. پس عمل از هر دو و نطفه از يك نفر آنها است .
ابوبصير عرض كرد: جانم به فدايت ، از كجا شناخته مى شوند؟ امام فرمود: به دوستى و دشمنى ما.
(474)
2- امام محمد باقر عليه السلام فرمود: وقتى كسى لباس خود را عقب مى زند براى بول كردن يا عريان مى شود براى حمام رفتن ، بايد ((بسم الله )) بگويد. چون وقتى ((بسم الله )) گفت ، شيطان چشم خود را مى بندد و از او دور مى شود.
3. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ضمن حديثى فرمودند: وقتى يكى از شما به منزل رسيد بايد ((بسم الله )) بگويد، تا شيطان فرار كند.
(475)
4. على بن اسباط گويد: امام رضا عليه السلام به من فرمود: وقتى براى سفر يا غير آن از منزل بيرون مى روى بگو:
((بسم الله امنت بالله توكلت على الله ما شاء الله ، لا حول و لا قوه الا بالله ))
زيرا اگر شيطان با تو ملاقات كرد ملائكه با تازيانه بر سر و صورت او مى زنند و مى گويند: بر او راهى ندارى ؛ چون او نام خدا را برد و ايمان به او آورد و بر او توكل نمود.
5. حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از شما موقع وضو نام خدا را بر زبان جارى نكند، شيطان در وضو او شركت مى كند و اگر انسان هنگام خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن ((بسم الله )) نگويد، شيطان در آن كارها شركت مى كند.
(476)
6. ابوحمزه ثمالى مى گويد: على بن حسين عليه السلام به من فرمود:اى ثمالى ! هنگامى كه وقت نماز برسد، شيطان مى آيد و روى شانه مى نشيند و مى گويد: آيا نام خدا را برده اى ؟ اگر بگويد: بلى از او دور مى شود و اگر بگويد: خير، بر شانه او مى نشيند تا اين كه نماز خوانده شود و مردم پراكنده گردند.
ابوحمزه ثمالى مى گويد: عرض كردم : آيا آنها قرآن نمى خوانند؟ آن حضرت فرمودند: چرا ولى آن چه تو فكر مى كنى نيست .اى ثمالى ! مراد بلند گفتن ((بسم الله الرحمن الرحيم )) است كه شيطان را دور مى كند.
(477)
7. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده : اگر انسان هنگام سوار شدن ((بسم الله )) بگويد، ملكى پشت سر او سوار مى شود و از او محافظت مى كند، تا زمانى كه پياده شود. و اگر سوار شد و ((بسم الله )) نگفت ، شيطان پشتش سوار مى شود و به او مى گويد: آواز بخوان . اگر گفت : من آواز ندارم و نمى توانم بخوانم به او مى گويد: مست و بى حال شو. او مست مى شود، تا وقتى پياده شود.
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 20:1 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

:. منبر شيطان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
در خبر است كه : در شب هفدهم ماه مبارك رمضان كه پيغمبر صلى الله عليه و آله به معراج تشريف برد و همه جا را ديد و در همان شب مراجعت فرمود. صبح آن شب ، شيطان خدمت آن سرور مشرف شد و عرض كرد: يا رسول الله ! شب گذشته كه به معراج تشريف برديد، در آسمان چهارم طرف چپ ((بيت المعمور)) منبرى بود، شكسته و سوخته و به رو افتاده . آيا شناختى آن منبر را و متوجه شديد كه از كيست ؟
آن حضرت فرمودند: خير؛ آن منبر از كيست ؟ شيطان عرض كرد: آن منبر از من است و صاحب آن بودم ! بالاى آن مى نشستم و ملائكه پاى منبر من حاضر مى شدند، از براى آنها راه بندگى حضرت منان را مى گفتم . ملائكه از عبادت و بندگى من تعجب مى كردند! هر وقت كه تسبيح از دستم مى افتاد، چندين هزار ملك بر مى خاستند، تسبيح را مى بوسيدند و به دست من مى دادند. اعتقاد من اين بود كه خداوند از من بهتر چيزى را خلق نفرموده ؛ ولى يك بار ديدم امر به عكس شد و رانده درگاه او شدم . و الان كسى از من بدتر و ملعون تر در درگاه احديت نيست . اى محمد صلى الله عليه و آله وسلم ! مبادا مغرور شوى و تكبر نمايى ، چون هيچ كس از كارهاى الهى آگاه نيست .
در ملاقات خود با حضرت يحيى عرض كرد: من جزو ملائكه بودم و چهار هزار سال سرم را از يك سجده بر نداشتم ؛ ولى عاقبتم اين شد كه از صفوف ملائكه بيرون شدم و مطرود و مردود و ملعون درگاه حق تعالى گرديدم .
منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 19:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم مرداد 1387

:. براداران شیطان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
هر كس در دنيا برادر يا برادرانى دارد، و اگر احيانا برادرى نداشته باشد براى خود بر مى گزيند تا تنها باشد. كسانى را كه انتخاب مى نمايد بايد با او هم فكر و هم عقيده باشند.
شيطان هم براى خود برادرانى برگزيده است . آنها كسانى هستند كه حق خويشان و هموطنان و بيچارگان و درماندگان را پايمال مى كنند و به آنها نمى پردازند. اسراف و تبذير مى كنند مال خود را در راه غير صحيح و فساد مصرف مى نمايند، يا بدون انگيزه دارايى خود را ريخت و پاش مى نمايند و به مصرف صحيح و عقلانى نمى رسانند. چنين افرادى برادران شيطان اند. قرآن درباره آنها چنين مى فرمايد:
ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشيطان لربه كفورا
((به درستى كه تبذير كنندگان برادران شيطان اند و شيطان هم نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس كرد)).
(159)
اين كه شيطان نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس كرد روشن است ؛ زيرا خداوند نيرو و توان ، هوش و استعداد فوق العاده اى به او عنايت كرده ، ولى او همه نيروها را در راه نادرست ؛ يعنى در راه اغوا و گمراهى مردم مصرف كرد.
به اين خاطر تبذير كنندگان برادران شيطان اند كه از نعمت هاى خدا، ناسپاسى كرده و در راه ناصواب صرف مى نمايند. بى شك اسراف يكى از ناپسندترين اعمال از ديدگاه قرآن و اسلام است . نعمت ها و مواهب كره زمين ، براى ساكنانش كافى است ؛ در صورتى كه بيهوده به هدر داده نشوند، بلكه به صورت صحيح و معقول ، دور از هر گونه افراط و تفريط مورد بهره بردارى قرار گيرند؛ و گرنه اين نعمت ها آن قدر زياد نيست كه اگر در راه نادرست استفاده شود، هم چنان باقى بمانند و كم نشوند. چه بسا اسراف و تبذير در منطقه اى ، باعث محروميت منطقه ديگرى شود، يا اسراف و تبذير انسان هاى امروز، باعث محروميت نسل هاى آينده گردد.
قرآن در آيات فراوانى شديدا اسراف گران را به شدت محكوم كرده است . به چند نمونه از آنها اشاره مى شود تا هشدارى براى مسرفين باشد:
1. در جايى مى گويد: ((اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد)).
(160)
2. مى فرمايد: ((مسرفان از اصحاب دوزخ و جهنم اند)).(161)
3. مى گويد: ((از مسرفان اطاعت نكنيد و فرمان نبريد)).(162)
4. آيه ديگرى مى فرمايد: ((مجازات و عذاب الهى در انتظار مسرفان است )).(163)
5. مى فرمايد: ((اسراف يك روش فرعونى و طاغوتى است )).(164)
6. و نيز چنين گفته : ((خداوند مسرفان دروغ گو را هدايت نمى كند)).(165)
7. باز مى فرمايد: ((ما افراد اسراف كننده را هلاك مى كنيم )).(166)
از اين آيات به دست مى آيد كه اسراف و تبذير بدترين اعمال مى باشد، و شيطان از مسرفان زيان كار خوشحال است تا آن جا كه مى فرمايد: ((آنان برادران شيطان اند))
منبع:کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
با تشکر کاظم احمدی
نوشته شده توسط كاظم احمدی در 19:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم مرداد 1387

سوال از جانب رسول اکرم ( ص ) و جواب از ابلیس

به نام خدا

روزی رسول خدا ( ص ) از مسجد خارج شد و شیطان را دید که کنار درب مسجد ایستاده است. حضرت به او فرمود: چرا در اینجا ایستاده ای؟ شیطان گفت: خدا مرا آورده است! حضرت فرمود: برای چه؟ جواب داد: برای اینکه هر چه بخواهی از من بپرسی و من نیز از روی صدق و راستی جواب دهم . حضرت فرمد : چرا امتم را از نماز جماعت منع می کنی؟

شیطان گفت: هر گاه امت تو به قصد نماز جماعت از خانه بیرون می روند، تب شدیدی بر من عارض می شود و آن تب بر طرف نمی شود  تا هنگامی که نمازگزاران از هم جدا شوند!

حضرت پرسید : چرا امتم را از دعا و طلب علم منع می کنی؟

شیطان جواب داد: به این سبب که وقتی آنان در طلب علم می روند یا دعا می کنند، حالت کری و کوری به من دست می دهد تا زمانی که دست از دعا بر دارند.

حضرت فرمود: چرا آنان را از خواندن قرآن منع می کنی ؟

جواب داد: چون وقتی آنان قرآن می خوانند ، من همانند سرب آب می شوم!

پیامبر فرمود : چرا امتم را از جهاد منع می کنی ؟

شیطان گفت: زمانی که آنان برای جهاد از خانه خارج می شوند، بندی برپاهایم می بندند تا وقتی که آنان از جهاد برگردند. وقتی که آنان به قصد چج از خانه خارج شوند، مرا در غفل و زنجیر می کنند  تا وقتی که حج تمام شود و هرگاه قصد صدقه دارند، اره بر سرم می گذارند و مرا مانند چوب اره می کنند.

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان

با تشکر کاظم احمدی

 

 

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 12:40 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم مرداد 1387

شیطان و قدرت شیطانی

به نام خدا

مردی از اهل مصر، خوشه ی انگوری نزد فرعون آورد و خواهش کرد تا آن خوشه را مروارید سازد .فرعون، آن را گرفت و به درون خانه ی خود رفت و در این اندیشه بود که چگونه خوشه ی انگوری را می توان جواهر کرد؟ در این هنگام شیطان به خانه ی فرعون آمد و درب را کوبید. فرعون صدا زد : کیست ؟

شیطان گفت : خاک بر سر خدایی که نمی داند در پشت درب خانه اش چه کسی است! سپس شیطان داخل خانه ی فرعون رفت و خوشه ی انگور را از دست فرعون گرفت و اسمی از اسمهای خدا را بر آن خواند و آن خوشه جواهر گشت.

آن گاه گفت: (( ای فرعون! انصاف بده ، من با این فضل و کمال شایسته ی بندگی نبودم ولی تو با این جهل و نادانی ، ادعا خدایی می کنی؟!))

فرعون پرسید:(( چرا آدم را سجده نکردی و از درگاه قرب خدا رانده شدی؟))

شیطان گفت:(( زیرا می دانستم که از صلب آدم ، کسی چون تو عنصری پلید به وجود خواهد آمد!))

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان

با تشکر کاظم احمدی

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 9:11 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387

همراهی شیطان با مسیحیان نجران

 

به نام خدا

 

بعد از ظهور اسلام، هیاتی  از مسیحیان نجران به خدمت پیامبر اکرم ( ص ) رسیدند در حالی که لباس های ابریشمی بسیار زیبا که تا آن زمان  در اندام عرب ها دیده نشده بود، در تن داشتند و انگشتر طلا در دست کرده بودند. هنگامی که به خدمت پیامبر رسیدند و سلام کردند، پیامبر اسلام ( ص ) جواب  سلام آنان را نداد و صورت خود را برگرداند و حتی یک کلمه به آنان سخن نگفت . حضرت علی ( ع ) در این باره فرمود: من چنین فکر می کنم که اینان باید لباس ها و انگشتر های گران قیمت خود را بیرون آورند و سپس خدمت پیامبر برسند. آنان هم این کار را کردند و حضرت جواب سلام  آنان را داد و با آنان سخن گفت :  سپس فرمود : سوگند به خدایی که مرا به حق فرستاد . اولین بار اینان بر من وارد شدند، دیدم شیطان هم  همراه آنان است.

 

منبع : کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان

با تشکر کاظم احمدی

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 21:25 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387

مادر شیطان

به نام خدا

جمعی در مسجدی نشسته بودند و از قحطی و خشکسالی که رخ داده بود، صحبت می کردند و از وضع فقیران و بیچارگانی که در زحمت بودند گفتگو می کردند.

یکی از مومنان که در خزانه ی خود مواد غذایی و گندم فراوانی داشت، تحت تاثیر سخنان مردم قرار گرفت و گفت: من در انبار خانه ام مقدار قابل توجهی گندم ذخیره کرده ام و همه را در اختیار فقیران قرار می دهم و آنان را از بدبختی و فقر نجات می دهم . دوستانش گفتند: آری، اگر شیطان بگذارد. او گفت: شیطان هیچ غلطی نمی تواند بکند. هم اکنون می روم و همهی گندم ها را بین فقیران تقسیممی کنم. از جای خود برخاست و به سوی خانه رفت. وقتی خواست تا در انبار را باز کند،همسرش نزدیک او آمد و گفت: می خواهی چی کار کنی؟ گفت:می خواهم تا مقداری از این گندم ها را به نیازمندان بدهم و از بدبختی نجاتشان دهم. زنش گفت: ای مرد! مگر دیوانه شده ای؟ ما خود احتیاج پیدا می کنیم . هر کس در این شرایط سخت سعی می کند گندم تهیه کند و به خانه آورده و ذخیره نماید و تو می خواهی گندم های ذخیره شده را به دیگران بدهی ؟ سرانجام شیطان کار خود را کرد. او زن را وسوسه نمود و زن هم مرد را و کاری کرد که آن مومن به مسجد رفت و نزد دوستانش نشست.

دوستانش به او گفتند: چه شد؟ آیا گندم ها را به فقرا بخشیدی یا طبق روایتی که می فرماید : کسی که دست در جیبش کند چیزی را در راه خدا دهد، هفتاد شیطان دست او را می گیرند و مانع از او می شوند. شامل حالت شد و انفاق نکردی؟ مومن گفت: من از هفتاد شیطان خبری ندارم اما مادر شیطان کار خودش را کرد و مانع از انفاق شد!

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیزاز شیطان

با تشکر کاظم احمدی

 

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 18:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387

به نام خدا

از شما بینندگان عزیز می خواهم که فقط به خدا توکل کنید و نگذارید که شیطان به دل شما وارد شود و اکه وارد شود دیگر معلوم نیست که بر سر شما چه بلاهایی در می آورد پس فقط دلتان و فکرتان پیش خدا باشد و نه چیز دیگر.

با تشکر کاظم احمدی

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 16:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

معرفی کتابهای درباره شیطان و مولف آنها

به نام خدا

1-     شیطان در کمینگاه : مولف : نعمت الله صالحی حاجی آبادی

2-     ابلیس : دشمن ولایت و هدایت : مولف : سید حسن یوسفی

3-     جن و شیطان : مولف : علیرضا رجایی تهرانی

4-     کلیات جامع التمثیل : مولف : محمد جبله رودی

5-     ابلیس نامه : دو جلدی ، مولف : محسن غفاری

6-     تذکره الاولیاء : شیخ فرید الدین عطار نیشابوری

7-     امالی شیخ صدوق : از انتشارات  کتابفروشی اسلامیه

8-     داستانهای عبرت انگیز : مولف : زین العابدین بابایی آملی

9-     پژوهشی در امثال القرآن : مولف : یدالله چوپانی

10- استعاذه : مولف : شهید آیت الله دستغیب شیرازی

11- اصول کافی: مولف : محمد بن یعقوب کلینی رازی

12- انوار المجالس: مولف: ملا محمد حسین ارجستانی متخلص به گریان

13- دنیای شگفت جن : مولف : رقیه یعقوبی

14- هزار و یک حکایت قرآنی: مولف : محمد حسین محمدی

منبع: داستانهای شگفت انگیزاز شیطان

با تشکر کاظم احمدی

 

نوشته شده توسط كاظم احمدی در 19:6 |  لینک ثابت   •